تعریف روند صعودی


تشخیص تغییر روند صعودی

جامعه مصرفی: در ستایش اشیا

کتاب جامعه مصرفی نوشته ژان بودریار و ترجمه پیروز ایزدی از سوی نشر ثالث منتشر شده است. به گفته بودریار: «همان‌طور که جامعه قرون وسطی با خدا و شیطان تعادل خود را حفظ می‌کرد، جامعه مصرفی با مصرف و تقبیح آن تعادلش را حفظ می‌کند».

راحمه یونسی: کتاب جامعه مصرفی نوشته ژان بودریار و ترجمه پیروز ایزدی از سوی نشر ثالث منتشر شده است. به گفته بودریار: «همان‌طور که جامعه قرون وسطی با خدا و شیطان تعادل خود را حفظ می‌کرد، جامعه مصرفی با مصرف و تقبیح آن تعادلش را حفظ می‌کند».

اصطلاح جامعه مصرفی که در دهه گذشته کاربرد عمومی پیدا کرده، به جامعه‌ای اشاره دارد که نه بر تولید کالا و خدمات بلکه بر مصرف، آن هم به شکلی نمایشی تأکید دارد. در چنین جوامعی از یک سو معنای مصرف کاملا دستخوش تغییر و تحول شده و از سوی دیگر مفهوم خوشبختی با مصرف در هم تنیده شده است. درواقع در یک جامعه مصرفی افراد در عصر اشیا زندگی می‌کنند، از دیگر انسان‌ها فاصله گرفته‌ و در عوض بیشترین زمان خود را با اشیا سپری می‌کنند. جامعه‌شناس و فیلسوف مدرن فرانسوی ژان بودریار با نگاهی انتقادی به تحلیل نظریه مصرف پرداخته و این کتاب را در سه فصل و ۳۲۹ صفحه نگاشته است.

نویسنده در فصل نخست با عنوان «در ستایش اشیا» تلاش کرده روند زیاده‌روی در مصرف را برای مخاطب روشن کند. به‌صورت واقع‌بینانه امروزه ما شاهد مصرف افراطی اشیا در اطراف خود هستیم؛ انواع و اقسام اشیا، خدمات و کالاهای مادی که پدیدآورنده نوعی جهش در سبک زندگی بشرند. به عقیده نویسنده، ما در تعریف روند صعودی عصر اشیا زندگی می‌کنیم؛ زیرا رابطه مصرف‌کننده با شیء تغییر کرده است. مصرف بر تمام وجوه زندگی ما چنگ انداخته است. بدیهی است که جامعه امروزی با این مصرف صعودی و در اختیار داشتن هر‌چه بیشتر کالاها و امکانات رفاهی فردی و جمعی دستخوش آسیب‌های متعددی خواهد شد، از‌جمله آلودگی صوتی، آلودگی آب و هوا، ویرانی مناظر، آسیب‌های فرهنگی و. .

نمی‌توان جامعه مصرفی را بدون در نظر گرفتن نظریه مصرف مورد بررسی قرار داد، از همین رو در فصل دوم به این مورد پرداخته شده است. در دنیای مدرن، تعریف نیاز، تغییر شکل پیدا کرده و بسیاری برای رفع نیاز مصرف نمی‌کنند، بلکه برای لذت از فراوانی مصرف می‌کنند. به گونه‌ای که در حال حاضر مفهوم نیاز و مصرف با مفهوم رفاه و خوشبختی گره خورده است. زیاده‌روی در مصرف شکاف‌ها را آشکارتر می‌کند؛ این دقیقا همان چیزی است که در اختلاف طبقاتی شاهد آن هستیم: اثبات خود از طریق اشیا و مصرف بی‌انتهای هر آنچه که حتی نیازی به آن نداریم، برای رسیدن به طبقه اجتماعی بالاتر. در ادامه برای درک بهتر نظریه مصرف، به کالبدشکافی انسان اقتصادی می‌پردازد تا مفهوم انتخاب و انگیزه برای مصرف را از دیدگاه انسان‌شناختی شرح دهد. به‌طور کلی محوریت موضوعات فصل دوم بر کسب پرستیژ اجتماعی و شخصیت‌گذاری روی اشیا با مصرف بیش از اندازه است که حتی با تزریق این موضوع در تبلیغات کالاهای جدید سعی بر به‌وجودآوردن نیاز کاذب در جامعه امروزی دارند. فصل سوم با عنوان رسانه‌های گروهی آخرین فصل این کتاب است. نویسنده با مطرح‌کردن بازیافت فرهنگی در چرخه مصرف فصل را شروع می‌کند. در جامعه مصرف‌گرای امروزی بازیافت به چرخه مد تعبیر می‌شود؛ بدین‌گونه که افراد باید در جریان مد قرار گیرند و سالانه، ماهانه و فصل به فصل به لحاظ پوشاک، اشیا و اتومبیل فرایند بازیافت را پشت سر بگذارند. همچنین رعایت این چرخه مد الزامی است و در غیر این صورت فرد از جامعه طرد می‌شود. به عقیده نویسنده در جامعه مصرفی با فرایند اجتماعی و غیرعقلانی مصرف مواجه هستیم که با سبک زندگی بشر پیوند خورده است. رسانه‌ها به‌صورت نظام‌مند و متناوب، پیام‌های مشخصی را به ذهن مخاطب القا می‌کنند تا به فراوانی در مصرف دامن بزنند. مصرف، یک اسطوره است؛ یعنی جامعه ما به خود به‌مثابه جامعه مصرفی می‌اندیشد و از خود تحت عنوان جامعه مصرفی صحبت می‌کند که در چنین جوامعی تبلیغات، سرود پیروزی این اسطوره است.

در پایان بد نیست اشاره کنیم که متون پست‌مدرن و مخصوصا نوشته‌های بودریار به پیچیدگی نسبتا زیاد شهره‌اند. از همین رو ترجمه چنین آثاری باید با ظرافت بیشتری انجام شود تا درک مفاهیم برای خواننده را آسان‌تر کند. برگردان فارسی کتاب حاضر اگرچه به خودی خود ارزشمند است، اما برخی واژه‌ها در برگردان به فارسی به گونه‌ای انتخاب شده‌اند که گویی متعلق به کتاب نبوده و مخاطب برای هضم مفاهیم باید بارها متن را از نو بخواند.

برای خرید کتاب می‌توانید از طریق صفحه اینستاگرام برگ‌برگ اقدام کنید. با اسکن بارکد زیر به برگ‌برگ بپیوندید.

تشخیص تغییر روند بازار – روند برگشتی در فارکس ، ارز دیجیتال و بورس | الگو های تغییر روند

تشخیص تغییر روند بازار یکی از مباحث بسیار مهم تحلیل تکنیکال بوده و تحلیل گران در تلاشند تا با روش های جدید و بهتری روند برگشتی در فارکس ، ارز دیجیتال و بورس را تشخیص دهند. با تشخیص صحیح انتهای روند صعودی تعریف روند صعودی و نزولی می توان سیگنال های معاملاتی را بهتر پیدا کرده و با اطمینان بیشتری وارد معامله شد. در این مقاله به آموزش روش های تشخیص پایان روند صعودی و نزولی پرداخته و نیز الگو های تغییر روند ، معامله بر اساس آنها و اندیکاتور تغییر روند را آموزش می دهیم.

تشخیص تغییر روند صعودی و نزولی

برای تشخیص انتهای روند در بازار های مالی روش های گوناگونی وجود دارد. ما در این مقاله بهترین روش ها که تحلیل گران زیادی از آن برای تشخیص تغییر روند استفاده می کنند ، بیان می کنیم. برای تشخیص دقیق تر ابتدا باید با شکست روند آشنایی کامل داشته باشید. زیرا در بعضی از انواع شکست ها تغییر روند رخ می دهد. هنگام پایان روند معمولا حجم معاملات بالا تر از روز ها و تایم فریم های عادی می باشد.

تشخیص تغییر روند صعودی

در روند صعودی زمانی که خط روندی که دره ها را به هم وصل کرده است از بالا به پایین شکسته شود ، یعنی یا تغییر روند و یا اصلاح قیمتی پیش رو داریم. در ادامه مقاله نحوه تشخیص تغییر روند از اصلاح را آموزش داده ایم.

تشخیص تغییر روند صعودی

تشخیص تغییر روند صعودی

به شکل بالا دقت کنید. در نقطه A چارت قیمتی تغییر جهت داده و در نقطه C خط روندشکسته شده است و نمودار دوباره صعود کرده و به نقطه B رسیده است. چون نقطه B پایین تر از A واقع شده پس به احتمال بسیار بالایی تغییر روند رخ داده و اصلاح قیمتی نمی باشد. در این شکل نقطه A انتهای روند صعودی می باشد. برای تایید پایان روند بهتر است از روش های دیگری مانند واگرایی و نیز الگو های تغیر روند نیز استفاده کنید.

در ادامه بهترین الگو های تغییر روند را برایتان آورده ایم و با پیدا کردن هر کدام از این الگو ها در نمودار قیمتی می توانید پایان روند صعودی و تغییر جهت را شناسایی کنید.

تشخیص پایان روند نزولی

تشخیص پایان روند نزولی نیز دقیقا شبیه پایان روند صعودی می باشد. به شکل زیر توجه کنید.

تشخیص پایان روند نزولی

تشخیص پایان روند نزولی

در شکل بالا درنقطه B شکست روند روی داده است. سپس نمودار حالت صعودی به خود گرفته و تا نقطه C پیش رفته است. و در این نقطه متوقف شده است. نقطه C را با قله قبلی خود یعنی A مقایسه کنید. C تعریف روند صعودی بالا تر از A قرار گرفته است. پس به احتمال بالایی شکست خط روند موفق بوده و تغییر در روند در سهم رخ داده است. در این مثال آخرین دره پایان روند نزولی می باشد.

تغییر روند در پرایس اکشن

افرادی که به صورت پرایس اکشن معامله می کنند کندل استیک ها را مداوم بررسی کرده . با پیدا کردن کندل های تغییر روند ، پایان روند و نقاط مناسب ورود را پیدا کرده و با خروج به موقع در مدت کوتاهی کسب سود می کنند. تشخیص کندل های تغییر روند در پرایس اکشن بسیار مهم می باشد.

برای تشخیص تغییر روند در پرایس اکشن علاوه بر رصد بازار پیدا کردن الگو های تغییر روند مهم می باشد. با استفاده از این الگوها می توانید نقاط تغییر و پایان روند را پیدا کرده و با استفاده از تحلیل های دیگر تایید شدن و یا عدم تایید آن را بررسی نمایید.

الگو های تغییر روند

در تحلیل تکنیکال الگو هایی وجود دارند که تریدر ها بر اساس آن سیگنال های خرید و فروش دریافت می کنند. البته این الگو ها به تنهایی نمی توانند پایان روند را تایید کنند. بلکه باید موارد دیگری نیز در نظر گرفته شده و تغییر در روند تایید گردد.

از طرف دیگر زمانی که تریدر تشخیص تغییر خط روند داده است ، با استفاده از این الگو ها می تواند صحت تصمیم خود را بررسی کند. الگو های تغییر روند نشان می دهد که گاو ها و یا خرس ها به نوعی کنترل خود را از دست داده اند. الگوی تغییر روند در موقعیتی از بازار اتفاق می افتد که رفتار معامله گران عوض شده و در یک ارز و یا سهمی که خریداران بیشتری داشت تمایل به فروش بیشتر می شود.

مهم ترین الگو های تغییر روند

الگو های تغییر روند زیادی از سوی تحلیل گران ارائه شده است. در این میان چندین الگو به عنوان مهم ترین الگو های تغییر روند بیان شده است.

  • الگو های گوه ای
  • الگوی سر و شانه
  • الگوی سقف دوقلو
  • الگوی کف دوقلو
  • الگو های سقف سه قلو و کف سه قلو
  • الگوی رول سوشی
  • الگوی کازیمودو

بهترین اندیکاتور تشخیص تغییر روند

تشخیص تغییر در روند برای پیدا کردن نقاط مهم ورود و خروج به بازار از اهمیت زیادی برخوردار است. اندیکاتور A-Gimat Reversal Indicator یکی از بهترین اندیکاتور ها برای شناسایی نقاطی از نمودار است که در آنها قیمت تغییر جهت می دهد. این اندیکاتور را می توانید از لینک زیر دانلود کنید.

اندیکاتور را از لینک بالا دانلود کرده و در متاتریدر نصب کنید.

بعد از نصب اندیکاتور تشخیص پایان روند را مانند شکل زیر برای یک جفت ارز رسم کنید.

اندیکاتور تشخیص تغییر روند

اندیکاتور تشخیص تغییر روند

در این اندیکاتور قسمت هایی که با فلش نشان داده شده است ، نشان از تغییر روند داشته و جهت فلش جهت تغییر را نشان می دهد. اگر به شکل توجه کنید در سمت راست بعد از افت قیمت یک تغییر در روند نشان داده شده است که می تواند نقطه مناسبی برای ورود باشد. بعد از ورود می توانید در نقطه ای که دوباره پایان روند نشان داده شده است از معامله خارج شوید.

تشخیص اصلاح از تغییر روند

زمانی که در یک روند صعودی و یا نزولی قرار داریم ، روند به یک باره رشد و یا افت نکرده و همیشه با نوسانات و یا همان اصلاحاتی همراه است. فرض کنید در یک روند صعودی قرار داریم و نمودار قیمتی در یکی از مقاومت ها تغییر جهت می دهد. حال این سوال برای تمامی تریدر ها وجود دارد که آیا این تغییر جهت یک اصلاح در بازار است و یا تغییر روند؟

برای دریافت این سوال ابتدا باید بتوانید تفاوت این دو را کاملا درک کنید.

تشخیص اصلاح از تغییر روند

تشخیص اصلاح از تغییر روند

در شکل بالا اصلاح و تغییر در روند را نشان داده ایم. برای تغییر روند باید شرایطی وجود داشته باشد. یکی از اصلی ترین شرایط شکست روند می باشد. در این مثال روند نزولی شکسته شده است. ولی اصلاح به نوعی کوتاه بوده و خط روند را نمی شکند.

استراتژی معاملاتی پایان روند

زمانی که در نمودار تغییر در روند را مشاهده می کنیم چندین راه برای معامله وجود دارد و معامله گر باید بر اساس نوع استراتژی و ریسک پذیری خود نوعی از ترید را انتخاب کند. برای مثال و درک بهتر با یک مثال شروع می کنیم. به نمودار قیمتی سهم زیر توجه کنید. در ابتدا نمودار در روند صعودی قرار دارد.

استراتژی معاملاتی تغییر روند

استراتژی معاملاتی تغییر روند

نمودار در روند صعودی خود با اصلاح هایی همراه بوده و در نقاطی که با خطوط آبی رنگ مشخص کرده ایم ، اصلاح قیمتی روی داده و سهم همراه با اصلاح هایی که داشته به روند صعودی خود ادامه داده است. آنچه برای ما اهمیت دارد این است که در کدام یک از این اصلاح ها تغییر در روند رخ داده و باید از معامله خارج شد.

اگر دقت کنید در روند صعودی تا زمانی که دره های تشکیل شده بالاتر از دره قبلی و نیز قله ها بالاتر از قله قبلی باشد ، روند همچنان صعودی بوده و افت قیمت ها به دلیل اصلاح سهم می باشد. نوسان گیران و تریدر هایی که معاملات کوتاه مدت دارند ، در قله ها از معامله خارج شده و در دره ها دوباره وارد معامله می شوند.

حال فرض کنیم به نقطه A در نمودار رسیده ایم. و نمودار تغیر جهت داده است. اگر تریدر کوتاه مدت هستید و ریسک پذیری پایینی دارید ، زمانی که شاهد تغییر جهت شدید از معامله خارج شوده و بازار را دوباره رصد کنید. زمانی که به نقطه B رسیدید به این نقطه توجه کنید که آیا پایین تر از دره قبلی قرار دارد و یا بالا تر است؟

نقطه B کمی پایین تر از آخرین دره واقع شده است. پس احتمالا تغییر در روند رخ داده است. می توان باز هم منتظر تایید تغییر در روند ماند. نمودار صعود کرده و به نقطه C رسیده و دوباره تغییر جهت داده است. در این صورت چون نقطه C پایین تر از نقطه A قرار دارد ، پس تغییر روند در نقطه A تایید شده و روند نزولی آغاز شده است.

بعضی از معامله گران میان مدت نیز در نقطه A از معامله خارج نشده و حد ضرر خود را تا دره قبلی قرار می دهند. و اگر سهم و یا ارز بیشتر از دره قبلی نزول پیدا کند ، حد ضرر برای تریدر فعال شده و باید از معامله خارج شود.

از طرف دیگر خطوطی را که با رنگ صورتی رسم کرده ایم مشاهده کنید. و نشان از الگوی سر و شانه دارد و یکی از نشانه های تغییر در روند می باشد.

سوالات متداول

نشانه های تغییر روند بازار چیست؟

زمانی که خط روند به صورت معکوس شکسته شده و تغییر جهت اصلاح قیمتی نباشد. علاوه بر آن الگو های تغییر روند در نمودار قیمتی یکی دیگر از نشاه های تغییر روند می باشند.

بهترین الگوی تغییر روند چیست؟

الگوی سر و شانه برای شناسایی تغییر روند در میان تحلیل گران از اهمیت بالایی برخوردار است.

20درصد از كجا آمد!؟

پس از اظهارات رييس‌جمهور درباره ميزان كاهش تورم در دولت سيزدهم، عدد و رقم‌هاي اعلام شده، واكنش‌هاي بسياري ايجاد كرد. آقاي رييسي در نشست مطبوعاتي خود عنوان كرد كه تورم در يك سال دولت او به ميزان 20درصد كاهش پيدا كرده و گفت كه «تورم فعلي ۴۰.۵درصد است. يعني اگر بخواهيم شهريور ۱۴۰۰ را با شهريور امسال مقايسه كنيم كه آن وقت قريب به ۶۰درصد بود؛ الان ۴۰.۵درصد است.» آنچه می خوانید برخی از برجسته ترین نکاتی است که در هفته قبل اقتصاد ایران را به خود معطوف کرد؛

عدد 20درصد از كجا آمد

به گزارش اقتصاد بازار، اما اظهارات رييس‌جمهور تا چه حد درست بود؟ آقاي رييسي ميزان تورم شهريور سال گذشته را به صراحت نزديك به 60درصد عنوان كرد، در حالي كه مطابق اطلاعات ارايه شده توسط مركز آمار، نرخ تورم در شهريور ماه سال 1400 به 43.8درصد رسيده بود. يعني حتي با تقريب هم اين عدد به 50درصد نرسيده است. نكته دوم، تورم شهريور‌ماه امسال است كه يكم مهر‌ماه توسط مركز آمار اعلام مي‌شود. بنابراين تا آن زمان بايد صبر كرد و ديد كه ميزان تورم شهريور چقدر مي‌شود؟ اما تورم مرداد‌ماه توسط مركز آمار، 41.5درصد اعلام شد. اين عدد هم حتي يك درصد از عدد تعریف روند صعودی اعلام شده توسط رييس‌جمهور بالاتر است. مشخص نيست كه عدد 20درصد كه توسط رييس‌جمهور براي كاهش تورم در اين يك سال اعلام شده از كجا آمده و چه منبعي آن را ارايه كرده است. اما در نگاه اول اين موضوع درست به نظر مي‌رسد كه ميزان تورم كمتر از سال گذشته ا‌ست.

توقف تورم مسكن در مرداد ماه

مركز آمار ايران گزارش تحولات بازار مسكن تهران در مردادماه را منتشر كرد. گزارشي كه حاكي از سكته بازار مسكن در مردادماه و پس از جدي شدن مذاكرات برجامي است. طبق داده‌هاي مركز آمار ايران تورم ماهانه بازار مسكن با افتي سنگين از ۸.۳ درصد در تير به تنها ۱.۸ درصد رسيده است. با اين رشد متوسط قيمت وزني هر متر مربع مسكن در تهران به ۴۵ ميليون و ۱۴۰ هزار تومان رسيده است. اين كمترين تورم ماهانه بازار مسكن از ابتداي سال است. در اسفند سال گذشته هم طبق داده‌هاي مركز آمار ايران تورم مسكن به حدود ۰.۶ درصد رسيده بود. به اين ترتيب به نظر مي‌رسد همانطور كه در گزارش‌هاي قبلي هم پيش‌بيني شده بود با داغ شدن مذاكرات تب خريد مسكن كاهش يافته و خريداران عقب نشسته‌اند. همچنين تعداد معاملات مسكن در پايتخت به كمتر از ۶۹۰۰ واحد رسيده است. به اين ترتيب معاملات مسكن در ماه گذشته به كمتر از نصف معاملات در خرداد كه بازار به‌شدت داغ شده بود رسيده است.

ماليات جديد براي

خريداران ارز، سكه، مسكن و خودرو

در ادامه تمركز دولت بر افزايش درآمدهاي مالياتي قرار است براي مردم دو پايه مالياتي جديد تعريف شود، ماجراي اين ماليات‌هاي جديد چيست و شامل چه كساني مي‌شود؟ از نظر دولت طي سه سال گذشته سازمان امور مالياتي، كارنامه قابل قبولي در وصول ماليات از شهروندانش داشته است، نگاهي به آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد كه اين سازمان توانسته است بيش از ميزان پيش‌بيني شده ‌در قوانين بودجه كسب درآمد كند. نتيجه اين شرايط دولت را به فكر تعريف پايه‌هاي مالياتي جديدي انداخته است كه ماليات بر عايدي سرمايه و ماليات بر مجموع درآمد از جمله آنها هستند. هدف از تعريف اين پايه مالياتي جديد، گرفتن ماليات از شهرونداني است كه از بازارهاي چهارگانه طلا، ارز، ملك و خودرو خريد سرمايه‌اي و غير‌مصرفي مي‌كنند.داود منظور، رييس كل سازمان مالياتي كشور ارديبهشت ماه امسال اعلام كرده بود؛ با تصويب و اجراي قانون ماليات بر عايدي سرمايه، سوداگران اقتصادي مشمول ماليات مي‌شوند. رييس كل سازمان مالياتي كشور ضمن تشريح اقدامات انجام شده براي تصويب قانون ماليات بر عايدي سرمايه در مجلس و دولت گفته بود: ماليات‌ستاني از پديده سوداگري، يك مطالبه عمومي است و با تصويب اين قانون، هر كسي كه كالاي سرمايه‌اي را با هدف انتفاع از افزايش قيمت و درآمد حاصل از آن خريد و فروش كند، مشمول ماليات خواهد شد. به گفته وي با تصويب قانون ماليات بر عايدي سرمايه، چهار حوزه اساسي مسكن، طلا، ارز و خودرو مشمول ماليات بر سوداگري خواهد شد و براي اجراي اصولي اين قانون، نيازمند تامين زيرساخت‎‌هاي اطلاعاتي لازم هستيم تا نظام مالياتي بداند يك كالاي سرمايه‌اي با چه قيمتي خريداري و به فروش رسيده و از محل تفاوت قيمت، ماليات وصول شود..

سود بین بانکی باز هم صعودی شد

آخرین وضعیت سود در بازار بین بانکی حاکی از آن است که این نرخ به ۲۰.۷۴ درصد رسیده و در هفته‌های اخیر روند صعودی داشته است. سود بین بانکی در اواخر تیرماه امسال رشدی را تجربه کرد و به ۲۱.۳۱ درصد رسید که با واکنش منفی بورسی‌ها مواجه شد. در پی این واکنش، در جلسه مسئولان بانک مرکزی با فعالان بازار سرمایه بر کنترل نرخ سود بین بانکی در چارچوب سیاست‌های پولی تاکید شد که پس از این جلسه و مصوبه آن، روند کاهشی این نرخ آغاز شد و به ۲۱.۱۳ درصد رسید. در ادامه، سود بین بانکی تا اواسط مردادماه به نرخ ۲۰.۵۹ درصد رسید اما در هفته‌های اخیر باز هم روند صعودی این نرخ شروع شده و براساس آخرین تغییرات در سود بین بانکی، این نرخ به ۲۰.۷۴ درصد رسیده است. ماجرای اعتراض بورسی‌ها به افزایش سود بین بانکی به این برمی‌گردد که فعالان بازار سرمایه، افزایش این نرخ را بر روند منفی این بازار و خروج سرمایه از آن تاثیرگذار می‌دانند، درحالیکه کارشناسان پولی و بانکی معتقدند این نرخ‌ تاثیری بر تحولات شاخص بورس ندارد و روند افزایشی این نرخ در ماه‌های اخیر نیز ناشی از فشار تورمی بوده، نه سیاست‌های ضدتورمی.

پالایشگاه های فراسرزمینی ناجی نفت ایران می شوند؟

پالایشگاه های فراسرزمینی ناجی نفت ایران می شوند؟

سارا مرادخانی، ۱۰ شهریور ۱۴۰۱، ۱۶:۰۰ 4010609123 ۳ نظر، ۱ در صف انتشار و ۷ تکراری یا غیرقابل انتشار

طی دهه های گذشته با تاثیر تحریم ها بر فروش نفت ایران همواره درآمد دولت ها که بر فروش نفت استوار بوده با مشکلات مختلفی همراه بود. به نظر می رسد، روند چالشی و فرسایشی تحریم هرگز از اقتصاد ایران حذف نمی شود از این جهت باید راهکار جدیدی برای کاهش وابستگی به فروش نفت خام اتخاذ شود. حذف نفت از درآمد دولت یک رویای زیباست اما کاهش وابستگی به این درآمدها می تواند به واقعیت تبدیل شود.

تقویت پتروشیمی و یا فروش فرآورده های نفتی یکی از درآمدهایی است که هم قابل تحریم نیست و هم می تواند قدرت چانه زنی سیاسی ایران را درفضای دیپلماسی افزایش دهد. برای رسیدن به این درآمد، کشور نیازمند زیر ساخت هایی است که پالایشگاه و پتروپالایشگاه های به روز و مجهز، مهمترین این زیر ساخت هاست. ساخت و ایجاد پالایشگاه هایی که بتواند کشور را به این اهداف برساند هزینه بسیاری را به همراه دارد، در عین حال پالایشگاه های کنونی نیز به برخی مشکلات ساختاری و زیر ساختی دچار هستند. در این شرایط ساخت و تجهیز پالایشگاه های فراسرزمینی مهمترین راه حل برای این مساله محسوب می شود.

پالایشگاه های فراسرزمینی بستری برای سرمایه گذاری و بازار سازی برای فروش نفت نه به صورت خام بلکه به شکل فرآوری شده را فراهم می کند. در حال حاضر برخی از کشورهای نفتی به این عرصه ورود کرده و نتایج قابل توجهی نیز دریافت کرده اند. به طور کلی این روش نه برای عبور از تحریم ها بلکه راهی برای جلوگیری از خام فروشی توسط کشورهای نفت خیز است اما برای ایران می تواند علاوه بر عایدی اقتصادی عواید سیاسی نیز به همراه داشته باشد.

مساله بی اثر کردن تحریم ها در بخش فروش نفت از اوایل دهه 90 به عنوان یکی از اصلی‌ترین راهکارهای پیش رو در اقتصاد کشور مطرح شد. توسعه صنعت پالایشی و پتروپالایشگاهی کشور، امکان ذخیره سازی نفت در زمان‌های تحریم در مخازن، عرضه نفت در بورس کالا، اوراق سلف نفتی و . از راهکارهای مختلفی بود که طی 12 سال گذشته استفاده شده است.

در حال حاضر با روی کارآمدن دولت سیزدهم، یکی از راهکارهای مورد توجه در این بخش سهامداری و سرمایه‌گذاری در صنایع پایین‌دستی نفت کشورهای تحریمی یا در حال توسعه است.

از سال‌ها قبل شاهد سرمایه گذاری صادرکنندگان نفت برای تضمین بازار در بخش‌های پایین‌دستی کشورهای دیگر بوده ایم و به دلیل تحولات مختلف در بازار انرژی دنیا، امکان تحریم، کاهش فروش و التهابات بازار نفت دنیا، کشورهای صادرکننده نفت، در صنایع پایین‌دستی نفت سایر کشورها از جمله صنعت پالایش و حتی پتروشیمی سرمایه‌گذاری کرده و سهیم می‌شوند تا بازار نفت خود را به وسیله این سرمایه‌گذاری تضمین کنند.

طی دوسال اخیر، صادرات نفت خام و میعانات گازی افزایش چشمگیری یافت. روند افزایشی صادرات نفت ایران تعریف روند صعودی در حالی رقم خورد که وزیر سابق نفت، در ماه های پایانی فعالیت دولت دوازدهم در نامه‌ای کاهش رقم فروش نفت ایران را پیش‌بینی کرده بود اما این اتفاق نیفتاد و فروش نفت ایران روند صعودی گرفت که این افزایش صادرات نفت و میعانات گازی، اتفاقی و ناشی از تحولات و التهابات بازار نفت نبوده ، بلکه وزارت نفت با تمرکز بر بازارسازی نفت ایران به جای خرید و فروش صرف، مسیرهای تازه‌ای برای فروش نفت ایران فراهم کرد. از نمونه بارز این موضوع می‌توان به گسترش همکاری‌های نفتی با کشورهای آمریکای لاتین اشاره کرد.

بازارسازی نفت ایران در این کشورها از طریق توسعه همکاری‌ها و صادرات خدمات فنی و مهندسی در ازای اخذ سهام صنایع پایین‌دست این کشورها صورت گرفت که سیاست اصلی اقتصادهای برتر دنیا را دنبال می‌ کنند. این سیاست تجاری با صادرات خدمات مهندسی و نفت در ازای سهام‌داری در صنایع پایین‌دست نفت کشورهای آمریکای جنوبی، به تعریف بازاری جدید برای نفت ایران انجامید که علاوه بر سرمایه‌گذاری و صادرات خدمات فنی مهندسی، یک بازار تضمین‌شده فروش نفت را نیز برای ایران فراهم می‌آورد.

در حال حاضر بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند اگر چنین ارتباطی با کشورهایی چون ونزوئلا و اروگوئه که ایران ارتباطات استراتژیک با آنها دارد و درآمد قابل توجهی نیز نصیب ایران می کند، مطلوب بوده، تعریف روند صعودی ایران می تواند چنین قراردادهایی را با کشورهای همجوار از جمله کشورهای نفت خیز حاشیه خلیج فارس نیز داشته باشد که علاوه بر کاهش ریسک تحریم ها، بسیاری از هزینه ها از جمله حمل با کشتی را نیز کاهش می دهد.
به نظر می رسد، ساخت و سرمایه گذاری در بخش پالایشگاه های فراسرزمینی تعریف روند صعودی روندی برای ورود ایران به باشگاه مشتریان جدید نفتی بدون تحریم باشد.

هرزه‌نگاری فقر

چهرۀ فقر در ذهن ما چگونه تداعی می‌شود؟ کودکی سیه‌چرده که تکه‌نانی خشک به دندان می‌کشد و مگس‌ها اطراف صورتش پرسه می‌زنند. خیریه‌ها و نهادهای مردمی عمدتاً وقتی به فکر فقرزدایی می‌افتند، چنین تصویری را نشان می‌دهند و از توانمندان می‌خواهند، با صدقه‌ای کم یا زیاد، به حل مشکل فقرا بشتابند. اما استمرار چنین روشی به پدیده‌ای منجر می‌شود که به آن «هرزه‌نگاری فقر» می‌گویند. هرزه‌نگاری فقر پیچیدگی مسئلۀ فقر را نادیده می‌گیرد و انسان‌ها را، به‌جای مبارزۀ اجتماعی، به دادن صدقه‌ای ناچیز راضی نگه می‌دارد.

هرزه‌نگاری فقر

عموماً باعث تأسف است که رسانه انسان‌ها را استثمار کند و آن‌ها را تا سرحد اشیا پایین بیاورد. دست‌کم تا حدی ناراحت می‌شویم وقتی می‌بینیم رسانه انسان‌ها را -اعم از زن و مرد- به خصوصیاتی فرو می‌کاهد که بتوان از آن برای اثبات نکته‌ای، برانگیختن واکنشی احساسی، یا سودآوری استفاده کرد. این امر را در تبلیغات، فیلم‌ها و هرزه‌نگاری می‌بینیم.

نحوۀ بازنمایی فقرا در رسانه‌ها نیز همین مشکل را دارد، چون از وضعیت آن‌ها و چه‌بسا رنج‌هایشان برای منفعت مالی سوءاستفاده می‌کنیم. قضیه مانند استفادۀ ابزاری از زنان است، و باید مکثی کنیم و از خود سؤالی بپرسیم: آیا کاری اخلاقی است که ویژگی‌های یک انسان را صریحاً برای مخاطبان غربی نشان دهیم تا تجربه‌ای احساسی برانگیزیم و نهایتاً پولی به جیب بزنیم؟ این کار، که «هرزه‌نگاری فقر» نام دارد، هیچ کمکی به پرداختن به مشکل اصلی و ساختاری فقر نمی‌کند. در این نوشتار، به پنج مشکل اصلی این کار متداول می‌پردازم:

۱. هرزه‌نگاری فقر بازنمود غلطی از فقر ارائه می‌دهد
فقر هم از مشکلات فردی ناشی می‌شود و هم مشکلات نظام‌مند، یعنی هم شرایط شخصی و هم نظام‌های اجتماعی و قضایی، که همگی از دو حالت خارج نیستند: یا فقرا را توانمند می‌سازند، و یا شرایطشان را تداوم می‌بخشند. اما هرزه‌نگاری فقر مقولۀ فقر را صرفاً به‌مثابۀ رنج مشاهده‌پذیر و ناشی از نبود منابع مادی تعریف می‌کند. این امر دلیل دارد.تعریف روند صعودی

به گفتۀ دایانا جورج، منتقد این حوزه، سازمان‌ها نمی‌توانند مخاطبان غربی را به‌راحتی مجاب کنند که فقر واقعی بیرون از زندگی روزمرۀ آن‌هاست و در فرهنگی جا دارد که تصاویر اشباعش کرده‌اند. جورج می‌نویسد نمایش استیصال شدید شاید تنها راه چاره به نظر بیاید. هرزه‌نگاری فقر بحران‌هایی گروتسک را (معمولاً از طریق داستان‌های فردی) تعریف روند صعودی نشان می‌دهد که مخاطبان می‌توانند به‌راحتی با راهکاری ساده یا صدقه حلش کنند. هرزه‌نگاری فقر یکی از تجربه‌های پیچیدۀ انسان را فهمیدنی، مصرف‌پذیر و آسان‌حل جلوه می‌دهد.

۲. هرزه‌نگاری فقر به صدقه می‌انجامد، نه کنشگری
به گفتۀ جورج، هرزه‌نگاری فقر به صدقه می‌انجامد، نه کنشگری: مردم صدقه‌دهنده می‌شوند، نه مدافع حقوق. هرزه‌نگاری فقر نه می‌تواند درکی عمیق‌تر از معضل فقر ایجاد کند و نه تغییرات ساختاری لازمی را به وجود آورد که برای کار اساسی دربارۀ این معضل باید صورت بپذیرد. هرزه‌نگاری فقر می‌گوید هم معضل و هم راه چاره در منابع مادی ریشه دارند و مسئلۀ فقر را می‌توان با تماس تلفنی ساده یا صدقۀ ماهانه‌ای حل کرد.

شایان ذکر است که این نوع بخشش اگر تحت مدیریت سازمان‌هایی باشد که به‌شکل پایدار به معضل فقر می‌پردازند، می‌تواند تأثیرات شگرفی داشته باشد، اما درعین‌حال ایدئولوژی‌های خطرناکی را نیز تداوم می‌بخشد که ضررشان به‌مراتب بیشتر از سودشان است. با این کار، فقرا حس می‌کنند وابستگانی بیچاره هستند و خیّرینِ دارا خود را منجی می‌پندارند. در این سازوکار، این پنداشت به خیّرین القا می‌شود که فقط آن‌ها می‌توانند تغییر مثبتی ایجاد کنند. هیچ حرفی از این موضوع به میان نمی‌آید که چطور می‌توان فقرا را توانمند ساخت یا گام‌به‌گام کمکشان کرد تا توانایی ذاتی خود را درک کنند، یعنی این توانایی که می‌توانند کارگزار تغییر در اجتماعات خود باشند.

گری هوگن، مدیرعامل «آژانس عدالت بین‌المللی»، به‌تازگی کتابی به‌ همراه ویکتور بوتروس منتشر کرد که اثر ملخی نام دارد، کتابی جذاب دربارۀ اینکه چرا برای پایان‌دادن به فقر باید به خشونت پایان دهیم. هوگن به این موضوع می‌پردازد که، به‌جای درمان نشانه‌های فقر، باید خود فقر درمان شود. در این کتاب می‌خوانیم:

تاریخچۀ مبارزه با فقرِ شدید درواقع ماجرای افرادی است که این پدیدۀ به‌ظاهر عیان و ساده را می‌بینند و سپس می‌کوشند مشکل را حل کنند. در این راه، واقعیت‌های پنهان و پیچیدۀ فقر را درمی‌یابند و تلاش می‌کنند راه‌حل‌هایی تنظیم کنند که بهتر با این واقعیت‌ها همخوانی داشته باشد.

۳. هرزه‌نگاری فقر بازنمود غلطی از فقرا ارائه می‌دهد
جورج می‌نویسد «در چنین تصاویری، فقرْ کثافت است و ژندگی و بیچارگی». اما واقعیت چیز دیگری است. فقر «چهره‌های زیادی» به خود می‌گیرد و راه‌حل ساده‌ای برای آن وجود ندارد. فقر شبیه آن کودک گرسنه‌ای نیست که مگس‌ها بر صورتش نشسته‌اند. درواقع فقر شبیه هیچ‌چیز خاصی نیست، بلکه پدیده‌ای چندین‌وجهی است و باید به همین شکل نمایش داده شود. تام مورفیِ گزارشگر می‌نویسد «رنج بخشی از فقر است، همان‌طور که اخبار خوب و نشستن خانواده‌ای سر سفرۀ غذا».

فقر پدیده‌ای همه‌جانبه است و بر تمام وجود فرد تأثیر می‌گذارد، نه‌فقط آنچه دیده می‌شود. استیو کوربت و برایان فیکرت در کتاب خود با نام وقتی کمک آسیب‌زاست، توضیح می‌دهند که یاریگر و یاری‌گیر دید خیلی متفاوتی نسبت به فقر دارند. تعریفی که اکثر مخاطبان آمریکایی از فقر دارند بر پایۀ رنج جسمی و فقدان منابع مادی است، حال‌ آنکه فقرا وضعیت خود را به‌لحاظ روان‌شناختی و احساسی توصیف می‌کنند. واژگانی همچون شرم، فرودستی، ناتوانی، خواری، ترس، بیچارگی، افسردگی، انزوای اجتماعی و محرومیت از حق صحبت و ابراز وجود در کلام آنان متداول است (بانک جهانی، ۱۹۹۰).

نکتۀ دیگری که جورج تشریح می‌کند این است که هرزه‌نگاری فقر حالتی رقابتی می‌یابد، چون هر سازمانی باید مدام مخاطبانش را مجاب کند که سازمان ما با نیازمندترین یا «مستحق‌ترین فقرا» سروکار دارد، نه «فقرای نالایق». لینا سریواستاوا، نویسنده و منتقد، می‌گوید سازمان‌ها به هر دری می‌زنند تا جذابیت و اهمیت خود را در چشم خیّرین حفظ کنند،و تقریباً هیچ‌گاه به موضوع اصلی که فقر است نمی‌پردازند.

۴. هرزه‌نگاری فقر هم یاریگر و هم یاری‌گیر را می‌فریبد
یکی از بزرگ‌ترین مشکلات هرزه‌نگاری فقر این است که موفقیت چشمگیری در توانمندسازی افراد نامناسب دارد. این امر به دو طریق صورت می‌گیرد. اولاً، هرزه‌نگاری فقر به خیّرین می‌گوید به‌خاطر جایگاهشان در جامعه، و منابعی که در اختیار دارند، می‌توانند منجی جوامع آسیب‌پذیری باشند که خود هیچ‌چیز از آن‌ها نمی‌دانند. این کار نمی‌تواند مخاطبان غربی را نسبت به نیاز متقابل به دگرگونی -که بین آنان و خواهر و برادران فقیرشان مشترک است- بیدار کند، و درعوض قیم‌مآبی خطرناکی را تداوم می‌بخشد.

ثانیاً، هرزه‌نگاری فقر یاری‌گیران را ناتوان می‌سازد. هرزه‌نگاری فقر از سوژه‌هایش ابژه می‌سازد، آنان را بر اساس رنجشان تعریف می‌کند و هرگونه مؤلفۀ اساسی زندگی انسان را از آنان صلب می‌کند، مواردی همچون عاملیت، خودمختاری و پتانسیل نامحدود. تبلیغات و مطالب بازاریابی که رنج فقرا را نشان می‌دهند تا حمایت مالی از مردم استخراج کنند، لاجرم، این پیام را برای سوژه‌هایشان به دنبال دارند که واقعاً وابستگانی بیچاره‌اند که برای هرگونه تغییر ماندگاری به حمایت ثروتمندان نیاز دارند.

اما واقعیت این است که رسیدگی درست به فقر مستلزم توانمندسازی فقرا به شکلی است که بتوانند اجتماعات خود را متحول سازند. در این راه، حتی باید بی‌کفایتی و نادانی خود را در درک ماهیت واقعیِ فقر بپذیریم. من خودم افتخار کارکردن برای سازمان «امدادرسانی جهانی» را دارم، آژانسی انسان‌دوستانه که هدفش توانمندسازی کلیسای محلی برای خدمت به گروه‌های آسیب‌پذیر در سرتاسر دنیاست. عاشق سخن رئیس سازمان، استیون باومن، هستم که در کتاب قدرت مشترک می‌گوید «تفاوت میان طرح و جنبش این است که دنبال راه‌هایی باشیم تا فقرا بتوانند یاریگر یا کنشگران تغییر در اجتماعات خودشان باشند».

۵. هرزه‌نگاری فقر کارساز است
دلیل دارد که این نوع از نمایش فقر این‌چنین میان سازمان‌های امدادی انسان‌دوستانه محبوب شده است. وقتی حرف سودرسانی می‌شود، هرزه‌نگاری فقر جواب‌گوست. تام مورفی توضیح می‌دهد که گروه‌های تحقیق و ارتباطات در سازمان‌های مردم‌نهاد چنین پیام‌هایی را به این دلیل تولید می‌کنند که اثرگذاری‌شان در آزمایش‌هایی دقیق به اثبات رسیده است. مثلاً وقتی یک تبلیغْ کودکی رنج‌کشیده را نشان می‌دهد، احتمال صدقه‌دادن خیلی بیشتر از وقتی است که مخاطبْ کودکی شاد و تندرست را می‌بیند. لبّ کلام اینکه هرزه‌نگاری فقر نتیجۀ سازمان‌های خوش‌نیتی است که می‌خواهند پولی برای کارهایشان جور کنند، و واقعاً هم جواب‌گوست.

بدین‌ترتیب، پرسشی مهم مطرح می‌شود: آیا سودبخشی هرزه‌نگاری فقر ارزش این را دارد که کلیشه‌ها و ایدئولوژی‌های نادرست تداوم یابند؟ به نظر من، پاسخ منفی است. شاید این برخلاف ماهیت سرمایه‌دارانۀ فرهنگ غربی باشد، اما درواقع این‌طور نیست. تغییر پایدار در اجتماعات فقیر چیزی فراتر از جمع کمک‌های مالی به آن‌هاست. به گفتۀ سریواستاوا، اگر بخواهیم واقعاً اجتماعات را دگرگون کنیم تا از عدالت اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشند، باید کاری کنیم تا صدای خودشان شنیده شود. نمی‌توانیم برساخت‌های خودمان را بر آنان تحمیل کنیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.