نقاط قوت MFI و RSI


آموزشگاه تجارت برتر در رشته امور مالی و بازرگانی و امور اداری به عنوان اولین آموزشگاه در جنوب کشور آموزش بورس سهام و بازار های مالی بین المللی را از سال 86 با مجوز از سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور و سازمان بورس اوراق بهادار در شیراز آغاز نمود و در طی این مدت با برگزاری دوره های آموزشی متعدد و برگزاری سمینار های آموزشی با کمک اساتید مجرب و کارآزموده کمک شایانی به علاقه مندان این حوزه داشته است که دلیل و اثبات این مدعا رضایت مندی کامل هنر آموزان و علاقه مندی آنها به همکاری و شرکت در برنامه های آموزشی این آموزشگاه می باشد.

آموزشگاه تجارت برتر

شاخص حجم معاملات یکی از اصلی ترین شاخص های معاملات بازار است. مشارکت فعال فعالان بازار، شدت و قدرت شاخص از مشخصه های شاخص حجم معاملات به اتمام رسیده هستند. اگر یک روند صعودی پایدار وجود داشته باشد..

اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال

اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال

اندیکاتورهای تحلیل تکنیکی، بخش جداناپذیر تحلیل های تکنیکی هستند. با استفاده از این اندیکاتورها می توان آیندۀ حرکات بازار را پیش بینی کرد. این اندیکاتورها به معامله گر کمک می کنند که در بازار، جهت دار باشد.

اندیکاتور Alligator

اندیکاتور Alligator | اندیکاتور تمساح

هدف

تمساح، اندیکاتوری است که برای نشان دادن فقدان، جهت یا شکل گیری یک روند طراحی شده است. "بیل ویلیامز" به رفتار تمساح به عنوان یک ثمثیل برای رفتار بازار نگاه می کرد. به این صورت که به محض بیدار شدن تمساح ، زمان ساکت به زمان شکار قیمت تبدیل می شود و پس از پایان تغذیه برای خوابیدن برمی گردد. تمساح هرچه بیشتر بخوابد، گرسنه تر می شود و حرکت بازار، قوی تر خواهد بود.

نوسانگر مهیب _ Awesome

نوسانگر Awesome | نوسانگر مهیب

هدف

نوسان گر مهیب ( Awesome Oscillator ) یک اندیکاتور شتاب حرکت است که تغییرات دقیق در نیروی محرک بازار را بازتاب می دهد و به تشخیص قدرت روند برای رسیدن به حداکثر نقاط شکل یافتن یا اصلاح کمک می کند.

اندیکاتورهای فراکتال

اندیکاتورهای فراکتال - Fractals

هدف

برخال ها، شاخصی است برای مشخص کردند اوج ها و فرودهای نمودار در مواقعی که حرکت قیمت متوقف و یا وارونه شده است. این نقاط برگشتی به ترتیب اوج ها و فرودها نقاط قوت MFI و RSI نامیده می شود.

نوسانگر تمساح _ Gator

نوسانگر تمساح - Gator

هدف

نوسانگر تمساح ( Gator Oscillator ) مکمل اندیکاتور تمساح است و در کنار آن استفاده می شود تا درجۀ کاملی از همگرایی/واگرایی سه خط میانگین حرکتی اندیکاتور تمساح را نشان دهد که اشاره دارند به دوره های خواب و بیداری تمساح (یعنی مراحلی که بازار در روند به سر می برد یا نمی برد).

نوارهای بولینگر

اندیکاتور بولینگر باند

هدف

اندیکاتور نوارهای بولینگر (که توسط جان بولینگر ایجاد شده است) تغییرات فراریت کنونی بازار را نشان می دهد و ضمن تائید جهت، دربارۀ ادامه یا تغییر روند، دوره های زمانی تحکیم، افزایش فراریت برای تغییر جهت های ناگهانی و همچنین نقاط صعود و فرود موضعی هشدار می دهد.

اندیکاتور MACD

اندیکاتور MACD | همگرایی نقاط قوت MFI و RSI / واگرایی میانگین حرکتی

هدف

نوسانگر میانگین حرکتی همگرایی/واگرایی که معمولاً تحت عنوان MACD شناخته می شود، اندیکاتوری است که توسط جرالد اپل ( Gerald Appel ) توسعه پیدا کرد و برای این منظور طراحی شده است که تغییرات در مسیر و قدرت روند را از طریق ترکیب سیگنال های برگرفته از سه سری زمانی منحنی میانگین حرکتی، آشکار کند.

اندیکاتور ایجیمیکو

هدف

"ایچیموکو کینکو هیو" (نمودار همتراز در یک نگاه) یک ابزار تحلیل تکنیکی جامع است که توسط یک تحلیل گر از توکیو با نام "گیوچی هوسودا" در سال 1968 معرفی شد. هدف این سیستم فراهم آوردن یک نمای سریع از قدرت، تمایل و اندازۀ حرکت روند در یک نگاه بود که در عین حال تمامی پنج مؤلفۀ ایچیموکو در ترکیب با پویایی های قیمت ها در چرخه ای از تقابل ایجاد شده توسط پویایی رفتار انسانی ایجاد شده اند.

اندیکاتور ایجیمیکو

هدف

"ایچیموکو کینکو هیو" (نمودار همتراز در یک نگاه) یک ابزار تحلیل تکنیکی جامع است که توسط یک تحلیل گر از توکیو با نام "گیوچی هوسودا" در سال 1968 معرفی شد. هدف این سیستم فراهم آوردن یک نمای سریع از قدرت، تمایل و اندازۀ حرکت روند در یک نگاه بود که در عین حال تمامی پنج مؤلفۀ ایچیموکو در ترکیب با پویایی های قیمت ها در چرخه ای از تقابل ایجاد شده توسط پویایی رفتار انسانی ایجاد شده اند.

اندیکاتور Rsi

اندیکاتور RSI | شاخص قدرت وابسته

هدف

شاخص قدرت وابسته، اندیکاتوری است که توسط ولیس ویلدر برای ارزیابی قدرت یا ضعف حرکات کنونی قیمت و سنجش شتاب قیمت توسعه داده شد. شاخص قدرت وابسته این ارزیابی و سنجش را توسط مقایسه افزایش قیمت با کاهش آن در طی یک دورۀ زمانی معین انجام می دهد.

اندیکاتور میانگین متحرک

اندیکاتور MA | اندیکاتور میانگین متحرک

هدف

"میانگین حرکتی" یک ابزار تحلیل تکنیکی است که میانگین قیمت بر یک دورۀ زمانی تعریف شده را نشان می دهد و برای هموار کردن نوسانات قیمتی از آن استفاده می شود و در آخر جهت و قدرت روند را تعیین می کند

"میانگین حرکتی" بسته به شیوۀ میانگین گیری به میانگین حرکتی ساده ( SMA )، میانگین حرکتی هموار شده ( SMMA ) و میانگین حرکتی نمایی ( EMA ) تقسیم بندی می شود.

اندیکاتور ParabolicSAR

هدف

اندیکاتور سهموی ( Parabolic )، اندیکاتوری است که توسط وایلدر ولز توسعه پیدا کرد و به منظور تایید یا رد روند توسعه، طراحی شده است. این اندیکاتور برای شروع مرحله اصلاح، یا جنبش های جانبی، و همچنین و برای شناسایی نقاط ممکن موقعیت های خروجی به کار می‌رود. اصل اساسی این اندیکاتور را می توان با عبارت "توقف و برگشت" بیان کرد.

اندیکاتور A/D

اندیکاتور A/D | تراکم/توزیع

هدف

"تراکم/توزیع" یک اندیکاتور تحلیل تکنیکی بر مبنای حجم است که با مقایسه قیمت های بسته شدن همراه با صعودها و نزول ها و سنجیدن ارتباط بوسیلۀ حجم های معامله، تراکم های ورود و خروج پول برای یک سرمایه را بازتاب می دهد.

اندیکاتور MFI

اندیکاتور MFI | شاخص گردش پول

هدف

شاخص گردش پول ( MFI ) یک اندیکاتور تحلیل تکنیکی است که با مقایسۀ افزایش ها و کاهش های قیمت در یک بازدۀ زمانی، ورود پول به یک سرمایۀ معین را تخمین می زند و در عین حال حجم های معامله ای را نیز در نظر دارد.

اندیکاتور حجم ها

اندیکاتور حجم ها

هدف

حجم یک ابزار تحلیل تکنیکی است که بازتاب دهندۀ فعالیت معاملاتی سرمایه گذاران در یک دورۀ زمانی معین است.

کاربرد

از این اندیکاتور معمولاً به همراه تحلیل قیمت برای تائید قدرت روند .

آموزشگاه تجارت برتر در رشته امور مالی و بازرگانی و امور اداری به عنوان اولین آموزشگاه در جنوب کشور آموزش بورس سهام و بازار های مالی بین المللی را از سال 86 با مجوز از سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور و سازمان بورس اوراق بهادار در شیراز آغاز نمود و در طی این مدت با برگزاری دوره های آموزشی متعدد و برگزاری سمینار های آموزشی با کمک اساتید مجرب و کارآزموده کمک شایانی به علاقه مندان این حوزه داشته است که دلیل و اثبات این مدعا رضایت مندی کامل هنر آموزان و علاقه مندی آنها به همکاری و شرکت در برنامه های نقاط قوت MFI و RSI آموزشی این آموزشگاه می باشد.

نقاط قوت MFI و RSI

یک استاد دانشگاه به همراه کارگزار بورس با اعلام تفاوت های دو روش بنیادی و تکنیکال در بورس ایران، نقاط ضعف و علت اصلی اختلاف نتایج حاصله از ابزارهای مختلف روش تکنیکال را بررسی کردند.

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، پرویز سعیدی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد و استاد تئوری مالی) و محمد مشاری (از کارگزاران بورس ) با ارایه مقاله ایی تحت عنوان "تحلیل تکنیکال چرا؟ کجا؟ و چگونه؟" ابعاد این روش سرمایه گذاری در بورس ایران را مورد بررسی قرار دادند که فارغ از تایید یا رد توسط بورس پرس منتشر می شود.

این درحالی است که روش تجزیه و تحلیل تکنیکال مدافعان سرسختی هم در دنیا و ایران دارد و گروه از فعالان با تکیه بر تجارب ، از این روش مخصوصا" هنگام رونق بازار بهره مند می شوند. بنابراین مدافعان روش تکنیکال در صورت تمایل می توانند نظرات کارشناسی را ارایه دهند تا در بورس پرس منتشر شود.

چکیده: تحلیل تکنیکال در کنار تحلیل بنیادی از روش های مورد استفاده کارشناسان و فعالان بازار سرمایه است. تفاوت ماهوی این دو روش باعث به وجود آمدن تعصبی سخت در استفاده کنندگان هر دو روش شده است. تا حدی که در بسیاری از مراکز علمی و آکادمیک از تحلیل تکنیکال به عنوان روشی علمی یاد نمی شود و ارزش علمی برای این روش منظور نمی گردد.هدف ما در این مقاله نگاهی بدون قضاوت و پیش داوری به موضوع تجزیه و تحلیل تکنیکال است.

مقدمه/ 3 فرض اساسی تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال بر 3 فرض اساسی بنیان نهاده شده است: اول اینکه همه اطلاعات (گذشته ،عمومی و پنهانی) در قیمت لحاظ شده است. دوم اینکه تاریخ تکرار می شود و سوم اینکه تغییرات قیمت دارای نظم و الگوی خاص و قابل تفسیر است.

اگرچه اولین فرض این روش بطور شفاف تعریف بازار کارا در سطح قوی را به ذهن متبلور می نمایاند اما فرض دوم به معنای همبستگی قیمتهای گذشته به قیمتهای آینده کارایی بازار در سطح ضعیف را نقض می کند و فرض سوم نیز فرض پیروی قیمتها از یک گشت تصادفی را نقض می کند. در هر صورت تجزیه و تحلیل تکنیکال و طرفداران این روش مدعی هستند که با استفاده از ابزارهای ابداعی خود توانایی پیش بینی روندها ،الگو ها و در نهایت پیش بینی قیمت را دارند.

تحلیل بنیادی تمام توان خود را صرف محاسبه ارزش ذاتی دارایی های مالی می کند و تحلیل تکنیکال تلاش دارد قیمت های آینده و رفتار قیمت را پیش بینی کند. از نقاط قوت MFI و RSI این منظر و با این تعریف نمی بایست اختلاف و نزاعی بین طرفداران این دو روش به وجود آید. چون هر کدام از این روش ها عملکردی دارد که می تواند تکمیل کننده یکدیگر باشند نه تخریب کننده یکدیگر ،مشکل از آن جایی آغاز می شود که کارشناسان در کاربرد هر کدام از این روشها دچار اشتباه می شوند.

تفاوت های دو روش بنیادی و تکنیکال

تحلیل بنیادی با استفاده از مدلها و روش های مختلف و با توجه به سناریوهای متفاوت سعی به پی بردن به ارزش ذاتی هر سهم دارد ولی هیچگاه نمی تواند نقطه حداقل قیمت دارایی مالی را به عنوان قیمت مناسب برای ورود (خرید) مشخص کند و همچنین فاقد این توانایی است که نقطه حداکثر قیمت دارایی مالی را به عنوان قیمت مناسب برای خروج (فروش )را مشخص کند.

با این تفاسیر تحلیل تکنیکال نیز هیچ گاه قدرت پی بردن به ارزش ذاتی را ندارد. به بیان دیگر انجام معامله بدون توجه به ارزش ذاتی دارایی مالی به شدت بر افزایش ریسک سرمایه گذاری تاثیر گذار خواهد بود.

تحلیل بنیادی با نقاط قوت MFI و RSI شعار محاسبه ارزش ذاتی توانایی محاسبه ارزش دارایی هایی را دارد که می تواند در آمدهای آتی آن دارایی ها را تخمین بزند ،دارایی هایی مثل سهام یا اوراق بدهی با در آمد ثابت .اگر چه در سالیان اخیر مدلهایی طراحی شده که توانایی دارد ارزش ذاتی دارایی های بدون در امد آتی یا دارایی هایی با درامدهای آتی نامشخص و مبهم را محاسبه کند ولی این مدل ها عمدتا برای محاسبه ارزش ذاتی دارایی های واقعی کاربرد دارند و به طور عموم نمی توان از آنها برای محاسبه ارزش دارایی های مالی استفاده نمود.

تحلیل بنیادی بطور غیر قابل باوری در محاسبه ارزش ذاتی دارایی های بدون در آمد آتی ضعف دارد این بدین معناست که هیچ نقاط قوت MFI و RSI تجزیه و تحلیل گر بنیادی توان محاسبه ارزش ذاتی قیمت ارزهای مختلف ،فلزات اساسی و کالاهای کشاورزی را ندارد و قابل توجه اینکه در بسیاری از موارد تحلیل گران بنیادی برای محاسبه ارزش ذاتی یک دارایی مالی نیازمند به پیش بینی قیمت قیمت های آتی یک دارایی واقعی هستند ،کاری که فقط در توان تحلیل تکنیکال است.

بطور مثال یک شرکت صادر کننده فولاد جهت تسعیر ارز در آمدهای صادراتی خود محتاج به دانستن قیمت تبدیل ارز در سناریوهای مختلف است.در همین مثال بدون داشتن یک پیش بینی قوی از نرخ برابری ارز تحلیل گر بنیادی دو راه پیش رو دارد یا بر مبنای قضاوت ذهنی نرخی را برای تسعیر ارز در نظر بگیرد که در این حالت ارزش ذاتی محاسبه شده برای سهام فولاد ،از اعتبار پایینی برخوردار خواهد شد و یا با چندین فرض متفاوت و با چندین نرخ متفاوت (دامنه ای از قیمت های مورد انتظار)ارزش ذاتی را محاسبه کند که این موضوع نیز باعث محاسبه چندین ارزش ذاتی خواهد شد که این موضوع نیز باعث پایین آمدن قابلیت اتکاء ارزش های ذاتی محاسبه شده و سردرگمی استفاده کنندگان از تحلیل بنیادی خواهد شد.

اصولا فعالیت در بسیاری از بازارها نیازمند دانستن تحلیل تکنیکال است ،بازار معاملات جهانی (فارکس)،بازار آتی کالاهای کشاورزی ،فلزی و. از این دست است.

در بسیاری از مدل های تحلیل بنیادی محاسبه بتا به عنوان عامل ریسک سیستماتیک نقشی اساسی دارد. در مدلهای فعلی معمولا از بتای تاریخی استفاده می شود در حالی که با محاسبه بتای آینده می توان کارایی این مدلها را افزایش داد که محاسبه بتای آینده مستلزم پیش بینی شاخص کل بازار است و ما جهت پیش بینی شاخص کل ابزاری بهتر از تحلیل تکنیکال در دست نداریم.

تحلیل گران بنیادی تجارب بسیاری دارند از اوقاتی که سرمایه گذاران خلاف قاعده عمل می کنند یعنی سهامی را در قیمتهای بسیار بالاتر از ارزش ذاتی را می خرند و بالعکس در مواردی سهامی را در قیمتهای پایین تر از ارزش ذاتی می فروشند می کنند.در واقع سرمایه گذاران با تحلیل هایی فراتر از تحلیل های بنیادی تصمیمات سرمایه گذاری خود را اتخاذ می کنند.

اگر چه مالی رفتاری در پی توضیح این گونه رفتار سرمایه گذاران است ولی انفعال تحلیل گران بنیادی در این گونه مواقع جالب توجه است.اما تحلیل گران تکنیکی با فرض عدم اهمیت چرایی و اهمیت داشتن چیستی از این فرصت های ایجادشده حداکثر استفاده را می کنند .در حقیقت ابزارهای طراحی شده در تجزیه و تحلیل تکنیکال حالتهای روانی بازار را بهتر نمایانگر می سازند،این حقیقتی غیر قابل انکار است که تغییرات احساسی و روانی سرمایه گذاران و فعالان بازار سرمایه را با ابزارهای تحلیل بنیادی نمی توان اندازه گیری کرد،در حالی که ابزارهای بسیاری در تجزیه و تحلیل تکنیکال برای این مهم وجود دارد.به عنوان مثال با استفاده از اندیکاتور شاخص قدرت نسبی ( RSI ) به راحتی می توان افراط در فروش (حالت خرسی بازار )و افراط در خرید (حالت گاوی بازار)را مشخص نمود.توجه به مسائل روانشناسی سرمایه گذاران در تحلیل تکنیکال مورد توجه قرار گرفته است ،چیزی که در تحلیل بنیادی اثری از آن نمی توان پیدا کرد.

مدلهای تحلیل بنیادی کیفیت درونی شرکتها را کنکاش می کنند و به عرضه و تقاضا توجهی نمی کنند .عملکرد یک شرکت هر طور که باشد و در خصوص سهام آن هر چیز که گفته شود ،یک مسئله مسلم و غیر قابل تغییر است ،اگر قدرت خریداران بیش تر از فروشندگان باشد قیمت ان سهم بالا می رود و بالعکس اگر قدرت فروشندگان بر خریداران فزونی داشته باشد قیمت آن سهم پایین می رود و چنانچه قدرت خریداران و فروشندگان برابر باشد قیمت سهم تغییر چندانی نخواهد کرد.که این مکانیزم متاثر از قانون غیر قابل انکار عرضه و تقاضاست.چیزی که اصلا مد نظر تحلیل گران بنیادی نیست ولی تحلیل گران تکنیکی حداکثر استفاده را از آن می برند.

نظر برنده جایزه نوبل

هری مارکویتس پدر علم مالی کلاسیک و برنده جایزه نوبل به خاطر ارائه مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای در اواخر عمر خود به ناکار آمدی مدلهای بنیادی ارائه شده از سوی خودش برای بخشی از بازار اذعان داشت. وی در اواخر عمرش اعتقاد داشت در بسیاری از موارد و مواقع آن چیزی که باعث حرکت قیمت دارایی های مالی به سمت بالا و پایین می شود ، تغییرات ارزش ذاتی سهم نیست بلکه ورود و خروج جریانات نقدی به یک دارایی مالی است.

به نظر وی بخش قابل توجهی از بازده سهام به دلیل عوامل بنیادی نیست .اما نکته قابل توجه اینجاست که این مفهوم توسط تجزیه و تحلیل گران تکنیکی مورد توجه قرار گرفته و از ملاک های اصلی این روش تجزیه و تحلیل می باشد.تحلیل گران تکنیکی با ابداع ابزاری به نام اندیکاتور شاخص جریان نقدی ( MFI )، سعی در مشخص نمودن میزان ورود و خروج جریانات نقدی از یک دارایی مالی و حتی شاخص کل بورس اوراق بهادار کردند.

بسیاری از تجزیه و تحلیل گران بنیادی بر این نکته تاکید دارند که راهبردهای مبتنی بر تحلیل بنیادی بر مبنای سرمایه گذاری بلند مدت پایه ریزی شده و بازده حاصل از این راهبرد بیشتر از راهبردهای مبتنی بر تحلیل تکنیکال و دوره های کوتاه مدت سرمایه گذاری است. اگر چه تعدادی از پژوهش های انجام شده این فرضیات را تایید و تعدادی دیگر آن را رد می کنند در هر صورت هیجان ناشی از سرمایه گذاری های کوتاه مدت برای سرمایه گذاران مطلوبیت دارد و از طرفی دیگر به قول جان میلارد کینز اقتصاد دان معروف در بلند مدت همه ما مرده ایم.

تجزیه و تحلیل تکنیکال علاوه بر همه کارایی هایش نقاط ضعف قابل توجه ای نیز دارد. تمرکز و توجه افراط گونه تحلیل تکنیکال بر قیمت ،حجم و نمودارها و ابزارهای مشتق شده از قیمت و حجم باعث پرورش جماعتی به عنوان تحلیل گر امر سرمایه گذاری شده که هیچ تجربه و تحصیلاتی در زمینه امور مالی و سرمایه گذاری ندارند آنها تنها نمودارها را می فهمند و به کمک سیستم های کامپیوتری در طی چند دقیقه دستورات خرید و فروش را صادر می کنند که خیلی از اوقات درک چرایی و علت این دستورات امری گیج کننده و غیر قابل باور است.عمل کردن به دستورات کارشناسانی که فاقد تخصص در حوزه های مالی و اقتصاد هستند و تنها بر پایه تقارن ،زاویه ،روند و تقاطع خطوط مختلف مشتق شده از قیمت سهام مشاوره می دهند بسیار ترسناک است.

تعدد ابزارها و علت اصلی اختلاف نتایج

شمع های ژاپنی ،خطوط روند، کانا لهای قیمت،چنگال آندروز،باد بزن های فیبوناچی، نقاط قوت MFI و RSI زاویه و مربع های گن، الگوهای هارمونیک، ابرهای ایچیموکو کانکایو، امواج الیوت،تئوری نقطه و شکل و انواع اندیکاتورها و اسلایتورها از جمله ابزارهای تحلیل مورد استفاده در تحلیل تکنیکال است. ابزارهایی که به نظر می رسد زمانی که یک ابزار در تحلیل هایش دچار تردید و مشکل شد ابزار بعدی ابداع شد.

این تعدد ابزار و روش ها گاهی اوقات خود استفاده کنندگان از تحلیل تکنیکال را دچار سردرگمی می کند. تا جایی که هر تحلیل گر تکنیکال تنها از تعداد محدودی از این ایزار ها استفاده می کند بدون اینکه به کارایی هر ابزار با توجه به شرایط بازار ، صنعت و سهم مورد تحلیل توجه کند.

به نظر می رسد علت اصلی اختلاف بین نتایج حاصل از استفاده از ابزارهای مختلف نیز همین موضوع باشد.به بیان دیگر استفاده از یک ابزار در بعضی موارد بسیار موفقیت آمیز و چیزی شبیه پیشگویی مرتاض ها است و همان ابزار در بعضی از موارد نتایج فاجعه باری دارد.

تسلط و تمرکز بر یک یا چند ابزار محدود گاهی اوقات نتایج رضایت بخشی ندارد. کما اینکه دو تحلیل گر با یک روش مشابه به دلیل استفاده از راهبردهای متفاوت (به طور مثال راهبرد ممنتوم و یا راهبرد معکوس)تحلیل های متفاوت ارائه می دهند که این برای بسیاری از استفاده کنندگان قابل درک نیست.

ابزارهای ابداعی دام دیگر تحلیل تکنیکال

استفاده ترکیبی از ابزارهای ابداعی در تحلیل تکنیکال دام دیگری است که نه تنها باعث تسهیل فرآیند تصمیم گیری نمی شود که در بعضی از اوقات باعث از دست دادن بازده های قابل توجه و یا کسب زیان غیر قابل جبران می شود اگر چه تحلیل گران تکنیکی با استفاده از روشهایی مانند حد سود و حد زیان سعی در پوشاندن این نواقص دارند اما نکته ای که تحلیل گران تکنیکی از آن غافل هستند این موضوع است که آنها هیچ روش نظام مندی برای متنوع سازی در جهت کاهش ریسک ارائه نمی دهند.

تحلیل گران تکنیکی کم وبیش همانطور و با همان ابزاری که شاخص های مختلف بورس را تحلیل می کنند قیمت نفت ،طلا ،سهام شرکت های مختلف و. را تحلیل می کنند این استفاده از ابزار مشابه برای تحلیل پدیده های که تنها در قیمت وجه اشتراک دارند کمی گیج کننده است.تحلیل گر تکنیکی توجه هی ندارد نمودار قیمتی که در اختیار دارد نمودار قیمت برنج در بورس کالایی شرق آسیا است یا نمودار قیمت اختیار خرید سهام (آی بی ام) در بورس نیویورک او قیمت را می شناسد و با متر خویش همه چیز را اندازه گیری می کند.

عدم کارایی بازار و دخالت نهاد ناظر در ماکنیزم قیمتها می تواند تاثیر به سزایی در عدم اثربخشی ابزارهای تحلیل تکنیکال داشته باشد.

وقتی نهاد ناظر اجازه نمی دهد قیمتها از یک کف قیمتی مشخص پایین تر بیاید و یا از یک سقف قیمتی مشخص بالاتر برود باعث به وجود آمدن حالتهایی در بازار(صف خرید یا صف فروش) می شود که تحلیل تکنیکال قادر به تفسیر آن نیست.این دخالت در مکانیزم قیمتها بطور سیستماتیک در بورس اوراق بهادار ایران انجام می شود. دامنه نوسان و حجم مبنا دو محدودیتی است که تجزیه و تحلیل گران تکنیکی می بایست اثر آن را در تحلیل هایشان منظور کنند.

بزرگترین ضعف تحلیل تکنیکال

بزرگترین ضعف تحلیل تکنیکال آن جایی نمود پیدا می کند که از یک دارایی مالی یا غیر مالی سابقه قیمتی در دسترس نیست. به طور کاملا واضح می توان گفت تحلیل گران تکنیکال در پیش بینی شرکت های عرضه اولیه کاملا نا کارآمد هستند. این که این شرکتها باید در بازار ها معامله بشوند و سابقه قیمتی پیدا بکنند تا بعدا بتوان قیمت های آتی آن را پیش بینی کرد مثال کسی می ماند که ترجمه لغت گاو به انگلیسی را می داند ولی ترجمه لغت گوساله را نه و در جواب عنوان می کند اجازه می دهم گوساله بزرگ بشود بعدا آن را گاو صدا می کنیم.

تحلیل بنیادی ماهی گیری و تحلیل تکنیکال زمان ماهی گیری را نشان می دهد

در نهایت می توان سیستم های معاملاتی را طراحی کرد که آموزه های تحلیل تکنیکال تکمیل کننده خروجی های تحلیل بنیادی باشد. ،سیستم هایی که به شدت ریسک حاصل از تصمیمات سرمایه گذاری را کاهش دهد و به سرمایه گذاران در اتخاذ تصمیمات بهینه کمک کند. تلفیق تحلیل تکنیکال و بنیادی به معنای استفاده از همه ظرفیت های مطرح شده در تحلیل بنیادی مانند متنوع سازی و همه نقاط برجسته تحلیل تکنیکال مانند نقاط حمایت و مقاومت است. یادمان باشد تحلیل بنیادی ماهی گیری را آموزش می دهد و تحلیل تکنیکال زمان ماهی گیری را.

کارکرد اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال

تحلیلگران تکنیکال از چندین ابزار برای پیش بینی قیمت ها استفاده می کنند. یکی از این ابزارها اندیکاتورها هستند. اندیکاتورها فرمول های ریاضی هستند که جهت محاسبه آنها از داده های بازار مانند قیمت، حجم و جریان وجوه استفاده می شود. گاهی اوقات یک اندیکاتور ترکیبی از چندین فرمول مختلف است. اندیکاتورها توسط نرم افزارهای تحلیل تکنیکال و پلتفرم های معاملاتی محاسبه و با خطوط، نقاط و اعداد بر روی نمودارهای قیمت رسم می شوند.

انواع اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال

در یک دسته بندی می توان اندیکاتورها را به چهار دسته تقسیم کرد:

a) اندیکاتورهای بر پایه قیمت (Price-Based):

این اندیکاتورها از اطلاعات قیمت های جاری و قیمت های گذشته بازار استفاده می کنند. نمونه هایی از این نوع از اندیکاتور شامل میانگین متحرک(Moving Average) ، باندهای بولینگر(Bollinger Bonds) و دیگر اندیکاتورها می باشد.

b) نوسانگرهای لحظه ای (Momentum-Oscillator):

یکی از چالش ها در استفاده از اندیکاتورهایی که روی نمودار قیمت رسم می شوند مشکل بودن شناسایی تغییرات بازار است. اندیکاتورهای مومنتوم اوسیلیتور کمک قابل توجهی برای حل این مشکل می کنند. آنها با استفاده از داده های قیمت محاسبه می شوند اما بگونه ای ساختار یافته اند که بین دو عدد معمولا 0 تا 100 یا حدود یک عدد مانند 0 یا 100 نوسان می کنند. بخاطر این ساختار، حرکت های بیش از حد بالا یا بیش از حد پایین قیمت قابل تشخیص است. از آنجاییکه این نوسانگرها نیز بر پایه قیمت محاسبه می شوند می توان از مفاهیم روند، حمایت و مقاومت برای تفسیر آنها نیز استفاده کرد.

تکنیکالیست ها همچنین بدنبال همگرایی و واگرایی بین اندیکاتورهای نوسانگر و نمودار قیمت هستند. همگرایی زمانی حاکم است که روند حرکتی قیمت با حرکت نوسانگر شبیه به یکدیگر باشد. واگرایی زمانی اتفاق می افتد که روند حرکت قیمت، مخالف روند حرکت اندیکاتور نوسانگر است. برای مثال ممکن است قیمت به یک قله جدید صعود کند در حالیکه نوسانگر به نقطه بالاتری نرسد. در این حالت واگرایی رخ داده است. این می تواند یک نشانه از پایان روند صعودی باشد. نوسانگرهای مومنتوم بایستی با درکی از روند فعلی بازار مورد استفاده قرار گیرند. نوسانگرها شرایط اشباع خرید و اشباع فروش را به معامله گر اعلام می کنند. در شرایط اشباع خرید، بازار در حالت رونق ناپایدار قرار دارد و هر لحظه ممکن است تغییر روند بدهد. همینطور در شرایط اشباع فروش، بازار در حالت رکود ناپایدار قرار دارد و احتمال تغییر روند وجود دارد. از سوی دیگر محدوده نوسان یک اندیکاتور نوسانگر برای سهام مختلف ممکن است متفاوت باشد. برخی سهام نوسانات شدیدی را تجربه می کنند در حالیکه ممکن است نوسانات دیگر سهام اندک باشد.

نوسانگرهای مومنتوم سه کارکرد اصلی دارند. اول اینکه نوسانگرها می توانند جهت تشخیص قدرت یک روند استفاده شوند. سطوح اشباع خرید بیش از حد می تواند یک سیگنال شروع نزول قیمت ها باشد. همچنین سطوح اشباع فروش بیش از حد می تواند سیگنال آماده باش جهت ورود به بازار باشد. کارکرد دوم اینکه وقتی نوسانگر به سطوح قله و کف قبلی خود می رسد به عنوان حمایت و مقاومت می توان از آن استفاده کرد. در این حالت احتمال تغییر روند وجود دارد. برای نوسانگرهایی که حول عدد صفر حرکت می کنند عبور از عدد صفر بعنوان احتمال تغییر روند تفسیر می شود. سوما، در بازارهای روند خنثی نوسانگرها می توانند بعنوان ابزاری بر معاملات کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرند. بدین صورت که سهام در اشباع خرید فروخته می شود و در اشباع فروش خریداری می گردد. از این نوع اندیکاتورها می توان به مومنتوم(Momentum) ، شاخص قدرت نسبی(RSI) ، استوکستیک(Stochastic Oscillator) و مکدی(MACD) اشاره کرد.

c) اندیکاتورهای احساسی (Sentiment-Indicators):

این اندیکاتورها سعی می کنند با اندازه گیری فعالیت های سرمایه گذاران علائمی برای قدرت یا ضعف بازار پیدا کنند. اندیکاتورهای سنتیمنت به دو دسته تقسیم می شوند. این دو دسته شامل شاخص هایی است که بر پایه اطلاعات آماری محاسبه می شوند و شاخص هایی که بر پایه نظر سرمایه گذاران می باشد.

در اغلب بازارها نظرسنجی هایی بطور منظم انجام می شود. با این نظرسنجی ها احساسات و پیش بینی های سرمایه گذاران شخصی و شرکتی درباره روند بازار مشخص و منتشر می شود. سپس عملکرد واقعی بازار با پیش بینی سرمایه گذاران مقایسه می شود. بدین ترتیب تکنیکالیست ها بررسی می کنند که آیا یک رابطه منطقی بین احساسات سرمایه گذاران و رفتار بازار وجود داشته است.

دسته دیگر از این نوع اندیکاتورها بر پایه اطلاعات آماری بازار محاسبه می شوند. جهت محاسبه دو اندیکاتور که اغلب مورد استفاده قرار می گیرد از اطلاعات بازار اختیار معامله استفاده می شود. این دو اندیکاتور شامل نسبت حجم معاملات اختیار فروش به حجم معاملات اختیار خرید (put/call) و همچنین شاخص نوسان می باشد. علاوه بر این بسیاری از تحلیلگران به میزان اعتباری که توسط کارگزاران به سرمایه گذاران ارائه شده و یا میزان فروش استقراضی سهام توجه می کنند. میزان فروش استقراضی از تقسیم حجم فروش استقراضی بر میانگین حجم کل معاملات یک روز بدست می آید.

d) جریان های نقدی (Flow-of-Funds):

تکنیکالیست ها با توجه به جریانهای نقدی سعی می کنند عرضه و تقاضای بالقوه سهام را را اندازه گیری کنند. تقاضای بازار از میزان نقدینگی سهامداران بزرگ مانند شرکت های بیمه و صندوق های بازنشستگی حاصل می شود. هر چه این سهامداران میزان نقدینگی بیشتری داشته باشند تقاضای بالقوه سهام بیشتر خواهد بود. همچنین عرضه سهام موجود در بازار زمانی افزایش می یابد که عرضه اولیه اتفاق می افتد یا عرضه های ثانویه انجام می شود. عرضه ثانویه می تواند عرضه سهام درون سازمانی ها در بازار باشد.

اندیکاتورها ابزارهای سودمندی هستند که می توانند بصورت انفرادی بعنوان یک استراتژی معاملاتی استفاده شوند یا به همراه دیگر ابزارها و استراتژی ها مورد استفاده قرار گیرند. حتی تحلیلگران بنیادی می توانند پس از انتخاب سهام ارزنده جهت یافتن نقاط بهینه ورود و خروج از آنها بهره ببرند.

اندیکاتور و کاربرد آن

اندیکاتور و کاربرد آن بخش های اصلی اندیکاتور و کاربرد آنیک مثال برای درک کارکرد اندیکاتورهاموارد استفاده از اندیکاتورهاانواع اندیکاتورها۱- روندها (Trends)۲- اسیلاتورها (Oscillators)۳- حجم (Volume)۴- اندیکاتور بیل ویلیامز (Bill wiliams)تقسیم بندی دیگری از اندیکاتورهااندیکاتور تأخیری(Laging)اندیکاتور پیشرو(Leading)معرفی چند اندیکاتور پرکاربرد اندیکاتور باندهای بولینگر (Bollinger Bands) اندیکاتور ابر ایچیموکو (Ichimoku Cloud) اندیکاتور میانگین متحرک…

آموزش بورس

مشاوره بورس

پیش بینی بازار

اندیکاتور و کاربرد آن

اندیکاتورها با استفاده از محاسبات ریاضی بر روی قیمت سهم و حجم معاملات آن، اطلاعات بسیار خوبی در مورد آن سهم، ازجمله شتاب قیمتی، روند حرکتی و سایر معیارهای مهم ارائه می‌دهند.

معمولاً از اندیکاتورها برای تائید و اعتبارسنجی روند سهم استفاده می‌شود که در نهایت و با به‌کارگیری اندیکاتور های دیگر، منجر به سیگنال خرید و فروش می‌گردد. اندیکاتورها به دو دسته پیشرو (leading) و دنباله‌رو (lagging) تقسیم می‌شوند.

اندیکاتورهای پیشرو به‌طور معمول همراه با نوسانات قیمت و اندیکاتورهای دنباله‌رو معمولاً با تأخیر، پس از حرکت قیمت و جابجایی بازار، هشدار و پیش‌بینی لازم را اعلام می‌کنند.

اندیکاتورها (Indicators) توابع ریاضی هستند که فرمول‌های خاصی دارند. متغییرهای این روابط ریاضی میتواند قیمت یک سهم، حجم معاملات، تعداد معاملات، زمان و غیره باشد. معمولا اندیکاتورها تعقیب کننده‌ی روندها هستند.

هر کسی میتواند فرمولی بر اساس داده های گذشته یک سهم بنویسد و اندیکاتور خود را طراحی کند. اما برخی از اندیکاتورهای معروف وجود دارند که کارایی آنها در طول زمان به اثبات رسیده است و تحلیلگران فنی معمولا از آنها استفاده میکنند.

اندیکاتورها مانند هر تابع ریاضی دیگر، نشان دهنده یک نمودار هستند. این نمودار در کنار نمودار قیمت، میتواند تفاسیر و معانی مختلفی داشته باشد که به تحلیلگر در پیش بینی آینده کمک میکند.

یک مثال برای درک کارکرد اندیکاتورها

در اینجا برای مثال به فرمول بندی اندیکاتور RSI می پردازیم. بررسی این اندیکاتور معروف میتواند به درک چگونگی کارکرد سایر اندیکاتورها به ما کمک کند. فرمول محاسبه این اندیکاتور به شکل زیر است:

RSI 1

در این فرمول دو متغییر میانگین سود و میانگین ضرر وجود دارد. میانگین سود و میانگین ضرر به وسیله جمع قیمت روزهای مثبت و مفنی تقسیم بر تعداد روزها در یک بازه زمانی معیین است.

این بازه زمانی متواند هر چند روزه باشد. اما به طور نقاط قوت MFI و RSI استاندارد بازه زمانی ۱۴ روزه را برای این رابطه در نظر میگیرند.

بنابراین برای محاسبه میانگین سود، باید قیمت های روزهای مثبت در ۱۴ روز اخیر معاملاتی را باهم جمع کرد و بر ۱۴ تقسیم کرد. برای میانگین ضرر هم باید قیمت‌های روزهای منفی سهم در طی ۱۴ روز اخیر را باهم جمع و بر۱۴ تقسیم کرد.

شما میتوانید همین کار را در بازه ۲۰ روزه اخیر انجام دهید. هرچه بازه بیشتر باشد، نوسان این اندیکاتور کمتر خواهد بود و به شما روند بلند مدت تری را نشان میدهد.

هر چقدر که این بازه زمانی کوتاه باشد (مثلا ۵ روزه) اندیکاتور روندهای کوتاه مدت تری را از سهم نشان خواهد داد. خوب با محاسبه دو متغییر میانگین سود و ضرر میتوان اندیکاتور RIS را در طول زمان رسم کرد.

در واقع هر یک روزی که معاملات سهم به پیش میرود، یک RSI یک عدد جدید را نشان میدهد که با اتصال آنها نمودار اندیکاتور رسم میشود. برای مثال نمودار قیمت و اندیکاتور RSI مربوط به آن را مشاهده می‌کنید.

موارد استفاده از اندیکاتورها

به‌طورکلی از اندیکاتورها در نقاط قوت MFI و RSI بازارهای مالی بر اساس تغییرات گذشته قیمت، به سه شکل استفاده می‌شود:

۱- هشدار: اندیکاتورها در برخی مواقع و بر اساس شرایط، قبل از تغییر روند یا هم‌زمان با آن، علائم بازگشت روند را نمایش می‌دهند. پس یکی از مهم‌ترین کاربردهای اندیکاتور، اعلام هشدارهای مناسب تغییر روند و جهت حرکتی قیمت است.

۲- پیش‌بینی: یکی دیگر از موارد استفاده از اندیکاتورها، پیش‌بینی قیمت مناسب برای ورود به سهم است.

۳- تایید: مهم‌ترین استفاده‌ای که از اندیکاتورها می‌شود، برای گرفتن تایید از تشخیص درست روند و جهت آن است. این روش معمولاً زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که تحلیل‌گر بر اساس داده‌های تکنیکالی یا بنیادی، جهت و قیمت ورودی مناسب در بازار را پیش‌بینی کرده و از اندیکاتور برای تاییدگرفتن استفاده می‌کند.

انواع اندیکاتورها

۱- روندها (Trends)

برخی اندیکاتورها روند بازار یا جهت بازار را نشان می‌دهند و این روند می‌تواند افزایشی، کاهشی یا خنثی باشد. شاخص حرکت جهت‌دار یک نمونه از اندیکاتورهایی است که روند صعودی و نزولی را مشخص می‌کند.

همچنین انواع میانگین‌های متحرک، شاخص رگرسیون خطی و شاخص روند قیمت و حجم، نمونه‌هایی از اندیکاتورهای تِرند هستند.

نمودار زیر برابری یورو و دلار را به همراه میانگین متحرک نمایی ۲۰ روزه آن نشان می‌دهد. همان‌طور که اندیکاتور میانگین متحرک(خط قرمز) نشان می‌دهد، روند حرکت صعودی است.

۲- اسیلاتورها (Oscillators)

اسیلاتورها یا نوسانگرها به مجموعه‌ای از اندیکاتورها اطلاق می‌شود که هدفشان درک و سنجش میزان هیجان خریداران و فروشندگان است. در حقیقت اسیلاتورها سعی دارند دماسنج هیجانات خریداران و فروشندگان فعال در سهام باشند و ما را از میزان هیجان خریدوفروش حاضر در معاملات آگاه کنند.

همچنین اسیلاتورها اندیکاتورهایی هستند که حول یک خط مرکزی یا میان سطوح معینی نوسان می‌کنند و معمولاً به دو دسته اسیلاتورهای مرکزی و نواری تقسیم می‌شوند.

همان‌طور که اشاره شد دو لغت اندیکاتور و اسیلاتور هم‌معنی و مترادف نیستند، بلکه اسیلاتورها یکی از زیر مجموعه‌های اندیکاتورها محسوب می‌شوند و این اولین تفاوت اسیلاتور و اندیکاتور است.

اسیلاتورهای مرکزی: در اسیلاتورهای مرکزی منحنی در بالا و پایین یک نقطه یا خط مرکزی نوسان می‌کند و برای شناسایی قدرت یا ضعف حرکت قیمت بکار می‌رود؛ به‌طوری‌که حرکت به بالای خط مرکزی تغییر قیمت صعودی نقاط قوت MFI و RSI و حرکت به پایین خط مرکزی تغییر قیمت نزولی را نشان می‌دهد. اندیکاتور MACD و ROC نمونه‌هایی از یک اسیلاتور مرکزی هستند که بالا و پایین خط صفر نوسان می‌کنند.

اسیلاتورهای نواری: این اسیلاتورها برای شناسایی سطوح اشباع خرید و اشباع فروش طراحی شده‌اند. از آنجایی‌که این اسیلاتورها بین دو حد مشخص نوسان می‌کنند، استفاده از آن‌ها درحرکت‌های روند دار مشکل است.

اسیلاتورهای نواری برای بازارهایی که روند مشخص ندارند یا محدوده‌ای جهت معامله دارند بهتر عمل می‌کنند.

اندیکارتور RSI و اندیکاتور استوکاستیک، دو نمونه از اسیلاتورهای نواری هستند. در RSI نوارهای اشباع خرید و اشباع فروش به‌ترتیب در ۷۰ و ۳۰ تنظیم می‌شوند؛ به‌طوری‌که اگر منحنی RSI به زیر ۳۰ برود نمایانگر قیمت در منطقه اشباع فروش است و اگر این منحنی بالای ۷۰ قرار گیرد نمایانگر قیمت در منطقه اشباع خرید است. در نوسان‌نمای استوکاستیک حرکت منحنی به بالاتر از ۸۰ و پایین‌تر از ۲۰ به ترتیب منطقه اشباع خریدوفروش است.

علاوه بر نمودار قیمت، نمودار شاخص قدرت نسبی(RSI) نیز ترسیم ‌شده است. مطابق هر دو نمودار در زمان‌هایی که بیش‌ازاندازه برابری نقاط قوت MFI و RSI دو ارز افزایش‌یافته و خرید سرمایه‌گذاران در منطقه اشباع خرید قرار دارد، نمودار RSIنیز بالای ۷۰ است و در مقابل در زمان‌هایی که این نسبت برابری با کاهش انجام‌ شده، فروش سرمایه‌گذاران در منطقه اشباع فروش است، نمودار RSI نیز پایین‌تر از ۳۰ قرار دارد.

۳- حجم (Volume)

دسته‌ای از اندیکاتورها هستند که حجم و ارزش معاملات را نیز مورد آنالیز قرار می‌دهند، مثلا در روندهای صعودی افزایش قیمت و افزایش حجم معاملات نشانه استحکام روند است و در مقابل افزایش قیمت و کاهش حجم نشانه واگرایی و ضعف روند و برگشت احتمالی قیمت است.

اندیکاتور جریان سرمایه(MFI)، اندیکاتور حجم تعادلی OBV و اندیکاتور تجمع و توزیع نمونه‌هایی از اندیکاتورهای مرتبط با حجم هستند.

۴- اندیکاتور بیل ویلیامز (Bill wiliams)

بیل‌ویلیامز برای اینکه بتواند درک صحیحی از روانمله‌ای مختص به خود را توسعه دادشناسی بازار داشته باشد،مجموعه‌ای از اندیکاتورهایی که بیل ویلیامز خالق آن‌ها بوده و به احترام تلاش‌های وی در یک خانواده قرار گرفته‌اند، این شاخص‌های ارائه شده به‌واسطه استراتژی‌ای که توسط بیل ویلیامز، معامله‌گر اسطوره‌ای، معرفی شدند خلق شده است.

بیل‌ویلیامز برای اینکه بتواند درک صحیحی از روانشناسی بازار داشته باشد، روش معامله‌ای مختص به خود را توسعه داد. روشی که مبنایش استفاده از راهی منطقی برای تحلیل بازار و برهان غیرمنطقی آشفتگی است. شناخته شده‌ترین اندیکاتور این خانواده اندیکاتور Aligator است. البته در این خانواده دو اسیلاتور نیز وجود دارد،Accelerator Oscillator و Awesome Oscillator که در بازار ایران کمتر استفاده می‌شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.