کال مارجین در معاملات طلا


استیمنت معامله‌گر

کال مارجین یا مارجین کال

برای درک بهتر دو مفهومcal margin یا مارجین کال، یک یه یک آنها را بررسی می کنیم. margin cal در فارکس چیست؟ مارجین کال به زبان ساده، زمانی است که حساب یک فرد وارد ضرر شدید می شود در واقع از مارجین آن حساب در حال کاسته شدن است. در این صورت معامله گر آلارمی مبنی بر margin cal شدن دریافت می کند این یک تعریف از margin cal به زبان ساده بود.

توجه: کال مارجین در معاملات طلا مارجین پولی است که در یک حساب معاملاتی موجود و جهت ترید و معامله در دسترس است.

زمانی که margin cal می شویم چه اتفاقی می افتد ؟

پس از توضیح در خصوص margin cal به زبان ساده، ببینیم زمانی که مارجین کال می شویم چه اتفاقی می افتد؟ اگر با فضای معاملاتی متاتریدر آشنا باشید، قطعا می دانید که مارجین لول (margin level) نقش مهمی ایفا می کند و به صورت درصد بیان می شود و همواره باید رصد شود. هرچه بیشتر وارد ضرر شوید اکوئیدی (Equidity) کمتر میشود و همینطور سطح (درصد) مارجین لول کم می شود، این کم شدن تا جایی ادامه پیدا میکند که به رقم %100 برسد. در این هنگام اصطلاحا می گوییم که فرد margin cal شده است و نوار طوسی رنگ پایین صفحه، به رنگ قرمز به مفهوم آلارم درمی آید و به صورت مداوم سه مشخصه margin و free margin و margin level روشن و خاموش می شوند و این بدین معناست که شما اجازه معامله کردن ندارید. در واقع free margin (پول آزاد) برای پوزیشن جدید ندارید.

محاسبه margin cal

در ادامه بحث و بررسی موضوع cal margin یا مارجین کال می خواهیم ببینیم که روش محاسبه margin cal در فارکس چیست؟

برای بررسی این که بدانیم حساب ما در سلامت بسر می برد یا خیر(health account) باید همواره عدد مارجین لول (margin level) را بررسی کنیم.

فرمولی وجود دارد که این فرمول به ما می گوید که وضعیت سلامت حساب ما به چه صورت است.

محاسبه مارجین لول = اکوئیدی (Equity) تقسیم بر مارجین (margin) ضربدر 100

درصدی که مارجین لول به ما نشان می دهد بسیار مهم است و در واقع همه چیز است، این مقدار اگر به %100 برسد معنای آن این است که خیلی وارد ضرر شده ایم و حساب مارجین کال شده است. هرچه بیشتر وارد ضرر بشوید سطح اکوئیدی پایین تر می رود و در نتیجه مارجین لول از 100% هم کمتر می شود.

نکته : رقم مارجین لول کاملا بسته به بروکر دارد و حسابی که در آن بروکر افتتاح کرده اید. بروکرهای مختلف اعداد مختلفی برای margin cal شدن ارائه می دهند. بسته به نوع حساب، 100 یا 80 یا حتی 120 درصد، در اینجا ما به عنوان مثال عدد 100 را استفاده کردیم.

تفاوت مارجین کال با کال مارجین چیست ؟

در ادامه صحبتمان در خصوصcal margin یا مارجین کال بعد از پرداختن به سوال مارجین کال در فارکس چیست؟ در این قسمت به تفاوت margin cal با کال مارجین خواهیم پرداخت. در margin cal معامله گر به دلیل آنکه سطح مارجین لول با قرار گرفتن در ضرر شدید، حسابش مارجین کال می شود و آلارمی مبنی بر margin cal شدن دریافت می کند. یعنی هنوز فرصت جبران کردن را یا از طریق شارژ حساب و یا از طریق بستن برخی معاملاتی که در ضرر بالا هستند و یا هج معاملات (البته زیاد توصیه نمیشود) را دارد. اما در موقعیت cal margin، ضرر به حدی بالاست که امکان دارد کل حساب از دست برود و تریدر کل سرمایه خود را از بین ببرد. در این صورت همیشه پوزیشن هایی که در حال دادن ضرر بالاست بسته می شوند و در اصطلاح cal margin شده است و حسابش به صفر نزدیک شده است. روش بسته شدن پوزیشنهای در ضرر اینگونه است که: اول پوزیشنی که بیشترین ضرر را دارد بسته می شود تا سطح درصدی مارجین لول بالاتر برود، این کار تا جایی انجام می گیرد که یا حساب به حالت امن یعنی سطح درصدی مارجین لول بالا برسد و یا کل مارجین تریدر به صفر نزدیک بشود.

لازم به ذکر است یک درصدی بروکر در هر حساب مشخص میکند که اگر مارجین لول به آن درصد برسد، در حساب اولین بیشترین ضرر بسته می شود و به آن درصد از سطح مارجین لول (stop out) گفته می شود. در بروکرهای مختلف بسته به اکانت تایپ بروکر متفاوت است و می تواند 0% شروع و حتی تا 50% تغییر کند.

یعنی اگر مارجین لول به این درصدها برسد اولین بیشترین ضرر بسته می شود و اینکار ادامه پیدا میکند که یا حساب به حالت عادی برگردد و یا از دست برود.

cal margin فارکس چیست ؟

خوب، حال ببینیم در این قسمت از مقاله کال مارجین یا mrgin cal، مفهوم cal margin چیست؟ یاcal margin به چه معناست؟ کال مارجین به زبان ساده اینگونه است که، زمانی که میزان ضرر در معاملات از حد مجاز بیشتر شود برای مثال %30 وجه تضمین اولیه، و اخطاریه ای برای افزایش وجه تضمینی صادر می گردد و میزان موجودی حساب شما مثلا از %70 درصد وجه تضمین اولیه پایینتر برود در اصطلاح به این حساب cal margin گفته می شود. شما بسته به بروکرتان و درصدی که برای حسابتان تعیین می کند تنها مجاز به ضرر کردن تا آن سطح مشخص شده هستید. ( برای مثال %30)

سطح cal margin را از کجا بدانیم ؟

سطح cal margin چیست؟ در مورد کال مارجین یاmargin cal گفتیم که سطح cal margin یک عدد توافقی بین بروکر و معامله گر است و چنانچه رقم ضرر بزرگتر از عدد توافی باشد فرد کال مارجین می شود. برای دانستن این سطح همواره باید نگاهتان به میزان اکوئیدی و مارجین لول باشد (فرمول cal margin) و همواره آنها را رصد کنید تا بتوانید از قرار گرفتن در وضعیت کال مارجین یا مارجین کال دوری کنید و یک معامله ایمن انجام بدهید در ادامه به شما خواهیم گفت که چگونه cal margin میشویم و چطور باید از آن دوری کرد. البته اگر حجم معاملات خود را رعایت کنید و (money management) داشته باشید هیچ اتفاقی برای حسابتان نخواهد افتاد.

قانون cal margin چیست؟

در مورد کال مارجین یا margin calببینیم که قانون کال مارجین به چه معناست؟ و چه می گوید؟ قانون کال مارجین به زبان ساده می گوید نباید ضرر از حد مشخص بالاتر رود. که اگر این اتفاق بیفتد طبق قانون و فرمول کال مارجین سیستم عامل معاملاتی شما را از معامله خارج خواهد کرد و یا اینکه وضعیت ترید و معامله تان بطور کل بسته خواهد شد لذا بسیار ضروری است که همواره سطح مارجین و اکوئیدی را بررسی کنیم. می توان گفت که تا آنجا که می توان نباید گرفتار کال مارجین یا margin cal شد.

در چه صورت کال مارجین می شویم ؟

در اینجای مقاله کال مارجین یا margin cal ببینیم که چگونه کال مارجین میشویم ؟

1.بروکر ها برای افزایش قدرت معامله تریدرها اهرم در اختیار آنها قرار می دهند. مقادیر اهرم ها متفاوت هستند.(1:50، 1:100، 1:200،… و یا 1:500، 1:3000) استفاده از اهرم ها بسیار شیرین به نظر می رسد اما نباید نا آگاهانه و بی منطق از آنها استفاده کرد. برای مثال یک حساب 200 دلاری استفاده از اهرم 1:1000 اصلا منطقی نیست و باعث میشود که در وضعیت کال مارجین یا مارجین کال قرار بگیرید. پس یکی از دلایل کال مارجین نشدن، استفاده کردن صحیح از اهرم معاملاتی (leverage) می باشد.

2.عامل دیگر انتخاب حد ضرر(stop loss) بجا و هوشمندانه

3.اصرار به ماندن برای مدت زمان طولانی در یک ترید ناموفق و امیدوار به آنکه سیر صعودی پیدا کند و وارد سود شود.

با عنایت به موارد بالا می توان از کال مارجین شدن جلوگیری کرد.

کال مارجین در معاملات طلا

نکته ای که در این بخش از مبحث کال مارجین یا magin cal عنوان می کنیم دانستن این نکته است که شاخص ها، جفت ارزها و طلا چقدر مارجین نیاز دارد دارای اهمیت است.

سعی کنید از فرمول زیر برای همیشه استفاده کنید تا گرفتار مارجین کال و کال مارجین نشوید.

در یک حساب معاملاتی با لوریج 1:100 حداکثر از ده درصد مارجین کل استفاده نمایید و این درصد را در پنج قسمت (پوزیشن) در صورت نیاز وارد پوزیشن شوید. اگر نیاز به توضیحات بیشتر باشید واحد پشتیبانی بروکر نیکس از نظر تخصصی همیشه آماده پشتیبانی هستند.

سخن پایانی

تفاوت cal margin یا مارجین کال ، بسیار در انجام معاملات نقش مهمی دارند. پس همانند سایر مواردی که در مقالات گذشته بررسی کردیم، آموختن کاربرد این دو اصطلاح نیز ضروری و لازم می باشد. گفتیم که تفاوت کال مارجین یا margin cal، هر کدام به چه معناست چه هنگام و چطور اتفاق می افتند.
در واقع قبل از آنکه شروع به ترید واقعی کنیم بهتر است که با حساب دمو (آزمایشی)، با کاربردهای سیستم معاملاتی که قرار است با آن ترید کنیم آشنا شویم تا هم تجربه ترید کسب کنیم و هم بدانیم که هر یک از قسمتهای پلتفرم چه مفهوم و پیامی دارند؟
در مقاله تفاوت کال مارجین یا margin cal، سعی ما بر ساده کردن مطالب جهت درک بهتر آن برای شما عزیزان بوده است.
جهت هرگونه ابهام، سوال، مشاوره می توانید از طریق راههای ارتباطی از جمله چت آنلاین با مشاورین بروکر نیکس تماس بگیرید.

مصاحبه با شما: سرمایه اولیه کم، عاملی برای کال مارجین شدن!؟

margincall - کال مارجین

هر گاه که در بازار صحبتی از کال مارجین شدن می‌شود، عده‌ای با تاسف و یادآوری خاطرات بد گذشته به آن گوش می‌دهند و عده‌ای نیز با اطمینان خاطر، در ذهن خود مرور خواهند کرد که من کال مارجین نخواهم شد! چه بخواهیم و چه نخواهیم باید با این واقعیت روبه‌رو شد که ضرر، جزئی از فعالیت در بازارهای مالی است. اما آیا برای آن برنامه‌ای داریم؟ چطور می‌شود که یک ضرر کوچک، جای خود را به ضرری بزرگ می‌دهد؟ آیا کسانی که دانش خوبی از بازار دارند، در معرض خطر کال مارجین شدن قرار دارند؟ راهکارهای جلوگیری از کال مارجین شدن و یا از دست دادن حساب چیست؟

برای پاسخ عملی به این سوالات، قرار است این بار از خود شما کمک بگیریم!
تیم بزرگ یوتو اف ایکس UtoFX افتخار همکاری و مصاحبه با شما معامله‌گران عزیز را دارد و قرار است از تجربه شما در این راه استفاده کنیم. در ادامه این مقاله، از تجارب یکی از دوستان شما که به تازگی کا مارجین شده است، استفاده کرده و سوالاتی را از ایشان پرسیده‌ایم. این اولین مقاله از مصاحبه‌های شما با موضوع کال مارجینی است. در قسمت نظرات سایت، به ما در بهبود و بالا بردن کیفیت این مقاله کمک کنید. اگر سوال خاصی را برای مصاحبه مناسب می‌دانید، در قسمت نظرات یادداشت کنید. باتشکر

سرمایه اولیه کم، عاملی برای کال مارجین شدن!؟

میزان سابقه شما در بازارهای مالی؟ (میزان تجربه در هر بازاری به تفکیک)

اگه بخوام در حالت کلی بگم، از زمان آشنایی من با بازارهای مالی تا الان شاید بیشتر از ۷ سال گذشته باشه ولی سابقه حضورم در بازار فارکس حدود ۴ تا ۵ سال است. در این بین مدتی هم در بازار بورس و ارزهای دیجیتال هم فعالیت کردم ولی هیچ وقت نتونستم با اونها ارتباط برقرار کنم. حدود ۶ ماه در بازار ارز دیجیتال و ۹ ماه در بازار بورس.

میزان بالانس حساب شما که کال‌مارجین شد، چقدر بود؟

اکثر حساب هایی که از دست دادم معمولا زیر ۵۰۰ دلار بالانس داشتند. فکر می کنم یکی از دلایل کال شدنم هم همین بود. چیزی که در این مدت متوجه شدم، اکثر افرادی با مبالغ بسیار کم وارد بازار می شوند در حالی که انتظار درصد بالایی سود را دارند. برای برآورده کردن این منظور تریدر چاره ای جز قمار کردن برای خودش نمی ذاره. سعی می کنم در ادامه بیشتر در این مورد توضیح بدم.

معامله در چه ابزار معاملاتی موجب کال‌مارجین شدن شما شد؟ (طلا-نفت-سهام-یک جفت ارز خاص و …)

یادم میاد چند معامله نفت انجام دادم. خیلی خوش شانس بودم که دو سه معامله اول من با سود بسته شد. این موجب طمع بیشتر من شد. یکی از حساب هامو سر معامله نفت از دست دادم. یک بار هم با معاملات مکرر و خلاف جهت روند روی جفت ازر GBPUSD حسابم کال شد. بقیه مواقعی که کال شدم روی انس طلا بود. یک بار هم روی جفت ارز BTCUSD کال شدم. به نظرم بروکرهای فارکس مکان خوبی برای ترید ارزهای دیجیتال نیست.

قبل از آخرین کال‌مارجینی، آیا تجربه کال‌مارجین شدن را داشته‌اید و چند بار؟

بله. متاسفانه چندین چند بار کال شدم. شاید تا به حال ۶ یا ۷ بار این اتفاق افتاده. اکثرا حساب هام بالانس پایین در حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ دلار داشتند. ولی یک بار حساب بالای ۱۲۰۰ دلار را به خاطر انس طلا از دست دارم. یادم میاد همه چی خوب پیش میرفت ولی در عرض یک ربع کل حساب از دست رفت و من ماه ها دچار افسردگی شدم. احساس عجز و ناتوانی داشتم و فکر می کردم من نمی تونم موفق بشم ولی از طرفی هی به خودم میگفتم تمام این پول هایی که از دست دادم هزینه تجربه ای بوده که بدست آوردم. نمی تونستم این تجربه با ارزش رو به همین راحتی رها کنم. سه چهار سالی که من درگیر یادگیری و تمرین و از دست دادن پول بودم، هزینه های زندگی رو همسرم اداره می کرد. از لحاظ روانی به شدت تو فشار بودم. این فشار به قدری بود که به آستانه خودکشی هم رفتم. در صورت لزوم در این مورد بیشتر توضیح میدم. یک حساب ۵۰۰۰ دلاری رو هم به خاطر BTCUSD از دست دادم.

قبل از کال‌مارجین شدن و زمانی که حساب شما در ضرر شدید قرار گرفته‌بود، اقدام به واریز نقدینگی و شارژ مجدد حساب کردید؟

شاید یکبار این کار را کرده باشم. ولی اغلب اوقات در اون حد پول نداشتم که بتونم حساب رو به اندازه کافی شارژ کرده باشم.

تعداد معاملات باز شما در لحظه کال‌مارجین شدن، چند عدد بود؟

اغلب بالای ۵ معامله باز داشتم. یکی دیگر از دلایل کال شدن من هم همین مورد بود. تعداد معاملات زیادی باز میکردم و از عهده مدیریت آن بر نمی آمدم. ولی الان نهایتا سه معامله در روز باز می کنم. با بستن یک معامله سراغ معامله بعد میرم. سعی می کنم بیشتر از دو معامله باز در لحظه نداشته باشم. اغلب تکلیف هر معامله رو در پایان همان روز مشخص می کنم و موقع استراحت معامله بازی ندارم. شاید این یک ایراد باشه ولی فکر می کنم این روش برای تیپ روحی من مناسبه.

آیا از روش مارتینگل (کم کردن میانگین) در زمان کال‌مارجینی استفاده کردید؟

بله. از روش مارتینگل استفاده می کردم ولی اسم استراتژی رو نمیدونستم. کم کردن میانگین ذهنیتی بود که از بازار بورس در من مونده بود. ولی خیلی وقته دیگه این کار رو نمی کنم. ترجیح میدم از معامله با ضرر منطقی خارج بشم ولی از مارتینگل استفاده نکنم.

استیتمنت معامله گر

استیمنت معامله‌گر

در ریز معاملات این معامله‌گر، یکی از نکاتی که به چشم می‌خورد، تعداد معاملات سود‌ده با میزان سود‌های زیر ۱۰ دلار، و ضرر‌های حتی بالای ۱۰۰ دلار که باعث شده حتی وین ریت (Win Rate درصد معاملات سودده به ضررده) معاملات این معامله‌گر از ۵۰ درصد هم بیشتر باشد!
نکته دیگر این استیمنت، رعایت حجم در تعداد زیادی از معاملات در یک دوره مشخص و عدم رعایت آن در چند معامله که از اتفاق همان معاملات موجب ضررهای سنگین این معامله‌گر شده است.

سیستم معاملاتی شما چیست؟ (کدام روش تکنیکال و یا ترکیبی از تکنیکال و فاندامنتال و …)

داستان سیستم معاملاتی من کمی جالبه. من قبل از اینکه روی سیستم معاملاتی و تحلیلی کار کنم متوجه مشکل در مدیریت ریسک و سرمایه شدم و توانستم یک استراتژی بسیار ساده برای خودم ایجاد کنم. با این کار با اینکه استراتژی خاصی نداشتم و صرفا از چند ابزار تکنیکال کلاسیک استفاده میکردم حسابم با سرعت کمی در حال رشد بود. من بعد از ایجاد سیستم مدیریت ریسک و سرمایه سراغ کتاب پرایس اکشن آقای لنس بگز رفتم و به جرات می تونم بگم ۴ بار این کتاب رو خوندم. (هنوز هم دوست دارم اونو بخونم چون حاوی نکات ریز بسیاری هست) و با این روش پرایس اکشن کار می کردم. الان در حال مطالعه و تمرین روی سیستم های RTM و ICT هستم. که البته ارتباط برقرار کردن با این دو برام سخته. مخصوصا بحث استاپ هانتینگ که در چهار چوب این سوال نیست.
بسیار علاقه مند بودم و هستم که تحلیل فاندامنتال رو یاد بگیرم ولی احساس می کنم نمیتونم با اصطلاحات اون ارتباط بگیرم و برام خیلی سخته یاد گرفتنش. سعی می کنم اخبار مهم روز و شدت اهمیت اخبار رو از کانال UTOFX بخونم. قصد دارم بعد از تکمیل استراتژی معاملاتی (تکنیکالی) سراغ فاندامنتال برم و در حد توانم مطالعه کنم.

معاملاتی که به وسیله آن کال مارجین شدید، با تحلیل خود گرفتید و یا سیگنالی از دیگر تحلیل‌گران؟ (توضیح دهید از میزان اعتماد خود به تحلیلی که منجر به کال‌مارجینی شد)

به جرات می تونم بگم تا بحال ۹۰ درصد معاملاتم رو خودم تحلیل کردم (حتی با غریزه و اشتباه) و سعی کردم از جایی سیگنال نگیرم. ولی خب بعضی وقت ها نتونستم جلو خودمو بگیرم و از سیگنالهای دیگران هم استفاده کردم. ولی ترجیح میدم تحلیل اشتباه خودم رو به اجرا در بیارم ولی از کسی سیگنال نگیرم. شاید کار خوبی نمی کنم ولی تا الان از این کارم پشیمان نشدم. با اینکه با تحلیل اشتباه کال مارجین شدم. مورد دیگه ای که دوست دارم بهش اشاره کنم این هست که همیشه با اندیکاتور ها مشکل داشتم و قبول اینکه اونا می تونن درست سیگنال بدن برام منطقی نبوده و نیست.

معاملاتی که به وسیله آن کال مارجین شدید، چقدر با معاملات قبلی شما همخوانی داشت؟ (معاملات قبلی شما نیز خطر کال مارجین شدن را داشت و یا اینکه با نظم خاصی معامله می‌کردید؟)

همخوانی ۱۰۰ درصدی داشت. همه تکرار اشتباهاتی بود که قبلا انجام میدادم و اصرارم به اینکه با یک حساب صد دلاری هم میشه میلیونر شد. در اون دوره معاملات من نظم خاصی نداشت. توجهی به روانشناسی نداشتم. مدیریت ریسک و سرمایه نداشتم. از همه مهمتر قبول SL برام بسیار سخت بود.

آیا ژورنال معاملاتی دارید و اقدام به ثبت مستمر معاملات خود می‌کنید؟

بله. مدتی هست که ژورنال مینویسم ولی متاسفانه این کار رو مرتب انجام نمیدم. یکی از ایرادات الان من همینه

آیا سیستم معاملاتی مشخص (سیستم تحلیلی و برنامه مدیریت سرمایه) دارید؟ در معاملات به آن عمل می‌کنید؟

بله. از مدیریت سرمایه استفاده می کنم و به شدت به آن مقید هستم و تحت هیچ شرایطی از آن خارج نمی شوم. ولی در مورد سیستم تحلیلی همچنان در حال تحقیق هستم و در حال تکمیل آن هستم. به زودی کار نوشتن اون رو تموم میکنم. هر روز چند دقیقه مدیتیشن می کنم. تا قبل از باز شدن بازار لندن بازار رو بررسی می کنم و یا سعی می کنم کارهای خارج از خونه رو انجام بدم. سعی می کنم موقع سشن لندن پشت سیستمم باشم.

در ادامه، فایل صوتی از این معامله‌گر می‌شنوید که حاوی نکات خوبی برای معامله‌گران خواهد بود:

مهم‌ترین عامل ضرر و کال‌مارجین شدن خود را چه می‌دانید؟

عدم شناخت درست از ماهیت مارکت/ نداشتن آمادگی روانی برای ترید/ تصور اشتباه از شغل معامله گری/ نداشتن برنامه مدیریت ریسک و سرمایه/ نداشتن حداقل مقدار سرمایه اولیه/عدم تسلط کافی به یک استراتژی معامله گری

در مورد لحظه‌ها و روز‌های بعد از کال‌مارجینی بگویید. (توقف در معاملات برای مدتی یا اقدام سریع به شارژ مجدد حساب و یا واکاوی دلایل ضرر و کال‌مارجینی و …)

همه چیز اول از یک خوش بینی احمقانه شروع شد. حاضر نبودم برا معاملاتم استاپ لاس بذارم. وقتی حساب می رفت تو ضرر همچنان امیدوار بودم که قیمت برگرده. ولی هیچوقت بر نمی گشت. تازه یک فکر احمقانه هم به افکار قبلی اضافه میشد که الان می تونم دوباره یک پوزیشن با سایز بیشتر باز کنم که بعد از اینکه قیمت برگشت سریع تر وارد سود بشم ولی باز هم برنمی گشت. اگه اسم هدجینگ به گوشم نخورده بود شاید زودتر کال می شدم و می تونستم شکست رو قبول کنم ولی یه چیز هایی از هدجینگ هم شنیده بودم و یک پوزیشن بزرگتر در خلاف جهت گرفتم. اینبار قیمت برگشته بود و ضرر و زیان من روی یک عددی فریز شده بود. مشکل این بود که من فقط هدجینگ رو تا اینجاش بلد بودم و نمیدونستم چطوری باید مدیریت کنم. به محض اینکه یکی از پوزیشن ها وارد سود میشد از ترس اینکه همین سود کم رو از دست بدم اونو می بستم و دوباره حساب وارد ضرر سنگین تر شد. حالا گیج و حیرون بودم. خشم و عصبانیت هم اضافه شده بود. بلاخره یک لحظه ای فرا میرسه که یا شکست رو قبول می کنم و تمام معاملات رو دستی می بندم و شاید چند دلاری ته حسابم مونده باشه و در اغلب مواقع تا آخرین لحظه می مونم تا بروکر تمام معاملات رو ببنده و بعد کار مارجین میشم.
بهت زده به مانیتور خیره شدم و توان حرکت ندارم. خسته ام ولی خوابم نمیبره. دنبال مقصر می گردم و مقصری پیدا نمی کنم. نمی تونم یقه کسی رو بگیرم. جواب خانمم رو چی بدم؟ من که این همه از رشادت ها و موفقیت هام براش گفتم برای اون هم دنیای خیالی ساختم. شاید این شروع یک دوره افسردگی باشه. این داستان رو میشه ادامه داد. من ساعت ها می تونم از حال بعد از کال شدم بگم… با یک استاپ لاس در ناحیه منطقی و رعایت میزان حجم معامله می تونست هیچ کدوم از این اتفاقات نیافته.

چه توصیه‌ای برای سایر معامله‌گران دارید؟

قرار نیست هر چیزی رو که من تجربه کردم دوستان و مخاطب های من هم تجربه کنند. باور کنید این داستان پر غصه و پر تکراره. باور کنید هزاران نفر این راه رو رفتن و همه هم تجربه هاشونو رایگان در اختیار بقیه گذاشتند ولی نمی دونم چرا همچنان فکر می کنیم ما با بقیه فرق داریم./ باور کنید هر خبری ارزش خوندن نداره. خوندن بعضی مطالب برای روان یک تریدر سمه. هر مطلبی رو نخونیم ، وارد هر کانال مدعی آموزش نشید و هر فیلم آموزشی رو نگاه نکنید. قبل از هر چیزی در مورد تیمی که در پشت اون کانال یا مجموعه هست تحقیق کنید. ترید کردن هم مثل باقی مشاغل هست و برای کسب مهارت باید تلاش و تمرین کرد. / تریدر شخص خوش باور و ساده لوحی نیست. به دنبال یک دید منطقی در بازار می گرده و خیال بافی نمیکنه. ترید راه یکشبه پولدار شدن نیست. تریدر برای موفقیت نیاز به دانش، صبر داره. تریدر قمارباز نیست.
با سرمایه منطقی وارد بازار بشین. با یک یا دو هزار دلار نهایتا میشه در حد حداقل های زندگی درآمد کسب کرد نه بیشتر. به نظر من با مبلغی کمتر از ۱۰۰۰۰ دلار نمیشه به درستی کار کرد و حساب رو مدیریت کرد.
من با کمک همسرم تونستم تا اینجا ادامه بدم. اگر شغل ایشون توان تامین نیازهای اولیه زندگی نداشت، من نمی تونستم تمام وقت روی یادگیری و کار تمرکز کنم. پس تا زمانی که از بابت حداقل های زندگی خیالتون راحت نشده معامله گر فول تایم نشید.
اول تمام بدهی ها و قرضاتونو بدین بعد اگر پولی موند باهاش ترید کنید. ترید ساده است ولی اصلا راحت نیست.

به نظر شما می‌توان به معامله‌گری به عنوان یک شغل به عنوان درآمد اول نگاه کرد؟

با در نظر گرفتن بعضی پارامترهایی که در بالا گفتم و بعد از کسب تجربه کافی میشه به ترید به عنوان یک شغل و درآمد اول نگاه کرد. امروزه برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک، به حداقل ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه نیاز داریم. معامله گری هم برای شروع حرفه ای نیاز به سرمایه کافی داره.

با تشکر از معامله‌گر عزیز بابت این مصاحبه و تشکر از شما، بابت مطالعه این مقاله. در بخش نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.

برای پیگیری اخبار روز و فوری فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرام UtoFX بپیوندید.

تفاوت کال مارجین(Call Margin) با استاپ اوت (Stop Out) چیست؟

استاپ اوت و کال مارجین

یکی از سوالاتی که معمولاً برای دوستان پیش می‌آید این است که اعداد و ارقامی که در پنجره‌ی ترمینال نرم‌افزار متاتریدر نمایش داده می‌شود چه معنایی دارند و چه اطلاعاتی را به ما نشان می‌دهند؟ در این آموزش قصد داریم این موارد را به شما آموزش دهیم و مفصل در رابطه با آنها صحبت خواهیم کرد.

اولین موردی که شاید لازم است در رابطه با آن بحث بکنیم بالانس است.

بالانس به چه معناست؟

بالانس (Balance) موجودی شما را نمایش می دهد و به شما می‌گوید که چه مقدار پول در حساب معاملاتی‌تان وجود دارد. در ابتدای کارتان عددی که در بالانس مشاهده می‌کنید، مساوی با واریزی است که انجام داده‌اید. اما به مرور زمان با سود و زیان شما، این عدد بیشتر یا کمتر می‌شود.

تفاوت بالانس با اکویتی (Equity) چیست؟

همانطور که در تصویر زیر دیده می‌شود، مورد بعدی که در پنجره ترمینال وجود دارد، اوکیتی است. در صورتی که شما وارد هیچ معامله‌ای نشده باشید، یا بهتر است بگوییم تمام معاملات خود را بسته باشید، عدد بالانس شما برابر با اکویتی شما است.

تفاوت بالانس و اکویتی

اکویتی (Equity) در واقع موجودی شناور شما هست. یعنی زمانی که شما وارد معامله می شوید، سود شما به بالانس شما اضافه می‌شود یا سودتان به به آن اضافه می‌شود و عدد حاصل در اکویتی به شما نمایش داده می شود. به عنوان مثال اگر 2 دلار در سود باشید بالانس شما همچنان بدون تغییر 700 دلار باقی خواهد ماند، اما اکویتی شما می‌شود 702 دلار.

همان‌طور که در تصویر زیر می بینید بعد از اینکه ما وارد معامله شدیم میزان سود یا ضرر با بالانس ما کال مارجین در معاملات طلا جمع شده و در اکویتی نمایش داده می شود.

تفاوت کال مارجین با استاپ اوت

مارجین یا مارژین (Margin) چیست؟

مارجین میزان پول شما که درگیر معامله شده است را به شما نمایش می دهد. در واقع به شما می گوید که در ورود به معامله چه مقدار از بالانس شما بلوکه شده و برای این معامله درگیر شده است. شاید اینجا این سوال پیش بیاید که مارجین چطور محاسبه می‌شود؟

با استفاده از فرمول زیر شما می توانید میزان مارجین را برای معاملات مختلف محاسبه کنید:

مارجین= حجم معامله شما * 100،000 * قیمت فعلی جفت ارز / اهرم حساب معاملاتی شما

در این فرمول حجم معامله شما در واقع همان لات سایز است و با هر حجمی که وارد معامله شدید باید عدد آن را وارد کنید.

۱۰۰،۰۰۰ در واقع اندازه کانتراکت جفت ارزی هست که در اون در حال معامله هستید. خیلی درگیر توضیح این مورد نمی‌شویم، اما بهرحال بدانید که این اعداد تقریباً قراردادی هستند و شما 100،000 را می‌باید در این قسمت اضافه کنید (البته در برخی از موارد ممکن است عدد دیگری باشد).

مورد بعدی قیمت هست و در قیمتی که شما می‌خواهید وارد معامله شوید باید عدد آن را در این فرمول وارد کنید. به عنوان مثال در تصویر بالا قیمت مورد معامله ما عدد 0.89537 است و آن را باید در این فرمول اضافه کنیم.

حاصل‌ضرب این سه را تقسیم بر اهرم معاملاتی حساب خودمان می‌کنیم تا به این شیوه مارجین این معامله شما محاسبه ‌شود. اگر موجودی حساب شما به اندازه مارجین نباشد شما نمی‌توانید این معامله را با این حجم باز کنید.

اما Free Margin یا مارجین آزاد چیست؟

این مورد آن بخش از داراییتان را نشان می‌دهد که درگیر معامله نیست و در واقع به ما می‌گوید که چقدر پول داریم برای باز کردن معاملات جدید. به این صورت محاسبه می‌شود که مارجین شما از اکویتی شما کم می‌شود و فری مارجین به دست می‌آید. اگر سود کنیم این عدد بیشتر می‌شود و هر چقدر ضرر کنیم این عدد به سمت صفر نزدیک‌تر می‌شود و به این معنی است که ما نمی‌توانیم معامله جدیدی را باز کنیم.

مارجین لول (Margin level) چیست؟

مارجین لول هم به این صورت به دست می‌آید که اکویتی شما را تقسیم بر مارجین می‌کند و بعد آن را در 100 ضرب می‌کند تا به صورت درصدی بیان شود. اگر مارجین لول شما به عدد ۱۰۰ نزدیک شود، به این معنی است که شما درحال کال مارجین شدن هستید و نمی‌توانید معامله جدیدی رو باز کنید.

همه این محاسبات را می‌توانید به عنوان تمرین برای خودتان انجام دهید تا با نحوه اندازه‌گیری این موارد در متاتریدر آشنا شوید.

تفاوت استاپ اوت ( Stop out ) با کال مارجین (Call margin) چیست؟

اما دو اصطلاح نزدیک به هم داریم که برایتان توضیح می‌دهیم:

استاپ اوت حالتی است که در آن فری مارجین شما کاهش پیدا می‌کند و نواری که موجود شما را نمایش می‌دهد به رنگ قرمز در می‌آید. در این حالت کارگزاری یا بروکر کعاملات شما را یکی یکی می‌بندد. این کار را هم با معاملاتی شروع می‌کند که بیشتر در ضرر هستند. علت این موضوع این است که معاملات سود ده شما را حفظ کند تا اگر بنا هست معاملات سود ده شما اکانت شما را از ضرر خارج کنند و احیا کنند، این فرصت به آنها داده شود.

اما کال مارجین چبه این گفته می‌شود که موجودی شما به قدری کاهش پیدا کند که دیگر نتوانید با آن معامله جدیدی را باز کنید.

فرق این دو مورد پس به این صورت است. در این آموزش سعی کردیم موارد مختلفی که در پنجره ترمینال نرم افزار متاتریدر به شما نمایش داده می شود را مفصل توضیح دهیم و امیدواریم کهاین توضیحات برای شما مفید بوده باشد.

امیدوارم که هیچ موقع طعم کال مارجین یا استاپ اوت را نچشید و همیشه در بازار سبز و پر سود باشید…

مارجین چیست؟

مارجین چیست؟

لوریج و مارجین چیست؟ مارجین یکی از ابزارهایی است که می توانید در بازارهای مالی به کمک آن بیشترین حجم از سرمایه خود را در معاملات به کار بگیرید. این ابزار در نوع معاملات cfd ارائه میشود. شاید این سوال برایتان پیش آید که چطور می توان بیشترین حجم از سرمایه را در بازار معامله کرد؟

مارجین یک نوع وام از سوی کارگذار است که به معامله گر تلقی میشود. در شرایط عادی ممکن است شما برای خرید یک خودروی صد میلیون تومانی به همان میزان در حساب خود موجودی داشته باشید، اما مارجین اینطور نیست.

فرض کنید که سرمایه اولیه شما صد میلیون تومان است و می خواهید در بازار با آن کال مارجین در معاملات طلا کار کنید. کارگذاری این اعتبار را به شما می دهد تا 500 میلیون در بازار معامله کنید؛ تقریبا 5 برابر سرمایه اولیه شما میشود. از این پس می توانید در بازار با قدرت بیشتری معامله کنید.

کال مارجین چیست

کال مارجین چیست؟

یکی از بزرگ ترین ترس های هر تریدر حرفه ای، کال مارجین شدن است. هنگامی که سطح Margin از سطح تعیین شده ی کال مارجین پایین تر بیاید، به آن کال مارجین می گویند. بروکر اخطار Margin call نشان می دهد. سطح کال مارجین در هر بروکر به صورت مختلف محاسبه میشود. اما معمولا Margin call پیش از استاپ اوت‌شدن پیش می آید. این هشدار به تریدرها می گوید که جهت حرکت بازار به سمت مخالف شما می باشد. پس باید بر اساس حرکت های آن، بهترین تصمیم را بگیرید. علت اخطار کال مارجین از سمت بروکرها این است که از موقعیت هایی که تریدر نمی توانند هزینه ضرر را متحمل شود، دوری کند. باید به این نکته توجه داشت که در موقعیت هایی که بازار به سرعت در جهت مخالف پوزیشن شما را تغییر می دهد، ممکن است بروکر این فرصت را نداشته باشد که قبل از رسیدن به سطح استاپ اوت، این هشدار را نشان دهد. شاید شما هم به این موضوع فکر کنید که چطور می توان از این موقعیت فاصله گرفت؟ پاسخ به این سوال این است که اگر به صورت منظم بخواهید موجودی حساب خود را چک کنید، در تمامی پوزیشن ها باید از حد ضرر استفاده کنید. پس لازم نیست نگران Margin call باشید.

تفاوت معاملات مارجین با حالت عادی

در شرایط عادی اگر شما یک سهم و یا دارایی را خریداری کنید، مالک آن دارایی شما هستید. زیرا هزینه آن را پرداخت کرده اید و به کسی بدهکار نیستید. در مارجین شما برای معاملات خود وام می گیرید، پس در قبال آن دارایی شما بدهکار میشود. همچنین مالکیت دارایی برای شما نیست. مانند هر وامی که می گیرید، مارجین را باید در آخر معامله خود تسویه کنید.

معاملات مارجین، در واقع ارزش دارایی است که معامله می کنید و شما مالک آن نیستید. این مدل از معاملات به معاملات cfd معروف است. به این دلیل که شما صاحب دارایی مورد معامله نیستید، پس مجبور نیستید مالیاتی برای آن بپردازید.

میزان سود در margin

هر چه margin زیادتری در معاملات خود استفاده کنید، نسبت به شرایط بدون مارجین، سود بیشتری می کنید. به عنوان نمونه اگر حجم معاملات شما 4 برابر افزایش پیدا کند، سود معاملات شما نیز چهاربرابر میشود. پس می توان بیان کرد که مارجین می تواند سودآوری بیشتری برایتان داشته باشد.

مزایا و معایب معاملات مارجین

  • داشتن سود بیشتر
  • نداشتن مالیات
  • امکان معاملات دو طرفه
  • نداشتن سر رسید برای تسویه
  • امکان ضرر بیشتر
  • امکان ورود در معاملات ریسکی و کال مارجین شدن

از جمله معایب معاملات مارجین ریسک بیشتر در معاملات، عدم فیزیکی دارایی، پرداخت بهره برای دریافت مارجین

مزایا و معایب معاملات مارجین

تا چه در مارجین ضرر می کنیم؟

حال اگر ضرر کنیم چه اتفاقی می افتد؟ کارگذار با چه اعتباری این وام را در اختیارمان قرار می دهد؟ اصلی ترین تضمین کننده وام شما، همان سرمایه اولیه ای است که در بازار گذاشته اید. این اعتبار به این شرط در اختیار شماست که میزان ضرر شما میزان سرمایه اولیه تان بیشتر نشود. اما در صورتی که میزان ضررهای شما از میزان اعتبارتان بالاتر رود، کارگذار همه ی موجودی شما را برای تسویه ضرر به عنوان بدهی شما برداشت می کند. به این چنین حالتی کال مارجین و یا لیکویید شدن می گویند.

داشتن مارجین یا اهرم به همان میزان که می تواند خوب و جذاب به نظر برسد، می تواند خطرناک باشد و باعث شود که شما همه ی سرمایه خود را از دست بدهید.

بهره در مارجین

مارجین مورد نیاز در معاملات از سوی تامین کننده های سرمایه مانند بانک ها و موسسات اعتباری بزرگ تامین میشود. یعنی شما به ازای وامی که دریافت می کنید، کارگذار برای تامین وجه نقد مارجین، با تامین کننده های سرمایه قرار موازی امضا می کند تا از نظر قانونی مقدار پول مورد احتیاج در حساب وجود داشته باشد. تامین کننده های مالی برای انجام چنین کاری بهره دریافت می کنند، و بر عهده فردی است که از مارجین استفاده می کند. در صورت استفاده از Margin باید بهره بانکی آن را پرداخت کنید.

سررسید در معاملات مارجین به چه صورت است؟

در معاملات مارجین تاریخ سر رسیدی وجود ندارد و شما تا هر زمان که بخواهید می توانید با پرداخت بهره معامله خود را باز بزارید. اما باید به میزان ضرر در معامله خود توجه داشته باشید. اگر میزان معامله شما به اندازه ی موجودی شما نزدیک شده باشد و نیاز است تا همچنان معامله خود را باز نگهدارید، با افزایش موجودی اولیه می توانید ریسک کار خود را به پایین ترین حد ممکن برسانید.

نتیجه گیری:

معامله در مارجین بایننس، آزاد به علت دسترسی راحتی که دارد جذاب تر است. زیرا که ورود به بازار تنها به 1 الی 3 درصد از حجم معامله را نیاز دارد. ما در این مقاله از سایت اوپوفارکس به این سوال که معامله مارجین چیست؟ پاسخ دادیم. در واقع معامله بر اساس مارجین یک فرصت مناسب برای سرمایه گذارانی است که می خواهند با مبلغ اندکی معاملات بزرگی انجام دهند و سود خود را بالا ببرند.

به یاد داشته باشید که از سوی دیگر احتمال ضرر و زیان نیز بالا می رود، به این دلیل که انجام معاملات غیرمنطقی ناشی از عدم پیروی از استراتژی های معاملاتی پیشرفته می باشد.

مصاحبه با شما: سرمایه اولیه کم، عاملی برای کال مارجین شدن!؟

margincall - کال مارجین

هر گاه که در بازار صحبتی از کال مارجین شدن می‌شود، عده‌ای با تاسف و یادآوری خاطرات بد گذشته به آن گوش می‌دهند و عده‌ای نیز با اطمینان خاطر، در ذهن خود مرور خواهند کرد که من کال مارجین نخواهم شد! چه بخواهیم و چه نخواهیم باید با این واقعیت روبه‌رو شد که ضرر، جزئی از فعالیت در بازارهای مالی است. اما آیا برای آن برنامه‌ای داریم؟ چطور می‌شود که یک ضرر کوچک، جای خود را به ضرری بزرگ می‌دهد؟ آیا کسانی که دانش خوبی از بازار دارند، در معرض خطر کال مارجین شدن قرار دارند؟ راهکارهای جلوگیری از کال مارجین شدن و یا از دست دادن حساب چیست؟

برای پاسخ عملی به این سوالات، قرار است این بار از خود شما کمک بگیریم!
تیم بزرگ یوتو اف ایکس UtoFX افتخار همکاری و مصاحبه با شما معامله‌گران عزیز را دارد و قرار است از تجربه شما در این راه استفاده کنیم. در ادامه این مقاله، از تجارب یکی از دوستان شما که به تازگی کا مارجین شده است، استفاده کرده و سوالاتی را از ایشان پرسیده‌ایم. این اولین مقاله از مصاحبه‌های شما با موضوع کال مارجینی است. در قسمت نظرات سایت، به ما در بهبود و بالا بردن کیفیت این مقاله کمک کنید. اگر سوال خاصی را برای مصاحبه مناسب می‌دانید، در قسمت نظرات یادداشت کنید. باتشکر

سرمایه اولیه کم، عاملی برای کال مارجین شدن!؟

میزان سابقه شما در بازارهای مالی؟ (میزان تجربه در هر بازاری به تفکیک)

اگه بخوام در حالت کلی بگم، از زمان آشنایی من با بازارهای مالی تا الان شاید بیشتر از ۷ سال گذشته باشه ولی سابقه حضورم در بازار فارکس حدود ۴ تا ۵ سال است. در این بین مدتی هم در بازار بورس و ارزهای دیجیتال هم فعالیت کردم ولی هیچ وقت نتونستم با اونها ارتباط برقرار کنم. حدود ۶ ماه در بازار ارز دیجیتال و ۹ ماه در بازار بورس.

میزان بالانس حساب شما که کال‌مارجین شد، چقدر بود؟

اکثر حساب هایی که از دست دادم معمولا زیر ۵۰۰ دلار بالانس داشتند. فکر می کنم یکی از دلایل کال شدنم هم همین بود. چیزی که در این مدت متوجه شدم، اکثر افرادی با مبالغ بسیار کم وارد بازار می شوند در حالی که انتظار درصد بالایی سود را دارند. برای برآورده کردن این منظور تریدر چاره ای جز قمار کردن برای خودش نمی ذاره. سعی می کنم در ادامه بیشتر در این مورد توضیح بدم.

معامله در چه ابزار معاملاتی موجب کال‌مارجین شدن شما شد؟ (طلا-نفت-سهام-یک جفت ارز خاص و …)

یادم میاد چند معامله نفت انجام دادم. خیلی خوش شانس بودم که دو سه معامله اول من با سود بسته شد. این موجب طمع بیشتر من شد. یکی از حساب هامو سر معامله نفت از دست دادم. یک بار هم با معاملات مکرر و خلاف جهت روند روی جفت ازر GBPUSD حسابم کال شد. بقیه مواقعی که کال شدم روی انس طلا بود. یک بار هم روی جفت ارز BTCUSD کال شدم. به نظرم بروکرهای فارکس مکان خوبی برای ترید ارزهای دیجیتال نیست.

قبل از آخرین کال مارجین در معاملات طلا کال‌مارجینی، آیا تجربه کال‌مارجین شدن را داشته‌اید و چند بار؟

بله. متاسفانه چندین چند بار کال شدم. شاید تا به حال ۶ یا ۷ بار این اتفاق افتاده. اکثرا حساب هام بالانس پایین در حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ دلار داشتند. ولی یک بار حساب بالای ۱۲۰۰ دلار را به خاطر انس طلا از دست دارم. یادم میاد همه چی خوب پیش میرفت ولی در عرض یک ربع کل حساب از دست رفت و من ماه ها دچار افسردگی شدم. احساس عجز و ناتوانی داشتم و فکر می کردم من نمی تونم موفق بشم ولی از طرفی هی به خودم میگفتم تمام این پول هایی که از دست دادم هزینه تجربه ای بوده که بدست آوردم. نمی تونستم این تجربه با ارزش رو به همین راحتی رها کنم. سه چهار سالی که من درگیر یادگیری و تمرین و از دست دادن پول بودم، هزینه های زندگی رو همسرم اداره می کرد. از لحاظ روانی به شدت تو فشار بودم. این فشار به قدری بود که به آستانه خودکشی هم رفتم. در صورت لزوم در این مورد بیشتر توضیح میدم. یک حساب ۵۰۰۰ دلاری رو هم به خاطر BTCUSD از دست دادم.

قبل از کال‌مارجین شدن و زمانی که حساب شما در ضرر شدید قرار گرفته‌بود، اقدام به واریز نقدینگی و شارژ مجدد حساب کردید؟

شاید یکبار این کار را کرده باشم. ولی اغلب اوقات در اون حد پول نداشتم که بتونم حساب رو به اندازه کافی شارژ کرده باشم.

تعداد معاملات باز شما در لحظه کال‌مارجین شدن، چند عدد بود؟

اغلب بالای ۵ معامله باز داشتم. یکی دیگر از دلایل کال شدن من هم همین مورد بود. تعداد معاملات زیادی باز میکردم و از عهده مدیریت آن بر نمی آمدم. ولی الان نهایتا سه معامله در روز باز می کنم. با بستن یک معامله سراغ معامله بعد میرم. سعی می کنم بیشتر از دو معامله باز در لحظه نداشته باشم. اغلب تکلیف هر معامله رو در پایان همان روز مشخص می کنم و موقع استراحت معامله بازی ندارم. شاید این یک ایراد باشه ولی فکر می کنم این روش برای تیپ روحی من مناسبه.

آیا از روش مارتینگل (کم کردن میانگین) در زمان کال‌مارجینی استفاده کردید؟

بله. از روش مارتینگل استفاده می کردم ولی اسم استراتژی رو نمیدونستم. کم کردن میانگین ذهنیتی بود که از بازار بورس در من مونده بود. ولی خیلی وقته دیگه این کار رو نمی کنم. ترجیح میدم از معامله با ضرر منطقی خارج بشم ولی از مارتینگل استفاده نکنم.

استیتمنت معامله گر

استیمنت معامله‌گر

در ریز معاملات این معامله‌گر، یکی از نکاتی که به چشم می‌خورد، تعداد معاملات سود‌ده با میزان سود‌های زیر ۱۰ دلار، و ضرر‌های حتی بالای ۱۰۰ دلار که باعث شده حتی وین ریت (Win Rate درصد معاملات سودده به ضررده) معاملات این معامله‌گر از ۵۰ درصد هم بیشتر باشد!
نکته دیگر این استیمنت، رعایت حجم در تعداد زیادی از معاملات در یک دوره مشخص و عدم رعایت آن در چند معامله که از اتفاق همان معاملات موجب ضررهای سنگین این معامله‌گر شده است.

سیستم معاملاتی شما چیست؟ (کدام روش تکنیکال و یا ترکیبی از تکنیکال و فاندامنتال و …)

داستان سیستم معاملاتی من کمی جالبه. من قبل از اینکه روی سیستم معاملاتی و تحلیلی کار کنم متوجه مشکل در مدیریت ریسک و سرمایه شدم و توانستم یک استراتژی بسیار ساده برای خودم ایجاد کنم. با این کار با اینکه استراتژی خاصی نداشتم و صرفا از چند ابزار تکنیکال کلاسیک استفاده میکردم حسابم با سرعت کمی در حال رشد بود. من بعد از ایجاد سیستم مدیریت ریسک و سرمایه سراغ کتاب پرایس اکشن آقای لنس بگز رفتم و به جرات می تونم بگم ۴ بار این کتاب رو خوندم. (هنوز هم دوست دارم اونو بخونم چون حاوی نکات ریز بسیاری هست) و با این روش پرایس اکشن کار می کردم. الان در حال مطالعه و تمرین روی سیستم های RTM و ICT هستم. که البته ارتباط برقرار کردن با این دو برام سخته. مخصوصا بحث استاپ هانتینگ که در چهار چوب این سوال نیست.
بسیار علاقه مند بودم و هستم که تحلیل فاندامنتال رو یاد بگیرم ولی احساس می کنم نمیتونم با اصطلاحات اون ارتباط بگیرم و برام خیلی سخته یاد گرفتنش. سعی می کنم اخبار مهم روز و شدت اهمیت اخبار رو از کانال UTOFX بخونم. قصد دارم بعد از تکمیل استراتژی معاملاتی (تکنیکالی) سراغ فاندامنتال برم و در حد توانم مطالعه کنم.

معاملاتی که به وسیله آن کال مارجین شدید، با تحلیل خود گرفتید و یا سیگنالی از دیگر تحلیل‌گران؟ (توضیح دهید از میزان اعتماد خود به تحلیلی که منجر به کال‌مارجینی شد)

به جرات می تونم بگم تا بحال ۹۰ درصد معاملاتم رو خودم تحلیل کردم (حتی با غریزه و اشتباه) و سعی کردم از جایی سیگنال نگیرم. ولی خب بعضی وقت ها نتونستم جلو خودمو بگیرم و از سیگنالهای دیگران هم استفاده کردم. ولی ترجیح میدم تحلیل اشتباه خودم رو به اجرا در بیارم ولی از کسی سیگنال نگیرم. شاید کار خوبی نمی کنم ولی تا الان از این کارم پشیمان نشدم. با اینکه با تحلیل اشتباه کال مارجین شدم. مورد دیگه ای که دوست دارم بهش اشاره کنم این هست که همیشه با اندیکاتور ها مشکل داشتم و قبول اینکه اونا می تونن درست سیگنال بدن برام منطقی نبوده و نیست.

معاملاتی که به وسیله آن کال مارجین شدید، چقدر با معاملات قبلی شما همخوانی داشت؟ (معاملات قبلی شما نیز خطر کال مارجین شدن را داشت و یا اینکه با نظم خاصی معامله می‌کردید؟)

همخوانی ۱۰۰ درصدی داشت. همه تکرار اشتباهاتی بود که قبلا انجام میدادم و اصرارم به اینکه با یک حساب صد دلاری هم میشه میلیونر شد. در اون دوره معاملات من نظم خاصی نداشت. توجهی به روانشناسی نداشتم. مدیریت ریسک و سرمایه نداشتم. از همه مهمتر قبول SL برام بسیار سخت بود.

آیا ژورنال معاملاتی دارید و اقدام به ثبت مستمر معاملات خود می‌کنید؟

بله. مدتی هست که ژورنال مینویسم ولی متاسفانه این کار رو مرتب انجام نمیدم. یکی از ایرادات الان من همینه

آیا سیستم معاملاتی مشخص (سیستم تحلیلی و برنامه مدیریت سرمایه) دارید؟ در معاملات به آن عمل می‌کنید؟

بله. از مدیریت سرمایه استفاده می کنم و به شدت به آن مقید هستم و تحت هیچ شرایطی از آن خارج نمی شوم. ولی در مورد سیستم تحلیلی همچنان در حال تحقیق هستم و در حال تکمیل آن هستم. به زودی کار نوشتن اون رو تموم میکنم. هر روز چند دقیقه مدیتیشن می کنم. تا قبل از باز شدن بازار لندن بازار رو بررسی می کنم و یا سعی می کنم کارهای خارج از خونه رو انجام بدم. سعی می کنم موقع سشن لندن پشت سیستمم باشم.

در ادامه، فایل صوتی از این معامله‌گر می‌شنوید که حاوی نکات خوبی برای معامله‌گران خواهد بود:

مهم‌ترین عامل ضرر و کال‌مارجین شدن خود را چه می‌دانید؟

عدم شناخت درست از ماهیت مارکت/ نداشتن آمادگی روانی برای ترید/ تصور اشتباه از شغل معامله گری/ نداشتن برنامه مدیریت ریسک و سرمایه/ نداشتن حداقل مقدار سرمایه اولیه/عدم تسلط کافی به یک استراتژی معامله گری

در مورد لحظه‌ها و روز‌های بعد از کال‌مارجینی بگویید. (توقف در معاملات برای مدتی یا اقدام سریع به شارژ مجدد کال مارجین در معاملات طلا حساب و یا واکاوی دلایل ضرر و کال‌مارجینی و …)

همه چیز اول از یک خوش بینی احمقانه شروع شد. حاضر نبودم برا معاملاتم استاپ لاس بذارم. وقتی حساب می رفت تو ضرر همچنان امیدوار بودم که قیمت برگرده. ولی هیچوقت بر نمی گشت. تازه یک فکر احمقانه هم به افکار قبلی اضافه میشد که الان می تونم دوباره یک پوزیشن با سایز بیشتر باز کنم که بعد از اینکه قیمت برگشت سریع تر وارد سود بشم ولی باز هم برنمی گشت. اگه اسم هدجینگ به گوشم نخورده بود شاید زودتر کال می شدم و می تونستم شکست رو قبول کنم ولی یه چیز هایی از هدجینگ هم شنیده بودم و یک پوزیشن بزرگتر در خلاف جهت گرفتم. اینبار قیمت برگشته بود و ضرر و زیان من روی یک عددی فریز شده بود. مشکل این بود که من فقط هدجینگ رو تا اینجاش بلد بودم و نمیدونستم چطوری باید مدیریت کنم. به محض اینکه یکی از پوزیشن ها وارد سود میشد از ترس اینکه همین سود کم رو از دست بدم اونو می بستم و دوباره حساب وارد ضرر سنگین تر شد. حالا گیج و حیرون بودم. خشم و عصبانیت هم اضافه شده بود. بلاخره یک لحظه ای فرا میرسه که یا شکست رو قبول می کنم و تمام معاملات رو دستی می بندم و شاید چند دلاری ته حسابم مونده باشه و در اغلب مواقع تا آخرین لحظه می مونم تا بروکر تمام معاملات رو ببنده و بعد کار مارجین میشم.
بهت زده به مانیتور خیره شدم و توان حرکت ندارم. خسته ام ولی خوابم نمیبره. دنبال مقصر می گردم و مقصری پیدا نمی کنم. نمی تونم یقه کسی رو بگیرم. جواب خانمم رو چی بدم؟ من که این همه از رشادت ها و موفقیت هام براش گفتم برای اون هم دنیای خیالی ساختم. شاید این شروع یک دوره افسردگی باشه. این داستان رو میشه ادامه داد. من ساعت ها می تونم از حال بعد از کال شدم بگم… با یک استاپ لاس در ناحیه منطقی و رعایت میزان حجم معامله می تونست هیچ کدوم از این اتفاقات نیافته.

چه توصیه‌ای برای سایر معامله‌گران دارید؟

قرار نیست هر چیزی رو که من تجربه کردم دوستان و مخاطب های من هم تجربه کنند. باور کنید این داستان پر غصه و پر تکراره. باور کنید هزاران نفر این راه رو رفتن و همه هم تجربه هاشونو رایگان در اختیار بقیه گذاشتند ولی نمی دونم چرا همچنان فکر می کنیم ما با بقیه فرق داریم./ باور کنید هر خبری ارزش خوندن نداره. خوندن بعضی مطالب برای روان یک تریدر سمه. هر مطلبی رو نخونیم ، وارد هر کانال مدعی آموزش نشید و هر فیلم آموزشی رو نگاه نکنید. قبل از هر چیزی در مورد تیمی که در پشت اون کانال یا مجموعه هست تحقیق کنید. ترید کردن هم مثل باقی مشاغل هست و برای کسب مهارت باید تلاش و تمرین کرد. / تریدر شخص خوش باور و ساده لوحی نیست. به دنبال یک دید منطقی در بازار می گرده و خیال بافی نمیکنه. ترید راه یکشبه پولدار شدن نیست. تریدر برای موفقیت نیاز به دانش، صبر داره. تریدر قمارباز نیست.
با سرمایه منطقی وارد بازار بشین. با یک یا دو هزار دلار نهایتا میشه در حد حداقل های زندگی درآمد کسب کرد نه بیشتر. به نظر من با مبلغی کمتر از ۱۰۰۰۰ دلار نمیشه به درستی کار کرد و حساب رو مدیریت کرد.
من با کمک همسرم تونستم تا اینجا ادامه بدم. اگر شغل ایشون توان تامین نیازهای اولیه زندگی نداشت، من نمی تونستم تمام وقت روی یادگیری و کار تمرکز کنم. پس تا زمانی که از بابت حداقل های زندگی خیالتون راحت نشده معامله گر فول تایم نشید.
اول تمام بدهی ها و قرضاتونو بدین بعد اگر پولی موند باهاش ترید کنید. ترید ساده است ولی اصلا راحت نیست.

به نظر شما می‌توان به معامله‌گری به عنوان یک شغل به عنوان درآمد اول نگاه کرد؟

با در نظر گرفتن بعضی پارامترهایی که در بالا گفتم و بعد از کسب تجربه کافی میشه به ترید به عنوان یک شغل و درآمد اول نگاه کرد. امروزه برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک، به حداقل ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه نیاز داریم. معامله گری هم برای شروع حرفه ای نیاز به سرمایه کافی داره.

با تشکر از معامله‌گر عزیز بابت این مصاحبه و تشکر از شما، بابت مطالعه این مقاله. در بخش نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.

برای پیگیری اخبار روز و فوری فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرام UtoFX بپیوندید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.