روش محاسبه ضریب اهرمی


نکته مهمی که باید به آن توجه کنید ، این است که برای هر معامله و مقدار پیپ که سود یا ضرر می کنید، ضریب اهرمی یا لوریج هیچ تاثیری در مقدار ارزش هر پیپ ندارد. خیلی از افراد تصور می کنند اگر ۱۰ پیپ سود کنند و ضریب اهرمی بالاتری داشته باشند مقدار بیشتری دلار درامد دارند!

نسبت های اهرمی چیست و آشنایی کامل با نسبت بدهی!

نسبت های اهرمی به معنای نسبت سهم بستانکاران به سهم سهام داران در تأمین مالی مؤسسه می باشد. نسبت‌های اهرمی که به آن‌ها نسبت‌های سرمایه‌گذاری هم گفته می‌شود، منعکس‌کننده توانایی شرکت در انجام تعهدات بلندمدت و میان‌مدت خود است ومیزان منابع مالی شرکت برای تسویه بدهی‌ها روش محاسبه ضریب اهرمی و حقوق صاحبان سهام را بررسی می‌کند. در حقیقت تحلیل‌گران برای بررسی توان بازپرداخت بدهی‌های شرکت در زمان سررسیدشان، از این نسبت‌ها استفاده می‌کنند. این نسبت‌ها میزان تأمین مالی شرکت را از منابع خارجی(از محل بدهی)، نشان می‌دهد. از آن جمله می‌توان به وجوهی که توسط سهام‌داران تأمین می‌شود یا وجوهی که از طریق وام به دست می‌آید، اشاره کرد. همچنین با استفاده از نسبت‌ها می‌توان فهمید که شرکت برای پرداخت بدهی‌های خود به تأمین مالی اضافی می‌پردازد یا تلاش می‌کند سررسید بدهی‌ها را تمدید نماید.

اهمیت نسبت های اهرمی برای سرمایه گذاری:

نسبت‌های اهرمی به بررسی نحوه تأمین بدهی‌ها و ارزیابی توان پاسخگویی شرکت به این بدهی‌ها می‌پردازد و اهمیت بالایی دارد که می توان موارد زیر را نام برد:

  1. این نسبت ها از این نظر که مقدار ثروتی که سهام داران برای شرکت تأمین کرده اند را مشخص می­کند، در نزد اعتبار دهندگان به آن شرکت اهمیت زیادی دارد.
  2. این نسبت ها از جهتی که مشخص می­کنند که آیا میزان درآمد شرکت برای پرداخت بدهی ها و مخارج مالی مثل هزینه های سود (بهره) و مخارج ثابت شرکت کافی است یا خیر، برای سهام داران خاص اهمیت دارد.
  3. وقتی شرکت سرمایه گذاری مناسبی در محل هزینه های خود داشته باشد و سود سرمایه گذاری از هزینه های پرداخت شده برای آن بیشتر شود، این سرمایه گذاری ها باعث افزایش سرمایه سهام داران در شرکت می­شود روش محاسبه ضریب اهرمی و نیاز به منابع مالی خارجی را کاهش می­دهد.
  4. با بررسی ساختار دارایی شرکت و مشخص کردن هزینه های شرکت می­توان گفت در زمان های رشد یا رکود اقتصادی میزان سود آوری شرکت چه وضعیتی خواهد داشت. به طور مثال شرکتی که هزینه های کمتری برای بدست آوردن سرمایه بپردازد در زمان رکود اقتصادی زیان کمتری را متحمل می­شود و در زمان رشد اقتصادی نیز سود کمتری خواهد داشت.

انواع نسبت های اهرمی:

  • نسبت بدهی
  • نسبت کل بدهی‌ها به حقوق صاحبان سهام
  • نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی‌های ثابت
  • نسبت کل بدهی به ارزش ویژه
  • نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
  • نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه
  • نسبت مالکانه

نسبت بدهی:

اهمیت و تاثیر بدهی های طولانی مدت و جاری را در تأمین همه‌ی سرمایه و ثروت شرکت نشان می­دهد. مشخص می­کند که چه مقدار از سرمایه های کل از طریق بدهی ها بدست آمده است. این نسبت برای اعتبار دهندگان بسیار اهمیت دارد. چنان چه نسبت بدهی بالا باشد، این تفسیر را در پی دارد که شرکت جهت تأمین منابعی که روش محاسبه ضریب اهرمی به آن ها نیاز داشته از منابع سرمایه خارج از شرکت استفاده کرده است. برای وام دهندگان مانند بانک ها و از این قبیل مهم است که نسبت بدهی پایین باشد، چون بالا رفتن این نسبت، ریسک و خطر پذیری شرکت را افزایش خواهد داد. فرمول نسبت بدهی به شکل زیر است:

مجموع دارایی / مجموع بدهی = نسبت بدهی

نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه:

ارزش ویژه میزان سرمایه ای است که پس از کم شدن میزان بدهی ها از دارایی شرکت باقی می­ماند. نسبت زیر نشان می­دهد که چه میزان از ارزش ویژه برای خرید سرمایه های ثابت هزینه شده است. پایین بودن نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه، به این معنی است که بخش کمی از ارزش ویژه شرکت صرف خرید دارایی ثابت آن شده است. درنتیجه نقدینگی شرکت بالا بوده و توانایی پرداخت بدهی های جاری خود را خواهد داشت. فرمول این نسبت به صورت زیر می باشد:

دارایی ثابت / ارزش ویژه = نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه

نسبت کل بدهی به ارزش ویژه:

این نسبت وضعیت اعتبار دهندگان را با سهام داران شرکت مقایسه می­کند و قدرت آن ها را به یک دیگر نشان می­دهد. وقتی نسبت کل بدهی به ارزش ویژه کمتر باشد، شرکت مربوطه ریسک و خطر پذیری مالی کمتری خواهد داشت و وام دهندگان نیز از شرکت هایی که این نسبت در آن ها پایین تر است استقبال بیشتری می­کنند. هرچه این نسبت بالا برود یعنی در ساختار دارایی شرکت از بدهی های بیشتری استفاده شده است و به همان میزان حقوق و سرمایه اعتبار دهندگان نسبت به سهام داران بیشتر خواهد بود. اگر سهام داران شرکت بخش بیشتری از سرمایه های شرکت را تأمین کنند به تناسب آن کنترل و نسبت مالکانه آن ها بیشتر خواهد شد و پرداخت سود (بهره) و وام کمتری برای شرکت به دنبال خواهد داشت. فرمول محاسبه آن به صورت زیر است:

کل بدهی / ارزش ویژه = نسبت کل بدهی به ارزش ویژه

نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه:

نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه، همان‌طور که از عنوان آن مشخص است، ارتباط بین بدهی‌های جاری شرکت را با ارزش ویژه بیان می‌کند . بدهی جاری (کوتاه مدت) شرکت از سرمایه های جاری آن به دست می آید و می­تواند نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهد و در صورت افزایش این نوع بدهی (جاری) میزان نقدینگی کاهش می­یابد. بدهی جاری میزان سود بالاتری در مقایسه با دیگر بدهی ها دارد. و بالا بودن بدهی جاری نسبت به ارزش ویژه قدرت اهرمی را تحت تاثیر قرار می­دهد و موجب کاهش آن می­شود. اگر این روند افزایش بدهی جاری تداوم داشته باشد نشان دهنده ضرورت مدیریت و اصلاح در ساختار دارایی شرکت است. برای محاسبه نسبت فوق از فرمول زیر استفاده می­کنیم:

بدهی جاری / ارزش ویژه = نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه

نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه:

نسبت فوق ارتباط میان بدهی های طولانی مدت که موعد پرداخت آن ها از یک سال بیشتر است را با ارزش ویژه بررسی می­کند. فرمول این نسبت به صورت زیر است:

بدهی طولانی مدت / ارزش ویژه = نسبت بدهی بلند مدت به ارزش ویژه

نسبت مالکانه:

این نسبت میزان سرمایه های شرکت که مربوط به سهام داران است را مشخص می­کند و نشان دهنده نقش سهام داران در فراهم کردن سرمایه های شرکت است که به صورت درصدی بیان می­شود. بالا بودن درصد نسبت مالکانه در یک شرکت نشان دهنده میزان پایبندی آن شرکت به تعهد های خود است و نشان می­دهد از اهرم مالی در این شرکت به میزان خیلی کم استفاده شده است. پایین بودن این نسبت مشخص می­کند که بخش زیادی از ثروت شرکت ازمنابع خارجی (وام و..) تأمین شده است و هم چنین ریسک مالی را در پی داشته است. برای محاسبه نسبت مالکانه از فرمول زیر استفاده می­کنیم:

ارزش ویژه / کل دارایی ها = نسبت مالکانه

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی‌ها:

نسبت فوق ادعای اعتبار دهندگان و سهام داران را ارزیابی می­کند و حقوق سهام داران را نسبت به کل اعتبارات که از منابع سرمایه خارجی تأمین شده می­سنجد. اگر این نسبت بالا باشد یعنی حقوق واختیارات سهام داران از اعتبار دهندگان بیشتر است و این افزایش حقوق سهام داران به تناسب همه بدهی ها موجب می­شود که شرکت در مواجهه با ورشکستگی و خطرهای اقتصادی آسیب پذیری کمتری داشته باشد. فرمول آن به صورت زیر است:

حقوق صاحبان سهام / کل بدهی = نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی‌ها

نسبت حقوق صاحبان سهام به‌کل دارایی‌های ثابت:

این نسبت نقش و همکاری سهام داران را در تأمین ثروت برای خرید اموال و سرمایه های ثابت نشان می­دهد. بالا بودن این نسبت یعنی سهام داران سرمایه مالی بیشتری برای شرکت فراهم کرده اند. بنابراین شرکت در شرایط مالی و اقتصادی سخت، ساختار سرمایه ای محکم تری دارد. برای محاسبه این نسبت از فرمول زیر استفاده می­کنیم:

حقوق صاحبان سهام / سرمایه های ثابت = نسبت حقوق صاحبان سهام به‌کل دارایی‌های ثابت

چگونه بهترین لوریج در فارکس را انتخاب کنیم؟

چگونه بهترین لوریج در فارکس را انتخاب کنیم؟

یکی از سوالاتی که بسیاری از افراد با آن مواجه اند این است که چگونه بهترین لوریج در فارکس را انتخاب کنیم؟ و در این زمینه توصیه ما همیشه انتخاب کم ترین میزان است. حالا چطور و چرا باید این کار را انجام دهیم؟ انتخاب لوریج یا ضریب اهرم در واقع هنگام انجام معامله انجام می شود. حالا چگونه انجام می شود؟ لطفا به خواندن ادامه دهید تا در این رابطه اطلاعات کاملی را در اختیارتان قرار دهیم..

در شروع مطلب ابتدا باید ببینیم اصلا لوریج چیست و برای چه استفاده از ضریب اهرم کمتر مهم است؟ بعد از آن نیز به آموزش محاسبات مورد نیاز برای انتخاب بهترین لوریج در فارکس برای هر معامله خواهیم پرداخت.

اهرم یا لوریج چیست؟

اهرم یا Leverage یک از مهم ترین ابزار ها در بازار فارکس محسوب می شود که توسط بروکر یا همان کارگذاری در اختیار معامله گران قرار می گیرد تا با استفاده از آن تریدر ها بتوانند با مقادیری بزرگتر به نسبت موجودی خود وارد یک معامله شوید. هنگامی که اهرم معاملاتی شما بر روی 1:100 باشد شما می روش محاسبه ضریب اهرمی توانید با موجودی 1 دلار وارد یک معامله 100 دلاری شوید. در واقع می توان گفت که با ضریب 1:100 قدرت معامله حساب کاربری شما صد برابر می شود. هر بروکر مقادیر متفاوتی را از اهرم معاملاتی ارائه می دهند.

فرض کنید که قصد دارید یک معامله 1000 دلاری را انجام دهید، در این شرایط اگر لوریچ روش محاسبه ضریب اهرمی روش محاسبه ضریب اهرمی یا همان ضریب اهرم شما برابر با 1:1000 باشد تنها نیاز به 1 دلار دارید. اما اگر ضریب اهرم شما 1:100 باشد به 10 دلار موجودی نیاز دارید و اگر لوریج 1:500 باشد باید 2دلار موجودی داشته باشید. در واقع شما باید بر اساس موجودی حسابتان مقدار و ضریب اهرم را محاسبه کنید و ببنید که تا چه حجمی می توانید وارد معامله شوید.

نحوه تغییر لوریج در فارکس

بهترین لوریج در فارکس چقدر است؟

یک رابطه بین ضریب اهرم و رشد حساب معاملاتی شما وجود دارد. هرچه میزان اهرم بالاتر باشد، نوسانات بازار فارکس تاثیر بیشتری روی موجودی حساب معاملاتی شما دارد؛ اما برعکس هرچه میزان لوریج کم تر باشد تغییرات قیمت روی ارزش حساب شما کمتر انعکاس خواهد داشت.

در بروکر هایی همچون آلپاری شما این اجازه را خواهید داشت که تا 1000 برابر برای حساب معاملاتی خود اهرم انتخاب نمایید. بنابراین در آلپاری هیچ مشکلی وجود ندارد که بخواهید سقف اهرم حساب خود را بالا انتخاب نمایید.

اما پس از آن این مسئله که به میزان بالایی از اهرم در حساب خود دسترسی دارید، لزوما به این معنی نیست که باید از همه یا بخشی از آن استفاده کنید. شما باید مثل اتوموبیل یا یک موتورسیکلت به آن فکر کنید، درست که یک ماشین شاید بتواند با سرعت 200 کیلومتر در ساعت کار کند اما این بدین معنا نیست که حتما باید با همین سرعت حرکت کنید! چرا که در این صورت امکان مواجه با خطر برای شما افزایش پیدا می کند و احتمال اینکه تصادف کنید بیشتر می شود؛ اهرم معاملاتی هم دقیقا به همین صورت است، هرچه بیشتر از آن استفاده کنید قطعا در معرض آسیب و خطر بیشتری خواهید بود.

ضریب اهرمی خوب است یا بد؟

اهرم در فارکس

با توجه به مسائلی که تا به اینجا مطلب به آن اشاره کردیم، لوریج به معامله گر این قدرت را می دهد تا چندین برابر موجودی حساب خود وارد یک معامله شود. قطعا این مسئله بدین مفهوم است که شما به همین میزام هم ریسک معامله یعنی سود و ضرر خود را نیز زیاد می کنید.

این امر که شما می توانید مثلا 500 برابر سرمایه ای که دارید به یک معامله ورود کنید، طبیعتا وسوسه انگیز است اما باعث می شود تا با یک اشتباه کوچک خیلی سریع موجودی حسابتان را به صفر برسانید و در اصطلاح کال مارجین شوید. مقادیر بالا در لوریج باعث می شود تا خیلی بیشتر از مقادیر معمولی وارد یک معامله شوید و این میزان حجم سود و ضرر بیشتری برای شما خواهد داشت.

توجه داشته باشید، شما با حسابی که موجودی آن 200 دلار است و لوریج آن 1:100 می باشد، نمی توانید بیشتر از 0.2 لات معامله داشته باشید. در این شرایط هر پیپ حرکت قیمت 2 دلار سود یا ضرر می سازد. بنابراین شما در این حساب با لوریج 1:00 می توانید 2لات معامله کنید و این یعنی هر پیپ حرکت قیمت20 دلار!! این مسئله بدیهی است که اگر شرایط در سمت پیش بینی شما حرکت کند سود بسیاری نصبتان می شود اما اگر اشتباه کنید و بازار در خلاف جهت تحلیل شود حرکت کند به سرعت و در عرض چند حرکت حساب 200 دلاری شما صفر خواهد شد.روش محاسبه ضریب اهرمی

نکته مهمی که باید به آن توجه کنید ، این است که برای هر معامله و مقدار پیپ که سود یا ضرر می کنید، ضریب اهرمی یا لوریج هیچ تاثیری در مقدار ارزش هر پیپ ندارد. خیلی از افراد تصور می کنند اگر ۱۰ پیپ سود کنند و ضریب اهرمی بالاتری داشته باشند مقدار بیشتری دلار درامد دارند!

چرا توصیه ما انتخاب کم ترین میزان لوریج است؟

استفاده از ضریب اهرم بیش از حد، چند معامله که به ضرر منجر شود برای شما تبدیل به یک کابوس خواهد شد! برای این که متوجه شویم چگونه این اتفاق خواهد افتاد مثال زیر را در نظر بگیرید:

دو معامله گر را تصور کنید، معامله گر اول (A) 100 لات از جفت ارز AUD/USD را خریداری می کند، معامله گر دوم (B) 10 لات از همان جفت ارز را می خرد، در این بین قیمت این جفت ارز 100 پیپ افت می کند، معامله گر اول بخش زیادی از حسابش را ضرر می کند!

بنابراین با استفاده از ضریب اهرم پایین معامله گر (B) ضرر کم تری را بابت 100 پیپ کاهش متحمل می شود.

به همین دلیل است که اغلب معامله گران لوریج کمتر از 10 را برای فعالیت های خود انتخاب می کنند. همانطور که در آموزش ها نیز گفتیم، انتخاب ضریب اهرم رابطه مستقیمی با حجم معامله ای دارد که باز می کنید هرچه حجم معامله به نسب سرمایه شما کم تر باشد ضریب اهرم هم کم تر خواهد بود. نحوه محاسبه لوریج در فارکس به صورت زیر می باشد:

لوریج = مقدار سرمایه معامله گر/حجم معامله

برای مثال اگر من 10 هزار دلار سرمایه دارم، یک معامله 1 لاتی باز می کنم 1 لات برابر است با 100.000دلار . بنابرایت لوریج یا همان ضریب اهرم من در این معامله طبق فرمول بالا برابر است با:

بنابراین اهرم معاملاتی من برابر است با 10.

تغییر لوریج در فارکس

تغییر لوریج

شما نیاز دارید تا برای تغییر لوریج یا همان ضریب اهرم معاملاتی خود ابتدا وارد سایت بروکری که در آن فعالیت دارید شوید و در قسمت مشخصات حصاب تجاری یا دمو خود مقدار آن را تغییر دهید. تغییر مقدار روش محاسبه ضریب اهرمی لوریج معمولا دارای تاییدیه دو مرحله ای است.

نتیجه گیری:

به طور کلی هر ابزاری در فارکس یا بازارهای مالی چالش های مربوط به خود را دارد. در این راستا لوریج یک ابزار کاربردی و مطلوب در بازارهای مالی است، اما شما به عنوان یک معامله گر باید بدانید، پیش از هر قدمی باید در رابطه روش محاسبه ضریب اهرمی با آن اطلاعات کافی را کسب کنید و آموزش های آن را دریابید و راهبرد معاملاتی شفافی برای خود تعریف کنید و بر میزان ریسک پذیری خود نیز واقف باشید.

در پایان این مطلب خوب است بدانید نوسان ذات هر بازاری است و مواجه شدن با ضرر اتفاق اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین ابزا مناسب خود را بیابید روش محاسبه ضریب اهرمی و با آن به کسب سود بپردازید.

اهرم و محاسبه آن در اختیار معامله ها

اهرم اختیار معامله عبارت است از چند برابری یا ضریب معادل و همسنگ نقدی، در یک موقعیت اختیار معامله؛ نسبت به قیمت نقدی واقعی (در عمل) دارایی پایه یا موردنظر آن قرارداد.

*دکتر احمدیزدان پناه

به گزارش «پایگاه خبری بورس کالای ایران»، قدرت اهرم ­ها از اولین مطالبی هستند که همه ما در دوران تحصیل یاد می ­گیریم. مفهوم اهرم به دوران ارشمیدس بر می­گردد. که ادعا کرده بود می ­تواند دنیا را جابه جا کند، بشرط آنکه اهرمی به اندازه کافی بلند، در اختیار داشته باشد! بطور خلاصه، اهرم این قدرت را می­دهد که از یک عامل و عنصر کمتر سودآور به عاملی با قدرت خلق منفعت بیشتر دست یابیم. در اصطلاح سرمایه ­گذاری، اهرم­ های مالی این توان واجازه را می­ دهند که با یک میزان پول کوچکتر در مسیر معاملات به میزان پول بیشتری برسیم. از مشتقه­ ها، " اختیار معامله سهام" مثال بارز این مفهوم از اهرم مالی است.

کاربری اهرم در قراردادهای اختیار معامله باعث این افسانه بین مردم شده است که شما در عرض چند روز با بکارگیری اختیار معامله­ ها می­ توانید از هزار واحد پولی چند صد هزار واحد سود بدست آورید. در واقع، سود بالقوه نامحدود و نجومی معاملات اختیار معامله­ ها بخاطر کاربرد اهرم باعث شده، که معامله­ گران سفته باز را به سوی این معاملات بیشتر بکشاند، چرا که سود بیشتری را در شرایط امن تر می­توانند نسبت به معاملات کوتاه مدت سهام که به نوسان گیری ( Swing Trading ) موسوم هستند، با معاملات اختیار معامله بدست آورند.

اهرم اختیار معامله چگونه کار می­کند؟

اختیار معامله سهام برای هر قرارداد، که شامل ۱۰۰ سهم است، اهرم می­سازد که هزینه آن فقط بخشی از سهام پایه آن قراردادها هستند. این امر به معامله­ گران اختیار معامله این امکان را می­ دهد تا با همان تعداد سهم و با هزینه کمتر بر میزان سود بیشتری کنترل داشته باشند.

مثال: فرض کنید شما ۱۰۰۰ دلار دارید و می­خواهید در سهام شرکت XYZ سرمایه­گذاری کنید.سهام شرکت مزبور در حال حاضر به ۵۰ دلار معامله می­شود، در حالی­که برای آن سهام اختیار خریدی به قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار موجود است و بهای هر قرارداد مزبور ۲ دلار است . در این مورد شما بسهولت می­ توانید تمامی پول خود را صرف خرید ۲۰ سهم از آن شرکت نمایید و یا می­توانید با خرید ۵ قرارداد اختیار خرید سهام آن شرکت با قیمت اعمال ۵۰ دلار، کنترل ۵۰۰ سهم از سهام آن شرکت را بدست گیرید. با مبلغ یکسانی از پول، شما توانسته­اید ۲۵ برابر از آن سهام را نسبت به خرید عادی و معمولی آن سهام بدست آورید. این یعنی قدرت بکارگیری اهرم در معاملات اختیار معامله.

محاسبه اهرم در اختیار معامله­ها

با توجه به مثال قبل، شما می­توانستید با ۵ قرارداد، «اختیار خرید سهام» شرکت XYZ تعداد ۵۰ سهم را با قیمت توافقی اعمال یا توافقی ۵۰ دلار در اختیار بگیرید. که مبلغ آنها برای خرید سهام با حجم آن تعداد سهام بطور معمول تفاوت دارد. در اختیار سهام فقط بخشی از نوسان قیمت سهام پایه قرارداد، که بستگی به مقدار دلتا ( Delta ) دارد مطرح است. نوعاً در وضع " At- The- Money "( ATM ) مقدار دلتا ۵/۰ است. این بدان معنی است ،که هر قرارداد با قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار به ازای هر ۱ دلار نوسان در سهام پایه به اندازه ۵/۰ دلار نوسان پیدا می­کند.

مثال: فرض کنید سهام شرکت XYZ ترقی کند. و هر سهم به۵۵ دلار برسد، قیمت قرارداد اختیار خرید با قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار برای هر سهم حالا از ۲ دلار به ۵/۴ دلار می­رسد. (۵/۲= ۵/۰×۵ دلار)

بنابراین، در عمل اهرم اختیار معامله با بکارکیری فرمول زیر قابل محاسبه است:

قیمت اختیار معامله (قیمت اختیار معامله- دلتای معادل و هم تراز سهم)= اهرم اختیار معامله

با توجه به مثال قبل که قیمت سهام شرکت مزبور به ۵۰ دلار معامله می­شود. و آن قرارداد اختیار خرید قیمت اعمال ۵۰ دلار و دلتای ۵/۰ دارد؛ می­ توان اهرم قرارداد مزبور را محاسبه کرد:

برابر ۵/۱۱= ۲/ (۲- دلار[۵/۰×۵۰ دلار])= اهرم اختیار معامله

محاسبه اهرم اختیار معامله بالا نشان داد که اختیار خرید سهام شرکت XYZ با قیمت اعمال ۵۰ دلار با اهرمی ۵/۱۱ برابر همراه است، که بدان معنی است که به شما این قدرت و امکان را می­ دهد که با یک میزان پول، سودی ۵/۱۱ برابر بسازید. هم چنین این بدان معنی است که به شما قدرت کنترل، با همان میزان پول، ۵/۱۱ برابری برای سهام آن شرکت را بدست آورید. به زبان غیر تخصصی، اهرم اختیار معامله پول شما را ۵/۱۱ برابر بسط داده است و شما با ۱۰۰۰ دلار سرمایه­گذاری یا خرید آن سهام، قدرت کنترل ۱۱۵۰۰ دلار از آن سهام را بدست آورده­اید!

تفسیر اهرم در اختیار معامله­ ها

شناخت قدرت اهرم در چند برابر نمودن کنترل ما بر سهام یا هر دارایی پایه دیگر، برای معاملات اختیار معامله بسیار حیاتی است، چرا که اهرم از طرف دیگر ریسک زیان ما را نیز چند، برابر می­ کند. تمام اهرم­ ها شمشیر دولبه هستند، و تناسب "ریسک و پاداش " معاملات را شکل می دهند. به مین دلیل اهرم اختیار معامله، وقتی آن قرارداد در شرایط یا وضع " In- The- Money "( ITM ) هستند. همیشه نسبت به وقتی که در وضع " At- The- Money "( ATM ) کمتر است و این به نوبه خود کمتر از وقتی است که آن قرارداد وضع Out- Of- The- Money ( OTM ) است.

در مثال زیر مقایسه بین وضع سه گانه فوق بهتر نشان داده است:

مثال: با توجه به مثال بالا؛ سهام شرکت XYZ به ۵۰ دلار معامله می­ شود و برای آن سهام اختیار خرید سهام در سه موقعیت زیر وجود دارد:

  1. قرارداد اختیار خریدی با قیمت اعمال یا توافقی ۵۰ دلار که بهای آن ۲ دلار و مقدار دلتای آن ۵/۰ است.
  2. قرارداد اختیار خریدی با قیمت اعمال ۴۵ دلار و بهای ۶ دلار که دلتایی معادل ۸/۰ دارد
  3. قرارداد اختیار خرید با قیمت اعمال ۵۵ دلار و بهای ۱۰/۰ دلار که دلتایی معادل ۰۱/۰ دارد

برابر ۵/۱۱= ۲ دلار/ (۲ دلار- [۵/۰×۵۰ دلار])= (۱) اهرم اختیار معامله

برابر ۷/۵= ۶ دلار/ (۶ دلار- [۸/۰×۵۰ دلار>)= (۲) اهرم اختیار معامله

برابر ۴۹= ۰۱/۰ دلار/ (۰۱/ دلار- [۰۱/۰ ×۵۰ دلار])= (۳) اهرم اختیار معامله

همانطور که می­ بینید " اهرم قررداد اختیار معامله "در وضع ( OTM ) برای قرارداد اختیار خرید با قیمت اعمال ۵۵ دلار بطور چشم گیر و معنی دار بزرگتر از اهرم اختیار معامله در شرایط ( ITM ) با قیمت اعمال ۴۵ دلار است. این مبین آنست که اختیار معامله­ ها در شرایط ( OTM ) به مراتب خطرناک تر از آن قراردادهای اختیار معامله در شرایط ( ITM ) هستند.

گرچه اختیار معامله در شرایط ( OTM ) ۴۹ برابر بیشتر سود می­ سازد، ولی از طرف دیگر زیانی هم که وارد می کند. ۴۹ برابر است و شما تمامی سرمایه خود را که در خرید سهام آن شرکت گذاشته بودید از دست می­ دهید. چرا که نوسان آن سهام نتوانسته تا تاریخ انقضای آن قرارداد از قیمت اعمال یا توافقی آن­ها در قرارداد بالا بزند.

آموزش گام به گام محاسبه ضریب بتا (β)

محاسبه ضریب بتا

سرمایه‌­گذاری در بازار سرمایه، همواره برای سرمایه­‌گذران، بازده توام با ریسکی را به همراه داشته که شناسایی این ریسک و توازن آن با بازدهی مورد نظر از مهمترین دغدغه‌­های فعالان بازار سرمایه است و ضریب بتا از آن جهت در انجام معاملات بورسی دارای اهمیت گردیده که ریسک و بازده یک سهم خاص یا سبدی از سهام را در جریان حرکت کلی بازار مورد ارزیابی قرار می­‌دهد. محاسبه ضریب بتا امکان ارزیابی تاثیرات تغییرات بازار بر روی سهام یک شرکت یا سبدی از سهام شرکت‌های مختلف را به سرمایه گذار خواهد داد.

ساده­‌ترین مفهومی که می­‌توان برای ضریب بتا ارائه کرد این است که؛ حاکی از میزان ریسکی است که یک سرمایه‌گذار با خرید سهام، نسبت به کل بازار متحمل می‌شود. برای درک بهتر مفهوم ضریب بتا شاید لازم باشد ابتدا تعریف کلی از ریسک سیستماتیک داشته باشیم؛ ریسک سیستماتیک، ریسکی است که در اثر عواملی همچون تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مانند تغییر نرخ ارز، چرخه تجاری سیاست پولی و مالی دولت ایجاد می­‌گردد و به طور هم زمان بر قیمت کل اوراق بهادار موجود در بازار مالی تاثیر دارد. ریسک سیستماتیک یا غیر قابل اجتناب، تنها مخصوص به یک یا چند شرکت نیست بلکه به کل بازار مربوط می­شود و در اثر عوامل کلی بازار به وجود می‌­آید. با تعریف کلی که از ریسک سیستماتیک ارائه گردید می­‌توان گفت، ضریب بتا به عنوان شاخصی از ریسک سیستماتیک یک سهم یا روش محاسبه ضریب اهرمی مجموعه­ای از سهام نسبت به ریسک بازار محسوب می­‌گردد.

نحوه محاسبه ضریب بتا

در تفسیر ضریب بتای محاسبه شده برای یک سهم یا سبدی از مجموع سهام مختلف و یا شاخص یک صنعت مواردی به شرح زیر قابل ذکر است:

  • سهامی که ضریب بتای آن برابر با یک باشد، افزایش یا کاهش قیمت آن دقیقا مطابق با حرکت بازار خواهد بود. در این حالت نوسانات بازدهی سهم منطبق با بازدهی بازار است.
  • سهمی که دارای ضریب بتای بزرگتر از یک باشد، به اصطلاح سهم تهاجمی نامیده می­‌شود و افزایش یا کاهش قیمت سهم، بیشتر از افزایش یا کاهش کل بازار است. از اینرو نوسانات بازدهی سهم از نوسانات بازار، بیشتر و ریسک بیشتری را به همراه خواهد داشت.
  • اگر ضریب بتا سهم کوچکتر از یک و بزرگتر از صفر باشد، به اصطلاح این سهم را تدافعی می‌نامند و افزایش یا کاهش قیمت سهم کوچکتر از روند کلی بازار خواهد بود. لذا نوساناتی کمتر از نوسانات بازار را تجربه می­‌کند و به آن‌ها دارایی کم‌ریسک گفته می‌شود.
  • سهامی که ضریب بتای آن مساوی صفر باشد، نشان می­دهد حرکت قیمت سهم هیچ هم بستگی با حرکت بازار و کلیت بازار ندارد و با نوسانات بازار تغییر نمی‌کند.
  • سهم با ضریب بتای کوچکتر از صفر، نشان می­‌دهد حرکت قیمت سهم خلاف جهت روند کلی بازار است. به بیان دیگر اگر سهمی بتای منفی داشته باشد، رفتار آن سهم درست عکس رفتار بازار خواهد بود.

براساس آنچه که بیان شد، سهم هایی که ضریب بتای بزرگتر دارند، ریسک بیشتر و بلطبع پتانسیل بالاتر برای بازدهی خواهند داشت. به عنوان مثال اگر ضریب بتای سهمی دو باشد، نوسانات قیمت سهم دو برابر شاخص بازار خواهد بود؛ یعنی هنگامی‌که شاخص کل بازار با رشد ۱۰ درصدی همراه است، قیمت این سهم ۲۰ درصد افزایش را تجربه خواهد نمود و برعکس زمانی که بازار ۱۰ درصد سقوط می‌کند، قیمت این سهم ۲۰ درصد کاهش خواهد داشت. همانطور که قبلا نیز اشاره گردید، ضریب بتا (β) نشانگر نوسان قیمتی دارایی یا سهام، در مقایسه با نوسان کل بازار است، لذا از لحاظ محاسباتی، ضریب بتا شیب معادله­ی رگرسیون خطی بازده دارایی نسبت به بازده بازار است.

چگونگی محاسبه ضریب بتا

بنابراین برای محاسبه عددی ضریب بتا باید کوواریانس بین بازدهی دارایی و بازدهی بازار را بر واریانس بازار تقسیم نماییم. لازم به ذکر است برای محاسبه بتای یک سبد از دارایی‌های سهام یا صندوق سرمایه‌گذاری، بایستی بتای هر یک از سهام موجود در سبد یا صندوق را به صورت مجزا به دست آورد، سپس میانگین موزون بتای آن‌ها را محاسبه نمود؛ عدد بدست آمده معادل بتای آن سبد از دارایی‌ها یا صندوق سرمایه‌گذاری خواهد بود.

نسبت‌های اهرمی چیست؟ تعریف، فرمول و کاربرد

نسبت اهرمی

در تجزیه‌وتحلیل صورت‌های مالی پس از بررسی آیتم‌ها و اقلام مختلف حسابداری و تحلیل و مقایسه‌ی آن‌ها بین شرکت‌های مختلف یا تحلیل یک آیتم از یک شرکت در طول یک بازه‌ی زمانی، ممکن است هنوز به دیدگاه صحیح و درست در تحلیل نرسیده باشیم. از این‌ رو به مفهوم نسبت‌های مالی برای بررسی موشکافانه‌تر روی می‌آوریم. نسبت‌های مالی انواع مختلفی دارند که در مقالات جداگانه به آن‌ها اشاره کرده‌ایم و در این مقاله به سراغ نسبت‌های اهرمی خواهیم رفت. برای این منظور سعی خواهیم کرد تا تعریف و کاربرد نسبت‌های اهرمی در تحلیل بنیادی را بیان کنیم و همین‌طور به اثر اهرمی و فرمول‌های محاسبه‌ی نسبت اهرمی اشاره کرده و در پایان این نسبت‌ها را برای یک نماد منتخب بورسی محاسبه کنیم.

ساختار سرمایه ی شرکت و اهمیت آن در نسبت اهرمی

پیش از تعریف و صحبت درباره‌ی نسبت مالی اهرمی لازم است تا ابتدا با ساختار سرمایه‌ی شرکت‌ها آشنا شویم. اگر شما قصد تأسیس یک شرکت و یا راه‌اندازی یک کسب‌وکار را داشته باشید با روش‌های مختلفی برای ایجاد سرمایه‌ی لازم بابت تأسیس شرکت روبه‌رو خواهید بود. اینکه از چه طریقی می‌توان این سرمایه را تأمین کرد و یا راه‌های دستیابی به آن چیست موضوعی است که در مقاله‌ی مربوط به فعالیت‌های تأمین مالی مفصلاً به آن اشاره کردیم.

تأمین مالی می‌تواند هم از طریق سهام‌داران شرکت تحت عنوان حقوق صاحبان سهام صورت گیرد و هم می‌تواند از طریق خلق بدهی یا افزایش آن صورت گیرد. وجه افتراق نحوه‌ی تأمین مالی شرکت‌ها دقیقاً همان عاملی است که سبب می‌شود تا ساختار سرمایه‌ی شرکت‌ها نیز متفاوت باشد. ممکن است برخی از شرکت‌ها ساختاری مبتنی بر حقوق صاحبان سهام داشته باشند و برخی دیگر مبتنی بر بدهی باشند. با ذکر این نکته که شرکت‌ها می‌توانند هر یک از این دو روش و یا ترکیبی از آن‌ها را در ایجاد سرمایه‌ی خود داشته باشند به سراغ تعریف نسبت‌های اهرمی خواهیم رفت.

نسبت مالی اهرمی (Leverage Ratio) به چه معناست؟

نسبت‌های مالی اهرمی ابزاری سودمند برای بررسی و سنجش قدرت مالی شرکت‌ها در بازپرداخت دیون میان‌مدت و بلندمدت است. از جمله پارامتر‌های مهم سنجش میزان قدرت بازپرداخت دیون میان‌مدت و بلندمدت در شرکت‌ها طبیعتاً پارامتر بدهی آن‌ها است. اما وجه تسمیه‌ی نسبت مالی اهرمی آن است که اگر شرکتی برای خلق دارایی و بهره‌گیری از آن در راستای ایجاد سود به سراغ خلق و یا افزایش بدهی برود در واقع از اهرم مالی بدهی‌ها برای خلق سود استفاده کرده است. البته طبیعتاً خلق بدهی حامل برخی هزینه‌هاست و انتظار داریم تا سود حاصل از ایجاد دارایی ایجاد شده از طریق افزایش بدهی، هزینه‌های استقراض را پوشش داده و حتی بیشتر از آن نیز باشد تا عواید مدنظر نصیب شرکت شوند.

آیا بهره‌گیری از اهرم مالی همیشه سودمند است؟

باید به این نکته نیز توجه داشت که استفاده از اهرم مالی در عین سودمندی می‌تواند حاوی خطراتی نیز باشد. اساساً خلق بدهی و یا افزایش آن از طرق مختلف (به طور مثال دریافت تسهیلات بانکی) تعهداتی را برای شرکت به بار می‌آورد. این تعهدات هزینه‌های قطعی شده‌ای هستند که شرکت باید در زمان‌های مشخصی به‌عنوان هزینه بهره پرداخت کند. درحالی‌که اطمینانی بابت سود حاصل از دارایی هایی که از طریق بدهی ایجاد شدند وجود ندارد. بنابراین وجود هزینه‌های قطعی و نااطمینانی در جریان درآمدی یا سود حاصل از خلق بدهی عاملی است که می‌تواند خطر استفاده‌ی بدون برنامه‌ی دقیق و هوشمندانه از اهرم مالی را گوشزد کند.
این موضوع می‌تواند به‌وضوح در صورت‌های مالی نیز جلوه پیدا کند و سود عملیاتی را پس از کسر هزینه‌های مالی که نشأت‌گرفته از اهرم مالی هستند، تبدیل به زیان خالص کند. درباره‌ی این موضوع در مقاله‌ی مربوط به جریان نقدی فعالیت تأمین مالی توضیحات بیشتری ارائه داده‌ایم.

نسبت‌ اهرمی در بانک‌ها

یکی از محل‌هایی که در آن نسبت‌های اهرمی اهمیت بالایی پیدا می‌کنند مسائل مربوط به بانک‌ها است. همان‌طور که می‌دانیم یک از وظایف اصلی بانک‌ها دریافت وجوه از افرادی که با مازاد وجوه مواجه‌اند و پرداخت تسهیلات به متقاضیان آن وجوه است. طبیعتاً بانک‌ها در ازای وجوهی که از سپرده‌گذاران دریافت می‌کنند تعهداتی را مبنی بر ارائه‌ی سود در قبال آن‌ها خواهند داشت. بدین ترتیب در بانک‌ها جریان هزینه‌ای قطعی ایجاد می‌شود. اگر بانک‌ها در اعطای تسهیلات و دریافت بازپرداخت‌ها موفق نباشند با خطر بهره‌گیری از اهرم مالی مواجه خواهند بود.

در این‌ بین بانک‌ها باید سودی مازاد بر سود اعطایی به سرمایه‌گذاران را به دست آورند تا هم هزینه‌های خود را پوشش دهند و هم پوششی برای روش محاسبه ضریب اهرمی ریسک نکول بدهی و عدم بازپرداخت آن توسط برخی از متقاضیان وام را فراهم کنند. در کنار این موارد فراموش نکنیم که بانک‌ها قادر به وام‌دهی به اندازه‌ی کل سپرده‌های جذب شده نیستند چرا که طبق مقررات باید ذخیره‌های قانونی و اضافی را نزد بانک مرکزی تأمین کنند. بدین ترتیب نسبت‌های اهرمی و تحلیل و مقایسه‌ی آن-ها برای بانک‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

انواع نسبت‌ اهرمی

در قالب سنجش شرکت‌‌ها در بهره‌‌گیری از اهرم مالی و همین‌‌طور میزان قدرت آن‌‌ها در بازپرداخت دیون میان‌مدت و بلند مدتشان نسبت‌‌های متفاوتی را با پارامتر‌‌های متفاوتی می‌‌توان محاسبه کرد که در ادامه به تعریف و تشریح پنج نسبت اهرمی مهم خواهیم پرداخت.

نسبت بدهی یکی از انواع نسبت‌ اهرمی:

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام یکی از انواع نسبت‌ اهرمی:

برای محاسبه‌ی این نسبت کل بدهی را به حقوق صاحبان سهام تقسیم می‌کنیم. این نسبت ممکن است به فراخور سیاست توسط شرکت بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از یک باشد. این نسبت به‌نوعی وضعیت ترکیب دارایی مبتنی بر حقوق صاحبان سهام یا مبتنی بر بدهی را نشان می‌دهد. اگر این نسبت عدد بالایی داشته باشد نشانه‌ی بالا بودن ریسک شرکت از منظر هزینه‌های مالی تحمیل‌شده بر آن است و اگر این نسبت مقداری کمتر از یک داشته باشد نشان‌دهنده‌ی آن است که در تشکیل دارایی‌ها، خلق و افزایش بدهی در موضع ضعف بوده‌اند و تأکید بیشتر بر حقوق صاحبان سهام بوده است که چنین امری برای قرض‌دهندگان به شرکت مثبت ارزیابی می‌شود.

ضریب مالکانه یکی از انواع نسبت‌ اهرمی:

نسبت بدهی بلندمدت یکی از انواع نسبت‌ اهرمی:

در این نسبت اهرمی، میزان بدهی بلندمدت را بر مجموع میزان این بدهی و حقوق صاحبان سهام تقسیم می-کنیم. همان‌طور که می‌دانیم بدهی بلندمدت آن دسته از بدهی‌هایی هستند که سررسید بازپرداخت آن‌ها در بیش از یک سال آتی است. طبیعتاً بالا بودن این نسبت بیانگر استفاده‌ی بیشتر از اهرم مالی در بلندمدت و همین‌طور از طرفی دیگر متحمل ریسک شدن شرکت است.

نسبت پوشش هزینه بهره یکی از انواع نسبت‌ اهرمی:

بدین ترتیب به پنج نوع از مهم‌ترین نسبت‌های اهرمی اشاره کردیم. با دیدگاه‌های مختلف می‌توان از منظرهای دیگری نیز نسبت‌های اهرمی متعددی را برای شرکت‌ها تعریف کرد.

نمونه‌ی تحلیل نسبت‌ اهرمی

در ادامه‌ی این مقاله، نسبت‌های اهرمی را در یک بازه‌ی چهارساله برای شرکت ماشین‌سازی اراک محاسبه و تحلیل می‌کنیم.

ماشین سازی اراک

نسبت‌های اهرمی در این شرکت غالباً روندی نوسانی داشته‌اند. از اولین نسبت که همان میزان بدهی‌ها تقسیم بر دارایی‌ها است شروع می‌کنیم. همان‌طور که مشخص است این نسبت روند منظمی نداشته است و در برخی از سال‌ها بیشتر دارایی‌ها از خلق بدهی و در بعضی از سال‌ها بیشتر از حقوق صاحبان سهام خلق شده است.

در کل برقراری ترکیب مناسب بین بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام سبب شده تا شرکت هم بتواند از مزایای اهرم مالی بهره ببرد و هم اینکه گرفتار مخاطرات اهرم مالی و افزایش چشمگیر هزینه-های مالی نشود. این استفاده توأمان از هر دو کانال بدهی و حقوق صاحبان سهام در دومین نسبت، یعنی نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نیز پرواضح است. در این نسبت نیز در سال از سنوات مورد بررسی نرخ حدود صد درصدی دیده می‌شود که نشان از برابری بدهی و حقوق صاحبان سهام دارد. در سال ۹۹ بدهی به حقوق صاحبان سهام ترجیح داده شده و مجدداً در سال ۱۴۰۰ سعی شده تا این بار حقوق صاحبان سهام مورد توجه قرار گیرد.
ضریب مالکانه نیز میزان قابل‌توجه و نسبتاً مطلوبی را در طول سنوات مورد بررسی داشته است و تنها در سال پایانی کاهشی بوده است. همچنین این شرکت بدهی‌های بلندمدت چشمگیری نداشته است و از همه مهم‌تر خصوصاً در دو سال پایانی مورد بررسی توان خوبی درپوشش هزینه بهره‌ی خود داشته است.

سخن پایانی آکادمی دانایان پیرامون نسبت اهرمی

همان‌طور که بارها در طول مقاله به آن اشاره کردیم بهره‌گیری از اهرم مالی در عین سودمندی‌هایی که می‌تواند داشته باشد ممکن است از طریق خلق جریانات هزینه‌ای قطعی در مقابل جریانات احتمالی درآمدی شرکت را با ریسک‌هایی مواجه کند. بنابراین پی‌بردن به وضعیت اهرم مالی شرکت‌ها، رهگیری روند آن در طول چند سال و حتی مقایسه‌ی این وضعیت بین شرکت‌های مختلف اطلاعات سودمندی را از منظر ریسک شرکت‌ها در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد. بنابراین توجه به نسبت‌های اهرمی و بهره‌گیری از آن در کنار سایر ابزار‌های تحلیلی بسیار مفید خواهد بود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.