چگونه بازده دارایی را محاسبه کنیم؟
برای راه اندازی یک کسبوکار میزان دارایی و سرمایه شرکت از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این مقاله با بررسی این موضوع که هرمیزان دارایی چه مقدار بازده و سود خواهد داشت و نیز ارائه روشهایی برای بدستآوردن میزان بازدهی دارایی، مطالب مفیدی ارائه شده است.
وقتی بحث درباره سرمایه گذاری مطرح میشود، دانستن نحوه محاسبه نرخ اقتصادی که با عنوان بازده دارایی (ROA) شناخته میشود، ضروری و حائز اهمیت است. در همین حال که مهارتهای سرمایه گذاری خود را ارتقا میدهید و تبدیل به یک مفسر باتجربه میشوید، متوجه خواهید شد که ROA یک ابزار اندازهگیری بسیار مهم است زیرا به نحوی متفاوت با بازده حقوق صاحبان سهم (ROE)، به شما ایدهای درخصوص ماهیت اساسی تجارت یا شرکتی فعال در آن، میدهد.
این موضوع برای بخشها و صنایع خاص هم صادق است و همواره به شکل تصور شما نخواهد بود.
بازده دارایی چیست و چرا فهم آن برای سرمایهگذاران مهم است؟
در حالیکه گردش دارایی به یک سرمایهگذار، تعداد کل فروشها به ازای یک دلار دارایی در ترازنامه را اعلام میکند، ROA به سرمایهگذار میگوید که چه میزان سود بعد از کسر مالیات برای یک شرکت به ازای یک دلار در داراییها به دست آمدهاست. به بیان دیگر، ROA میزان درآمدهای خالص شرکت را در ارتباط با تمام منابع اندازهگیری میکند؛ همچنین میزان سرمایههای کوتاه مدت و بلند مدت قرضی به اضافه سرمایه سهامداران را مشخص میکند. بنابراین، بازده دارایی سختگیرانهترین آزمون بازده سهامداران محسوب میشود.
اگر یک شرکت هیچ بدهی نداشته باشد، بازده دارایی و بازده حقوق صاحبان سهم یکسان خواهد بود.
دو روش محاسبه
دو روش تاییدشده برای محاسبه ROA وجود دارد.
روش اول: اختلاف سود خالص x گردش دارایی = بازده دارایی
روش دوم: درآمد خالص ÷ میانگین داراییهای دوره = بازده دارایی
مثالهایی از محاسبات با دو روش
روش اول: همانطور که پیشتر توضیح داده شد، روش یک نیازمند این است که شما ابتدا اختلاف سود خالص و گردش دارایی را محاسبه کنید تا بتوانید به ROA برسید. در اغلب تحلیلها مجبور خواهید شد ابتدا این مقادیر را محاسبه کرده تا به ROA نزدیک شوید. برای اهداف مشخص، این مثال همانند تجارت ساده، با استفاده از جانسون کنترلز به کل پروسه کشیده خواهد شد.
این مثال از دادههای سال ۲۰۰۱ شرکت جانسون کنترلز(Johnson Controls) ، فرم ۱۰-K و گزارش سالیانه که در زیر نشان داده شده، استفاده میکند. با اندازهگیری ROA، شرکت میتواند بیش از یک دوره چندساله تولید کند و مراقب تغییرات باشد. گاهی اوقات این موضوع ممکن است به شما بگوید که اتفاقی در حال وقوع است که میتواند مانع از شکوفایی آتی شود و یا بیانگر یک هشدار نادیدهگرفتهشده از بحران احتمالی باشد.
اولین مرحله محاسبه اختلاف سود خالص است. برای انجام این کار، ۴۶۹,۵۰۰,۰۰۰ دلار (سود خالص) را بر کل گردش ۱۸,۴۲۷,۲۰۰,۰۰۰ دلاری تقسیم کنید. نتیجه ۰.۰۲۵ خواهد شد (۲.۵ درصد).
شما باید گردش دارایی را محاسبه کنید. میانگین ۹,۹۱۱,۵۰۰,۰۰۰ دلاری کل دادهها از سال ۲۰۰۱ و ۹,۴۲۸,۰۰۰,۰۰۰ دلاری کل داده ها از سال ۲۰۰۰ را گرفته و به ۹,۶۶۹,۷۵۰,۰۰۰ میانگین دارایی برای دوره یک ساله مورد مطالعه خود برسید. کل گردش ۱۸,۴۲۷,۲۰۰,۰۰۰ دلاری را به میانگین داراییهای ۹,۶۶۰,۷۵۰,۰۰۰ دلاری تقسیم کنید. پاسخ میشود ۱.۹۰ که تعداد کل گردشهای دارایی است. اکنون شما هر دو مورد لازم برای محاسبه معادله بازده داراییها را در اختیار دارید:
۰.۲۵ (اختلاف سود خالص) x 1.90 (گردش دارایی) = ۰.۰۴۷۵ یا ۴.۷۵ درصد بازده دارایی.
روش دوم: روش دوم برای محاسبه ROA بسیار کوتاهتر است. در دوره ۹,۶۶۰,۷۵۰,۰۰۰ دلاری، فقط سود خالص ۴۶۹,۵۰۰,۰۰۰ دلاری را بر میانگین داراییها تقسیم کنید.
باید به ۰.۰۴۸۵۹ یا ۴.۸۵ درصد برسید. شاید تعحب کنید که چرا ROA بسته به نوع معادلهای که استفاده شود، تغییر میکند. معادله اول، به گزینه طولانیتر ۴.۷۵ درصدی رسید، در حالیکه پاسخ معادله دوم ۴.۸۵ درصد بود. تفاوت میان این دو به خاطر عدم دقت در محاسبات است. مخصوصا هنگامی که ارقام اعشاری گرد میشوند؛ به عنوان مثال وقتی یک دارایی به ۱.۹۰ گرد میشود، ممکن است عدد دقیق ۱.۹۰۵۶۵۴۲۳۱ بوده باشد. اگر شما بخواهید از مثال اول استفاده کنید، بهترین کار ادامه دادن اعشار تا حد ممکن میباشد.
آیا ۴.۷۵ درصد ROA برای شرکت جانسون کنترلز مناسب است؟ کمی تحقیق نشان میدهد که ROA میانگینی برای صنعت جانسون ۱.۵ درصد است. به نظر میرسد مدیریت جانسون عملکرد بهتری نحوه محاسبه بازده نسبت به رقبایش دارد. این موضوع باید خبری خوشحالکننده برای سرمایهگذاران باشد.
آیا ROA یک ابزار اندازهگیری دقیق برای سوددهی یک تجارت است؟
رقم بازده داراییها هم یک مسیر مطمئن برای سنجش میزان دارایی یک تجارت است.
هر چقدر که سود به ازای هر دلار دارایی، پایینتر باشد، سود دارایی بیشتر خواهد بود. هر چقدر سود به ازای هر دلار دارایی بالاتر باشد، سود دارایی کمتر خواهد بود. اگر همه شرایط مساوی باشد، تجارت با دارایی بیشتر، نیازمند سرمایه گذاریهای مجدد به منظور کسب سرمایه میباشد. این موضوع امری ناپسند است. اگر شرکتی ROA 20 درصدی داشته باشد، به این معنا است که شرکت ۰.۲۰ دلار برای هر دلار داراییاش کسب کردهاست. به عنوان یک قانون کلی هر چیز زیر ۵ درصد، سود آن بیشتر خواهد بود، در حالیکه هر چیز بالای ۲۰ درصد، سودی کمتری خواهد داشت.
شرکتها همانند ارائهدهندگان خدمات ارتباطی، سازندگان ماشین، هواپیماییها و راهآهن ها دارایی بیشتری دارند و این موضوع به آن معناست که آنها به منظور کسب سود، نیازمند تجهیزات و ابزار ماشینی بزرگ و گران میباشند. از طرفی آژانسهای تبلیغاتی و شرکتهای نرمافزاری به طور کلی دارایی کمتری دارند. تصور کنید هنگامی که یک نرمافزار توسعه مییابد، چه اتفاقی میافتد.
این نرمافزار از طریق وبسایتها یا فروشگاههای نرمافزاری دانلود میشود. جدا از بهروز رسانیهای مداوم، هر واحد ثانویه به مقدار قابل مقایسهای کار و تلاش نیاز ندارد. به همین دلیل است که مدل تجاری صعودپذیر است. برعکس یک کارخانه باید میزان مشابهی کار برای ساخت همان ماده اولیه را انجام دهد. نتیجه این است که یک ضربه و اتفاق بزرگ میتواند یک شرکت نرمافزاری نسبتا کوچک را در مدت زمان کوتاهی به یک غول تبدیل کند.
اقتصاد ما
محاسبه قيمت پاياني هر نماد براي اعمال در محاسبات شاخص و درصورتي که نماد مذکور در آن روز معامله داشته باشد، به شرح زير است:
اگر حجم معامله شده از حجم مبنا کمتر باشد :
Price = Closing price + (Traded volume)/ (Base Volume) *(VWAP - Closing Price)
در اين فرمول داريم :
Price= قيمت سهام براي محاسبه در شاخص
Closing price= قيمت پاياني روز معاملاتي قبلي
Traded Volume= حجم معامله شده از آن نماد در جلسه معاملاتي جاري
Base Volume= حجم مبنا
VWAP= قيمت ميانگين وزني، نحوه محاسبه VWAP (Volume Wieghted Average Price ) به شرح زير است:
VWAP = ?(Price * Traded Volume ) / ?Traded Volume
Traded Volume of trade= حجم هر معامله
Price= قيمت هر معامله
اگر حجم معامله شده نماد از حجم مبنا بيشتر باشد، همان قيمتVWAP مبناي محاسبه قيمت پاياني در شاخص خواهد بود.
2- نحوه محاسبه شاخص
چگونگي محاسبه شاخص کل، شاخص تابلوهاي اصلي و فرعي، شاخص صنعت و شاخص گروهها به شرح زير است:
Index = ?(Pn * Qn )* 100/Base (فرمول لاسپيرز):
Pn= قيمت بر اساس فرمولهاي فوق
براي شاخص کل، مجموع حاصلضرب آخرين قيمت در سرمايه کليه شرکتها بر عدد پايه تقسيم شده و با ضرب در عدد 100 شاخص کل محاسبه مي شود.
براي تابلو اصلي و فرعي کسر فوق فقط براي شرکتهاي موجود در آن تالار محاسبه شده و براي گروههاي صنعت، شاخص آن گروه بر اساس فرمول فوق و فقط براي آن گروهها محاسبه ميشود .
قيمت هاي تعادلي و تعديل پايه:
1- هنگام افزايش سرمايه از محل اندوخته (سهام جايزه):
هنگام افزايش سرمايه بهصورت سهام جايزه، با توجه به اينکه در اين موارد آورده نقدي نداريم، لذا پايه شاخص نيز تعديل نخواهدشد و اگر قيمت سهام متناسب با افزايش سرمايه و مطابق فرمول زير کاهش يابد، شاخص تغيير نخواهد کرد:
Adjusted Price = Close Price / (1+ a)
Adjusted Price= قيمت تعادلي
Close Price= قيمت پاياني روز معاملاتي قبلي
a= ضريب افزايش سرمايه
حال اگر نمادي که افزايش سرمايه داشته است با قيمت تعادلي (Adjusted Price) باز شود، تغيير قيمت در شاخص نخواهيم داشت. بديهي است اگر نماد مذکور با قيمتي بالاتر از قيمت تعادلي باز شود، افزايش شاخص و در صورتي که با قيمتي پايين تر از قيمت تعادلي باز شود کاهش شاخص خواهيم داشت.
2- هنگام افزايش سرمايه از محل آورده نقدي (حق تقدم خريد):
در هنگام افزايش سرمايه از محل آورده نقدي، با توجه به آورده نقدي يا مبلغ صرف سهام، پايه شاخص مطابق فرمول زير نيازمند تعديل خواهدبود::
New Base = Old Base * (Old Cap + 1000 * Right Cap)/ Old Cap
Old Base= پايه شاخص روز قبل
Old Cap= ارزش بازار روز قبل
Right Cap= سرمايه حق تقدم
بعد از باز شدن نماد اگر سهام با قيمت تعادلي زير باز شود، شاخص تغيير نخواهد يافت و اگر سهم با قيمت بالاتر از قيمت تعادلي باز شود افزايش شاخص خواهيم داشت:
Adjusted Price = (Close Price + 1000* a) / (1+a)
Adjusted Price= قيمت تعادلي پس از افزايش سرمايه
Close Price= قيمت پاياني روز معاملاتي قبل
a= ضريب افزايش سرمايه
شايان ذکر است که هنگام کاهش سرمايه (درصورتي که همراه با آورده نقدي نباشد) نيز همانند سهام جايزه عمل شده و در هنگام محاسبه قيمت تعادلي ضريب افزايش سرمايه منفي است.
3- هنگام افزايش سرمايه همزمان به صورت حق تقدم خريد سهام و سهام جايزه:
در مواقع افزايش سرمايه با توجه به آورده نقدي يا مبلغ صرف سهام نياز به تعديل پايه شاخص خواهيم داشت. جهت تعديل پايه داريم :
New Base = Old Base * (Old Cap + 1000 * Right Cap)/ Old Cap
Old Base= پايه شاخص روز قبل
Old Cap= ارزش بازار روز قبل
Right Cap= سرمايه حق تقدم
بعد از باز شدن نماد اگر سهام با قيمت تعادلي زير باز شود شاخص تغيير نخواهد يافت و اگر سهم با قيمت بالاتر از قيمت تعادلي باز شود، افزايش شاخص خواهيم داشت:
Adjusted Price = (Close Price + 1000* a) / (1 + a + b)
Adjusted Price= قيمت تعادلي پس از افزايش سرمايه
Close Price= قيمت پاياني روز معاملاتي قبل
a= ضريب افزايش سرمايه حق تقدم
b= ضريب افزايش سرمايه جايزه
شايان ذکر است که کاهش سرمايه (درصورتي که همراه با آورده نقدي نباشد) نيز همانند جايزه عمل شده و در هنگام محاسبه قيمت تعادلي ضريب افزايش سرمايه منفي و جهت تعديل پايه نيز سرمايه منفي در فرمول لحاظ مي شود.
4- هنگام افزودن يک شرکت جديد به شاخص
در هنگام اضافه کردن يک شاخص جديد بايد پايه شاخص به نحو زير تعديل شود تا تغييري در عدد شاخص نداشته باشيم. بديهي است که اين تعديل بعد از اولين معامله روي اين نماد خواهد بود:
New Base = Old base * (old cap + capital * price) / old cap
New base= پايه جديد شاخص
Old Base= پايه شاخص روز قبل
Capital= سرمايه شرکت وارد شده به شاخص
Price= قيمت معامله شده شرکت وارد شده به شاخص
Old Cap= ارزش بازار در پايان روز معاملاتي قبل ?(Pn * Qn )
5- شاخص بازده نقدي و قيمت
هدف از محاسبه اين شاخص تاثير اعلام سود نقدي بر پايه شاخص است و در حالت اعلام سود با توجه به کاهش احتمالي قيمت سهم، پايه شاخص به نحوي اصلاح خواهد شد که سبب کاهش شاخص نشود.
بدين منظور داريم:
Index Tedpix = ?PnQn *100/ base
Index Tedpix= شاخص بازده نقدي و قيمت
?PnQn= ارزش بازار
در مواقع اعلام سود نقدي يا افزايش سرمايه جهت تعديل پايه خواهيم داشت:
Base Tedpix = [Base Tepix * ?(PnQn - DnQn)/ ?PnQn] +
[?(Base Tepix) * Base Tedpix (t-1)/Base Tepix(t-1) ]
Base Tedpix= پايه شاخص بازده نقدي و قيمت
Base Tepix= پايه شاخص کل
PnQn= ارزش بازار (به ازاي هر سهم برابر است با قيمت * سرمايه )
DnQn= سود نقدي * سرمايه (به ازاي شرکتهايي که سود اعلام کرده اند)
Base Tepix(t-1)= پايه شاخص بازده نقدي و قيمت روز قبل
Base Tepix(t-1)= پايه شاخص کل روز قبل
6- شاخص بازده نقدي
Index Tedix = 1653 * Base Tepix / Base Tedpix
Index Tedix= شاخص بازده نقدي
Base Tepix= پايه شاخص کل
Base Tedpix= پايه شاخص بازده نقدي و قيمت
مرتضی امینی
نوشتاري جهت آشنايي بيشتر با مسائل اقتصادي ايران و جهان
چگونه بازده ملک سرمایه گذاری شده را محاسبه کنیم؟
هیچ کس نمی داند که سرمایه گذاری در املاک چه درآمدی برای سرمایه گذار به ارمغان می آورد. املاک، امن ترین ابزار سرمایه گذاری، اولین انتخاب بسیاری از سرمایه گذاران هستند. به عنوان یک ابزار سرمایه گذاری که هرگز ارزش خود را از دست نمی دهد، املاک و مستغلات بسته به عوامل مختلف نرخ های بازده متفاوتی را برای سرمایه گذار فراهم می کند. مقدار این بازگشت به نوع خاصیت نیز بستگی دارد. اگر می خواهید با سرمایه گذاری در املاک و مستغلات به آینده ای موفق قدم بگذارید، مطمئناً در مورد درآمدی که از ملک خود به دست خواهید آورد فکر می کنید. بنابراین، اجازه دهید نحوه محاسبه بازده املاک سرمایه گذاری شده را توضیح دهیم.
خریداران ملک با هدف سرمایه گذاری این ملک را یا برای فروش آن پس از مدتی یا برای اجاره دادن آن می خرند. اگر می خواهید ملکی را برای مقاصد سرمایه گذاری بخرید و اجاره دهید، تصمیم بسیار خوبی گرفته اید. سرمایه گذاری در املاک و مستغلات و کسب درآمد از اجاره برای سودهای کلان بسیار مهم است.
بازگشت سرمایه یا به اختصار ROI، نشان می دهد که چه مقدار بازده از آن سرمایه گذاری به عنوان درصدی از هزینه سرمایه گذاری به دست می آید.
اگر ملک خود را با پول نقد خریداری کرده اید و می خواهید بازده سرمایه گذاری را محاسبه کنید، باید سود خالص یا بازده سرمایه گذاری را بر هزینه اصلی تقسیم کنید.
اگر وام مسکن دارید، باید پیش پرداخت و وام مسکن در نظر گرفته شود.
اقلام و هزینه های معمولی مانند هزینه های تعمیر و نگهداری نیز از عواملی هستند که بر بازگشت سرمایه تاثیر می گذارند.
برای اینکه بفهمید ملکی که می خواهید اجاره کنید برای شما سود به همراه دارد یا خیر، باید درآمد نقدی و درآمد اجاره را محاسبه کرد. با تقسیم درآمد سالانه اجاره خانه بر قیمت فروش می توانید به نتیجه برسید.
با گفتن همه اینها، بیایید این را یادآوری کنیم. ملکی که اجاره می کنید ممکن است در هر ماه از سال پر نباشد. گاهی املاک چندین ماه از سال خالی می مانند. علاوه بر این، نباید هزینه های اضافی که ممکن است برای ملک شما ایجاد شود را فراموش کنید. اگر همه این عوامل را در نظر بگیرید، محاسبات دقیق تری انجام خواهید داد.
بازده درصدی در شیمی چیست؟ درباره آن چه می دانید؟
بازده درصدی در شیمی چیست؟ درباره آن چه می دانید؟
بازده درصدی (Percent Yield) در علم شیمی، معياری از میزان پيشرفت یک واکنش شیمیایی و همچنین معیاری جهت کارآمد بودن روش های سنتز محسوب می شود. در اغلب موارد و در بسیاری از واکنش های شیمیایی به منظور تهیه مواد شیمیایی به ویژه در صنعت، مقدار فرآورده های بدست آمده از واکنش مورد نظر، کمتر از مقدار محاسبه شده می باشد. در اینصورت، نیاز است تا بازده درصدی واکنش حساب گردد. جالب است بدانید که بازده درصدی، با اسامی بازده کسری و یا بازده نسبی نیز نامیده می شود. در این مقاله در نشریه جهان شیمی فیزیک، توضیحات بیشتری در رابطه با بازده درصدی و روش محاسبه آن ارائه شده است. لطفا همراهی بفرمایید.
بازده واکنش
راندمان واکنش در علم شیمی، به مقدار محصول تولیدی در طی یک واکنش شیمیایی گفته می شود. توجه داشته باشید که مقدار فرآورده بدست آمده در هر واکنش شیمیایی، معمولا کمتر از مقدار محصول پیش بینی شده و قابل انتظار با فرض كامل بودن واكنش است. دلایل مختلفی برای تفاوت در مقدار محصول وجود دارد که تعدادی از آنها به صورت خلاصه در زیر بیان شده است.
- تعداد زیادی از واکنش های شیمیایی به صورت کامل انجام نمی شوند. در واقع، تمام واکنش دهنده ها به محصول تبدیل نخواهند شد.
- احتمال دارد که دو و یا حتی چند واکنش شیمیایی به صورت همزمان انجام شوند. به بیان ساده تر، واکنش های جانبی در هنگام انجام واکنش شیمیایی اصلی رخ دهند. بنابراین، مقادیری از واکنش دهنده ها به محصولات نا خواسته تبدیل خواهند شد.
- خطا های فردی، خطا های آزمایشگاهی و همچنین خطا های اندازه گیری باعث می شوند که میزان فرآورده های مورد انتظار، در عمل بدست نیاید.
- در بسیاری از موارد، اشکال در جداسازی مواد از یکدیگر وجود دارد. به عبارت دیگر، در زمان جداسازی و یا خالص سازی فرآورده های واکنش از مخلوط واکنش، مواد شیمیایی از جمله فرآورده ها هدر می روند.
- وجود ناخالصی در واکنش دهنده ها نیز میتواند یک عامل مهم در کاهش بازده واکنش محسوب شود.
- وجود مواد زود جوش (برخی از مواد شیمیایی دمای جوش پایینی دارند) نیز می تواند سبب کاهش مقدار محصول مورد نظر شود.
- همچنین عدم امکان جمع آوری کامل محصولات واکنش نیز می تواند دلیل کاهش راندمان واکنش باشد.
انواع مختلف بازده واکنش
در هنگام بحث درباره بازده واکنش، با سه اصطلاح بازده نظری (Theoretical Yield)، بازده عملی یا بازده حقیقی (Actual Yield) و بازده درصدی مواجه می شوید. مقدار فرآورده هایی که از محاسبه استوکیومتری در یک واکنش شیمیایی، بدست می آید را مقدار نظری می گویند. به بیان دیگر، مقدار محصول نظری به مقدار فرآورده با فرض کامل بودن واکنش و همچنین بدون اتلاف واکنشگر ها به محصولات گفته می شود. در حالیکه، مقدار فرآورده هایی که در عمل تولید می شوند را مقدار عملی می گویند. همانطور که بیان شد، در بیشتر موارد، مقدار عملی از مقدار نظری کمتر خواهد بود. از طرفی دیگر، بازده درصدی یک واکنش شیمیایی نسبت دو بازده نظری و عملی به یکدیگر می باشد.
بازده درصدی
بازده درصدی
مقدار نسبی مواد اولیه و محصولاتی که در یک معادله شیمیایی موازنه شده وجود دارند را به عنوان مقادیر استوکیومتری (Stoichiometric Amounts) می نامند. در اغلب موارد، فرض بر این است که جهت محاسبات میزان فرآورده های تولید شده، تمامی مقادیر مورد نیاز مواد اولیه برای واکنش شیمیایی مورد نظر، با نسبت های استوکیومتری در دسترس می باشند. اما در عین حال، مواردی وجود دارد که واکنشدهنده ها با نسبت های استوکیومتری در واکنش حضور ندارند. بدین شکل، مقدار محصولات بدست آمده، کمتر از مقدار محاسبه شده است.
بیشتر واکنش های شیمیایی بازده ای کمتر از صد در صد خواهند داشت. لازم به ذکر است که شیمیدانان همیشه تلاش می کنند تا بازده کسری فرآیند های صنعتی و آزمایشگاهی را افزایش دهند. هرچه میزان خطای فردی و آزمایشگاهی کمتر باشد، بازده واکنش به صد نزدیک تر بوده و در نتیجه واکنش با کیفیت بهتری انجام شده است. بازده درصدی یک واکنش شیمیایی را می توان به کمک رابطه زیر تعیین کرد.
۱۰۰ × بازده نظری / بازده عملی = بازده درصدی
جالب است بدانید که بازده کسری واکنش به درصد خلوص شبیه است. اما توجه داشته باشید که درصد خلوص فقط برای مواد اولیه محاسبه می شود. در حالیکه، بازده درصدی واکنش تنها برای محصولات محاسبه می گردد. لازم به ذکر است که در معادله بالا، صورت و مخرج کسر، هر دو متعلق به یک ماده شیمیایی می باشند. همچنین، صورت و مخرج کسر فوق، یک نوع واحد خواهند داشت. بنابراین، واحد های ارائه شده، در صورت و مخرج معادله بازده نسبی در نهایت حذف می شوند. البته دقت داشته باشید که کمیت در این معادله می تواند متغیر باشد (یعنی گاهی جرم، گاهی مول، گاهی حجم و گاهی حجم مولی با یکدیگر مقایسه می شوند).
بازده درصدی
سوال مهم درباره بازده کسری
اگر بازده کسری یک واکنش شیمیایی خاص، ۳۰ درصد باشد، آیا می توان گفت که ۷۰ درصد مواد اولیه در ظرف واکنش باقی مانده اند یا نه؟ همانطور که بیان شد، یکی از دلایل بازده واکنش کمتر از صد، اینست که ماده اولیه، ناخالصی دارد. بنابراین زمانیکه بازده عملی ۳۰ % شده است، لزومی ندارد که حتما ۷۰ درصد باقیمانده در ظرف واکنش، ماده اولیه باشد. در عوض می توان گفت که ماده اولیه به همراه ناخالصی ها ۷۰ درصد را تشکیل داده اند.
به علاوه، اگر واکنش مورد بررسی، دو یا چند محصول داشته باشد که یکی از آنها، فرآورده مورد انتظار ماست، دیگری قطعا محصول فرعی خواهد بود. در این حالت، واکنشگر ها مصرف شده اند، اما تنها محصول اصلی بدست نیامده و همزمان محصول فرعی نیز تولید شده است. به عنوان مثال، اتانول به جای تولید اتیلن، می تواند اتر هم تولید کند. بنابراین، بازده درصدی کمتر خواهد بود و نمی توان به طور یقین گفت که ۷۰ درصد مواد اولیه در ظرف واکنش باقی مانده است.
محاسبه بازده نظری
مسائل مربوط به بازده کسری را می توان به سه گروه زیر تقسیم کرد.
گروه اول؛ مسائلی که در آنها، مقدار محصول عملی داده شده است و بازده کسری مورد سوال می باشد. در این مدل از سوالات، با توجه به مقدار ماده اولیه، مقدار محصول نظری تولید همان فرآورده را با همان واحد محاسبه می کنند. حال اگر دو واکنش دهنده در واکنش مورد نظر، وجود داشته باشد، واکنش دهنده محدود کننده را در نظر می گیرند. در نهایت و با توجه به معادله، بازده کسری واکنش بدست خواهد آمد.
گروه دوم؛ مسائلی که در آنها، بازده کسری واکنش مورد نظر داده شده است و مقدار محصول عملی باید محاسبه گردد. در این حالت و با توجه به روابط استوکیومتری، مقدار محصول نظری فرآورده مورد بررسی، محاسبه می شود. در نهایت و به کمک رابطه بازده کسری می توان مقدار مجهول را محاسبه نمود.
گروه سوم؛ مسائلی که در آنها هم مقدار محصول عملی و هم بازده کسری داده شده است و مقدار واکنش دهنده مورد سوال است. در این حالت، در ابتدا و به کمک معادله بازده درصدی، مقدار محصول نظری محاسبه می شود. در نهایت و با توجه به مقدار محصول نظری فرآورده مورد بررسی، مقدار واکنش دهنده لازم بدست می آید.
بازده کسری
مثال
در صورتيكه از واكنش فسفر سفيد (P۴) با اكسيژن هوا، ۵۰ گرم P۴O۱۰ بدست آید، حداقل چند گرم فسفر سفيد بايد استفاده شود؟ توجه داشته باشید که بازده واكنش فوق ۶۰% است. (P۴ + ۵O۲ → P۴O۱۰)
مثال بازده درصدی
روش های محاسبه بازده درصدی واکنش های شیمیایی
دو روش مختلف برای محاسبه بازده کسری وجود دارد که در ادامه مقاله به اختصار بیان می شوند. در روش اول که روش تناسب نامیده می شود، مقدار واکنش دهنده مورد نظر را در R/100 که همان بازده درصدی است، ضرب می کنند. دقت داشته باشید که هرچه مقدار آن کوچک تر نحوه محاسبه بازده باشد، نشان دهنده آنست که مقدار کمتری از مواد اولیه به محصولات قابل دسترس تبدیل شده اند. بنابراین، فرآورده کمتری بدست خواهد آمد.
روش تناسب در محاسبه بازده درصدی
در روش دوم می توان سه مرحله زیر را برای محاسبه بازده نسبی طی کرد.
- مرحله اول؛ پیدا کردن واکنش دهنده محدود کننده واکنش شیمیایی مورد نظر
- گام دوم؛ محاسبه بازده نظری واکنش به کمک مقدار واکنش دهنده محدود کننده
- مرحله سوم؛ محاسبه بازده درصدی واکنش به کمک رابطه
واکنش دهنده محدود کننده
در بیشتر واکنش های شیمیایی، مواد اولیه به اندازه نسبت های استوکیومتری در کنار یکدیگر قرار نمی گیرند. در حقیقت یکی از واکنش دهنده ها به میزان کمتر وجود دارد. به این واکنش دهنده که مقدار آن نسبت به مقدار استوکیومتری کمتر است، واکنش دهنده محدود کننده (Limiting Reactant) گفته می شود. این ماده اولیه در جریان واکنش شیمیایی زودتر مصرف می شود. در واقع، پیشرفت واکنش شیمیایی مورد نظر را با محدودیت روبرو می نماید. به طور مشابه، به ماده اولیه دیگر که به مقدار بیشتری در ظرف واکنش وجود دارد، واکنش دهنده اضافی (Excess Reactant) می گویند .پس از پایان واکنش، نحوه محاسبه بازده مقداری از واکنش دهنده اضافی در ظرف واکنش باقی می ماند.
بازده نسبی
محاسبه واکنش دهنده محدود کننده
در ابتدا داده های واکنش دهنده ها را به مول تبدیل می کنند. سپس، تعداد مول های واکنش دهنده ها را به ضریب همان واکنش دهنده تقسیم می نمایند. بدین شکل، کوچکترین عدد بدست آمده از مرحله قبل را به عنوان واکنش دهنده محدود کننده انتخاب می کنند. جالب است بدانید که قیمت یک ماده شیمیایی، در انتخاب واکنش دهنده محدود کننده بسیار اهمیت دارد. در صنعت، به منظور دست یابی به محصولات بیشتر، معمولا واکنش دهنده ارزان قیمت را به عنوان واکنش دهنده اضافی مورد استفاده قرار می دهند.
مثال
به منظور تولید آمونیاک، ۲۵ گرم نیتروژن با ۵ گرم هیدروژن واکنش می دهد. اولا حساب کنید که چند گرم آمونیاک بدست می آید؟ از کدام ماده شیمیایی و به چه مقدار در ظرف واکنش در نهایت باقی می ماند؟
مثال بازده کسری
همانطور که مشخص است، هیدروژن، واکنش دهنده محدود کننده و نیتروژن، واکنش دهنده اضافی می باشند.
مثال بازده کسری
بادران تهویه صنعت
محاسبه راندمان برج خنک کننده با اندازه گیری دمای آب ورود و خروج از کولینگ تاور ، مقدار دمای مرطوب و دبی آب در گردش به دست می آید. هر برج خنک کننده فارغ از سایز و تجهیزات نصب شده بروی آن به میزانی آب را خنک می کند که می توان به روش های مختلف میزان کارایی و راندمان آن را اندازه گیری نمود. با استفاده از محاسبات برج خنک کننده می توان میزان تناژ برج خنک کننده را بدست آورد ، سنجش واقعی راندمان نیازمند تجهیزات لازم می باشد که شامل سنسور دما و دبی می باشد که در این روش راندمان لحظه ای برج خنک کننده بدست می آید.
نحوه محاسبه راندمان برج خنک کننده
جهت محاسبه راندمان برج خنک کننده ابتدا با استفاده از سنسور جداری یا سنسور مستغرق دمای آب گرم ورود به برج خنک کننده و همچنین میزان دمای آب سرد خروج از کولینگ تاور را اندازه بگیرید. سپس با استفاده از دماسنج مرطوب میزان دمای مرطوب محیط را در آن لحظه به دست آورید. اگر دماسنج مرطوب ندارید یک پارچه نم دار به دور قسمت جیوه دماسنج بکشید و در مسیر هوا قرار دهید با تخمین خوبی دمای مرطوب به دست می آید.
محاسبه راندمان برج خنک کننده
حال با استفاده از اندازه گیر دبی یا فلومتر میزان دبی آب در گردش را بدست آورید. اگر این وسیله در دسترس نیست با خواندن دبی آب اعلام شده بروی پمپ مقدار آن را بدست آورید. حال جهت محاسبه راندمان برج خنک کننده این چهار پارامتر را وارد نرم افزار مخصوص برج خنک کننده وارد نمایید تا میزان تناژ واقعی را به شما اعلام کند. اگر به نرم افزار مخصوص طراحی دسترسی ندارید با استفاده از روش انتخاب برج خنک کننده و نمودار انتخاب برج خنک کننده که در وب سایت شرکت بادران تهویه صنعت می باشد میزان تناژ را بدست آورید. برای محاسبه راندمان طرز استفاده صحیح از نمودار ها در همان صفحه توضیح داده شده است. حال با این اطلاعات می توانید کارایی دقیق برج خنک کننده را بدست آورید.
با به دست آوردن دمای ورود و خروج و دبی آب و همچنین دمای مرطوب محیط ، با استفاده از نمودار یا نرم افزار محاسبه راندمان برج خنک کننده را انجام دهید.
در روش دیگر از مقدار رنج ( Range ) و اپروچ ( Approach ) استفاده می کنیم. میدانیم که حد پایین خنک شدن آب در برج خنک کن دمای مرطوب محیط می باشد که رسیدن به این دما در واقعیت غیر ممکن خواهد بود. در عمل راندمان برج خنک کننده بین 70 تا 75 درصد است که طبق معادله زیر بدست می آید:
این رابطه بیان می کند که مقدار دمای آبگرم منهای مقدار دمای آبسرد ضرب در 100 ، حال این عدد تقسیم بر حاصل تفریق دمای آبگرم و دمای مرطوب می شود راندمان برج خنک کننده شود. که وقتی این رابطه را به صورت ساده تر بنویسیم حاصل تفریق دمای آبگرم و دمای آبسرد را با رنج نشان می دهیم و حاصل تفریق دمای آبسرد و دمای مرطوب را با اپروچ بیان می کنیم که در نهایت می شود :
راندمان برج خنک کننده = رنج /
Cooling tower efficiency = Range / (Range+Approach) x 100
بنابراین با توجه به این رابطه در زمستان به دلیل پایین آمدن دمای مرطوب راندمان برج خنک کننده افزایش می یابد و در تابستان به دلیل بالا رفتن دمای مرطوب ، راندمان برج خنک کننده کاهش می یابد. در ادامه مبحث جهت مطالعه بیشتر می توانید به مطلب ” افزایش راندمان برج خنک کن ” و ” راندمان برج خنک کننده ” مراجعه فرمایید. (Cooling Tower Efficiency)
بادران تهویه صنعت
میزبان صدای گرم شما هستیم، شماره های تماس:
تلفن گویا: 26602776 – 22645890
خط مستقیم: 26407688 – 26407687
تلگرام/واتس اپ/موبایل : 09213602690
آدرس شرکت : تهران، خیابان میرداماد، خیابان تبریزیان، کوچه بهبهانی، پلاک 4 طبقه سوم واحد 7
دیدگاه شما