مثال حمایت مورب


  • خط حمایتی:

    این خط مرکز توجه خریداران است. چرا که در این حالت قیمت به قدری کاهش یافته است که فرصتی مناسب را برای خرید در اختیار معامله گران می گذارد. در واقع پس از رسیدن کندل به این نقطه بازار حمایت خود را آغاز می کند و از ریزش بیشتر جلوگیری میکند.
  • خط مقاومتی

    غالبا فروشندگان از رسیدن بازار به این نقطه بهره میبرند. رسیدن کندل به این نقطه بدان معناست که بازار تا بالاترین سطح قیمتی بالا رفته است. اکنون نوبت فروشندگان است تا با فروش این سهم در برابر افزایش بیش از حد قیمت مقاومت کنند.

چگونه خط حمایت و سطح مقاومت را در نمودار فارکس تشخیص دهیم؟

بازار فارکس فرصت کسب سود فراوانی را در اختیار معامله گران قرار میدهد اگر خط حمایت و سطح مقاومت به خوبی مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. در این بازار معامله گران از نوسان قیمت ها سود می برند و با توجه به نوع تحلیلی که از بازار دارند اقدام به خرید و یا فروش می کنند. زمانی که بازار حالت ریزشی به خود می گیرد بدین معناست که کفه فروش سنگین تر از کفه خرید است. بالعکس زمانی که بازار حالت صعودی در پیش می گیرد کفه خرید سنگین تر فروش عمل می کند. در اینجاست که سطوح حمایت و مقاومت شکل می گیرد. به عبارت دیگر سطح حمایت و مقاومت می تواند به معامله گران کمک کند تا بینشی در مورد قدرت روند قیمت کسب کنند.

حمایت و مقاومت چیست؟

خط حمایت و مقاومت به زبان ساده محلی گفته می‌شود که قیمت روی آن واکنش نشان می‌دهد. مثلاً در خط حمایت، درواقع خطی ترسیم شده روی قیمتی است که چند بار بازار به آن واکنش نشان داده و در واقع از آن عدد حمایت کرده و نگذاشته که پایین‌تر از آن بیاید. در باره خط مقاومت هم همین تعریف صدق می‌کند. به محلی که قیمت در آن مقاومت کرده و از آن بالاتر نرفته است.

“حمایت” و “مقاومت” اصطلاحات بیان کننده دو سطح مربوط به نمودار قیمت است که دامنه حرکت بازار را محدود می کند. سطح حمایت جایی است که معمولا روند نزولی قیمت متوقف می شود و قیمت پس از آن در یک روند صعودی قرار می گیرد. در حالی که سطح مقاومت جایی است که قیمت ها به طور معمول افزایش می یابد اما توسط این سطح متوقف شده و به سمت پایین حرکت می کند. این سطوح با نام عرضه و تقاضا وجود دارند. اگر خریداران بیشتری نسبت به فروشندگان وجود داشته باشند ، قیمت می تواند افزایش یابد و اگر فروشندگان بیشتری نسبت به خریداران وجود داشته باشد ، قیمت رو به کاهش است.

بیشتر بدانید: تحلیل تکنیکال چیست؟ (آموزش تکنیکال فارکس)

هر چه قیمت ها به این سطوح نزدیکتر شوند احتمال رسیدن به این سطح در پیش بینی حرکات آینده قیمت قابل اطمینان تر است. اغلب اتفاق می افتد که این دو تبدیل به سطح روانی برای معامله گران می شوند چرا که قیمت پس از رسیدن به این سطح انگیزه خرید یا فروش را در معامله گران بیشتر می کند. اگر قیمت سطوح حمایت یا مقاومت را لمس کند یا شکسته باشد اما پس از مدت زمان بسیار کوتاهی مجددا به روند پیشین باز گردد، اصطلاحا فقط این سطح را آزمایش نموده است. اما اگر قیمت پس از شکستن سطح برای مدت زمان طولانی تری باقی بماند، تا زمانی که سطح حمایت یا مقاومت جدیدی برقرار نشود، روند ادامه خواهد یافت.

⚠️ به یاد داشته باشید در حالیکه سطح حمایت و مقاومت بیانگر محدوده ای از قیمت هستند، خطوط حمایت و مقاومت (Support & Resistance Line) به صورت دقیق تر و جزئی تر به بیان و توضیح این مطلب می پردازند.

Supportresistance

تعیین سطح حمایت و مقاومت در محیط تریدینگ ویو

خط حمایت و مقاومت چطور به وجود می‌آید

خط حمایت و مقاومت زمانی به وجود می‌آید که فروشندگان یا خریداران با قدرت وارد بازار می‌شوند. فرض کنید قیمت دلار در حال پایین آمدن است. اما به یک قیمت که می‌رسد ناگهان متوقف می‌شود و به سمت بالا چرخش می‌کند. حالا فرض کنید در یک محدوده قیمتی چند بار زمانی که قیمت به آن برسد همین‌طور مقاومت کند و اصطلاحاً خریداران اجازه ندهند که قیمت پایین‌تر از آن برود. این‌گونه است که خط حمایت و مقاومت به وجود می‌آید. برخی از تحلیلگران معتقد هستند که هرچه تعداد برخوردهای یک خط بیشتر باشد در نتیجه آن خط معتبرتر است. هرچند که برخی دیگر هم عقیده دارند بعد از چند بار برخورد قیمت به یک محدوده قیمتی امکان فشار و شکستن آن بیشتر می‌شود. در کل نوع ترید کردن با خط حمایت و مقاومت بسیار متفاوت و خاص‌تر است بنابراین یک قاعده ندارد که بتوانید به راحتی از آن پیروی کنید.

تشخیص سطوح حمایت و مقاومت

اما حمایت و مقاومت همیشه دقیقاً روی یک قیمت اتفاق نمی‌افتد. بلکه ممکنه است محدوده یک قیمت با چند پیپ اختلاف باشد. به این محدوده که معمولاً تحلیل گران تکنیکال با یک باکس آن را مشخص می‌کنند سطح حمایت و مقاومت می‌گویند. در واقع سطح حمایت و مقاومت نیز برداشت درست‌تری است زیرا فشار خریداران و فروشندگان در یک قیمت آن‌قدر بالاست که شاید گروه پیروز نتواند دقیقاً از آن قیمت محافظت کند اما می‌تواند با چند پیپ اختلاف حمله گروه مقابل را دفع کند. بنابراین همیشه معامله گران حرفه‌ای توصیه می‌کنند که استفاده از یک خط برای حمایت و مقاومت غلط است بلکه باید یک سطح قیمتی را برای حمایت و مقاومت در نظر گرفت.
برای فهم بهتر خط حمایت و سطح مقاومت ابتدا باید سطوح حمایتی و مقاومتی را شناسایی کنیم. چند روش برای شناسایی سطح پشتیبانی و مقاومت وجود دارد که به شما در انتخاب بهترین زمان و نقطه ورود به بازار کمک خواهد کرد. برای شناسایی سطح حمایت و مقاومت ، معامله گران می توانند به موارد زیر توجه کنند:

  1. داده های مربوط به قیمت های گذشته
    معتبرترین منبع برای شناسای ی سطح حمایت و مقاومت، قیمتهایی است که در طول دوره های پیشین به وجود آمده است که آنها را برای تجار بسیار ارزشمند می کند. نکته اصلی این است که با استفاده از این قیمت ها (گاهی اوقات در نتیجه فعالیت های اخیر شکل می گیرد) می توانید با الگوهای گذشته آشنا شوید. بنابراین اگر دوباره ظاهر شوند می توانید آنها را تشخیص دهید. با این حال ، لازم به یادآوری است که الگوهای گذشته ممکن است تحت شرایط مختلفی شکل گرفته باشند وهمیشه به تنهایی یک شاخص قابل اعتماد نیستند.
  2. سطح حمایت و مقاومت پیشین
    می توانید از سطح حمایت یا مقاومت برجسته قبلی به عنوان نشانه هایی برای ورود و خروج احتمالی و همچنین اندیکاتورهای حرکت آینده قیمتی استفاده کنید. توجه به این نکته مهم است که عمدتا سطح حمایت و مقاومت به ندرت دارای ارقام دقیق هستند. امکان اینکه که یک بازار پس از سپری شدن مدت زمانی مجددا به قیمتی که در گذشته داشته بازگردد غیر محتمل است. بنابراین به نظر می رسد اگر آنها را به عنوان مناطق حمایت یا مقاومت در نظر بگیریم بسیار کاربردی تر خواهد بود.
  3. اندیکاتورهای تکنیکال
    اندیکاتورهای تکنیکال یا خط روند می توانند سطوح حمایت یا مقاومت پویا را ایجاد کنند که با پیشرفت نمودار حرکت می کنند. سطح حمایت و مقاومت در بازارهای مختلف اغلب برعوامل مختلفی نیز استوار است. توانایی تشخیص اینکه چه سطوحی بر قیمت بازار تأثیر می گذارد ممکن است زمان بر باشد. به همین دلیل، آموزش شناسایی سطح حمایت یا مقاومت با استفاده از نمودارهای قیمت های گذشته بسیار حائز اهمیت است.

نحوه ترید کردن با خط حمایت و مقاومت

برای پیدا کردن صحیح خطوط حمایت و مقاومت باید مدتی را به تمرین به پردازید. اما زمانی که مطمئن شدید که این سطوح و خطوط را درست تشخصی می‌دهد باید بدانید که چطور با آن ترید کنید. برخی از معامله گران فقط با همین سطوح قیمتی به معامله می‌پردازند و کل استراتژی آن‌ها بر اس اساس است. اما برخی دیگر نیز از خطوط حمایت و مقاومت به عنوان یک تأییدیه یا محلی برای ورود و خروج از معامله خود استفاده می‌کنند. هیچ کس نمی‌تواند بگوید که خطوط حمایت یا مقاومت واقعاً عمل می‌کنند یا خیر، یا اینکه تا چه میزان می‌توان به آنها تکیه کرد. اما به عنوان یک ابزار کمکی در تحلیل تکنیکال می‌توانید از خطوط حمایت و مقاومت برای گرفته تاییدیه‌های اضافی استراتژی خود استفاده کنید.

خط حمایت و مقاومت چیست؟

  • خط حمایتی:

    این خط مرکز توجه خریداران است. چرا که در این حالت قیمت به قدری کاهش یافته است که فرصتی مناسب را برای خرید در اختیار معامله گران می گذارد. در واقع پس از رسیدن کندل به این نقطه بازار حمایت خود را آغاز می کند و از ریزش بیشتر جلوگیری میکند.
  • خط مقاومتی

    غالبا فروشندگان از رسیدن بازار به این نقطه بهره میبرند. رسیدن کندل به این نقطه بدان معناست که بازار تا بالاترین سطح قیمتی بالا رفته است. اکنون نوبت فروشندگان است تا با فروش این سهم در برابر افزایش بیش از حد قیمت مقاومت کنند.

نحوه ترسیم خطوط حمایت و مقاومت

برای ترسیم خطوط حمایت و مقاومت بر روی نمودار ابتدا باید آنها را با استفاده از یکی از روش های زیر پیدا کنید:

  • سقف و کف قیمت
  • سطح حمایت و مقاومت در تایم فریم گذشته
  • میانگین متحرک
  • خطوط روند
  • برای ایجاد مقاومت خطوط حمایت و مقاومت ، می توانید این روش ها را ترکیب کنید.

? در ادامه به توضیح مفصل هر یک از روش ها برای ترسیم خط حمایت و مقاومت می پردازیم:

سقف و کف قیمتی
برای ترسیم خطوط با استفاده از سقف و کف قیمتی:
1. ابتدا بازه زمانی خود را انتخاب کنید.
2. بالاترین سطح قیمتی را در نمودار مشخص کنید.
3. همین کار را با کمترین سطح انجام دهید.
4. هر سقف و کف قیمتی را علامت گذاری کنید.
اگر روند نزولی وجود داشته باشد، از اتصال کف قیمتی به کف قیمتی دیگر یک خط حمایتی شکل میگیرد. برعکس، اگر روند صعودی وجود داشته باشد، از اتصال کف قیمتی به کف قیمتی بالاترر خط مقاومتی شکل میگیرد.

سقف و کف قیمتی در نمودار

ترسیم خطوط با استفاده از سقف و و کف قیمتی در نمودار EURUSD

uptrend

ترسیم خط مقاومتی بر اساس بالاترین کف های قیمتی در نمودار EURUSD

Dawntrend

ترسیم خط حمایتی بر اساس پایین ترین کف های قیمتی در نمودار EURUSD

استفاده از تایم فریم های قبلی

اگر از سطوح حمایت و مقاومت مربوط به یک بازه زمانی قبلی استفاده می کنید، بازه زمانی کوتاه به طور مثال 15 دقیقه انتخاب کنید. سپس، سطوح قبلی را از فریم های زمانی یک ساعته و چهار ساعته روی قاب 15 دقیقه ای ترسیم کنید. اگر سطوح مربوط به بازه های زمانی طولانی مشابه یا برابر با سطح بازه زمانی کوتاه تر باشد، می توان سطوح حمایت و مقاومت را درست و محکم در نظر گرفت.

شاخص میانگین متحرک

شاخص میانگین متحرک روش دیگری برای شناسایی سطوح حمایت و مقاومت و ترسیم آنها روی نمودار است. برای انجام این کار می توانید با فعال کردن نشانگر، یک خط مورب از بالاترین سطح به پایین ترین سطح رسم کنید تا ببینید روند به کدام سمت حرکت می کند. در صورتی که خط روند رو به بالا حرکت کند، این میانگین متحرک به عنوان سطح حمایت عمل می کند و بالعکس. این خط، حمایت یا مقاومت پویا نامیده می شود زیرا سطح به طور مداوم در حال تغییر است.

خط روند

در صورت استفاده از خط روند، باید حداقل سه سطح قبل از ترسیم خطوط وجود داشته باشد تا یک خط روند قابل استفاده باشد. هنگامی که خط روند را روی نمودار خود ترسیم کردید، خط روند صعودی شما سطح حمایت خواهد بود. در حالی که خط نزولی، سطح مقاومت خواهد بود. همانند سطح حمایت و مقاومت میانگین متحرک، این سطح نیز پویا است.

نکته: برای ترسیم خطوط حمایت و مقاومت راه های ساده تری نیز وجود دارد، شما به راحتی میتوانید با استفاده از ابزارهایی با سرعت بیشتری نقاط حمایت و مقاومت را مشخص کنید. یکی از بهترین ابزارها، اندیکاتور فیبوناچی می باشد.

اندیکاتور حمایت و مقاومت

مسئله اندیکاتور و اکسپرت در فارکس به حدی گسترش یافته است که برای هر چیزی می‌توانید یک اندیکاتور پیدا کنید. اگر شما نمی‌توانید به خوبی خطوط حمایت یا مقاومت را تشخیص دهید می‌توانید برای این‌کار از اندیکاتورها استفاده کنید. با یک سرچ ساده در سایت متاتریدر می‌توانید انواع مختلفی از اندیکاتور‌ها را پیدا کرده و روی متاتریدر خود نصب کنید. این اندیکاتورها دارای تنظیمات خاصی نیز هستند مثلاً می‌توانید آلارمی را در آنها فعال کنید تا به محض برخورد قیمت به خط حمایت یا مقاومت به شما آلارم دهد. یا می‌توانید مشخص کنید که حداقل چند برخورد را به عنوان یک خط معتبر حمایت یا مقاومت به شما نشان دهد.

حمایت و مقاومت روندی

اما حمایت و مقاومت در دو نوع وجود دارد. حمایت و مقاومت روندی و حمایت و مقاومت افقی. فرض کنید که ترند در یک جفت ارز بسیار شدید است و کاملاً با چشم مشخص است که آن جفت ارز در حال صعود یا نزول است. به اصلاحاتی که ارز در زمان بالا رفتن انجام می‌دهد یک مقاومت می‌کند و دوباره مسیر خود را طی می‌کند. نموداری شبیه به پله می‌سازد. که این حمایت و مقاومت را از نوع روندی می‌نامند. معمولاً در حمایت و مقاومت روندی تعداد برخوردها زیاد نیست و مثلاً در یک مسیر صعودی خیلی زود مقاومت شکسته و به حمایت برای بالاتر رفتن قیمت تبدیل می‌شود. این وضعیت در زمان نزول هم وجود دارد و خطوط مقاومتی سریعاً می‌شکنند و به خطوط مقاومتی برای پایین‌تر راندن قیمت تبدیل می‌شوند.

حمایت و مقاومت افقی

آسان‌ترین خطوط حمایت و مقاومت همان حمایت و مقاومت افقی است. چیزی که به راحتی با چشم قابل رویت است. چارت را باز کنید، با چشم نگاه کنید، کجا دره‌هایی می‌بینید که قیمت سریع به آنها واکنش نشان داده و بالا رفته. همان‌جا یک خط بی اندازید. تبریک میگوییم. شما یک خط حمایت را پیدا کرده‌اید. این یک حمایت افقی است. مقاومت افقی هم همین گونه است و شما در سقف‌های قیمتی باید به دنبال پیدا کردن آنها باشید که کار سختی نیز نیست.

تبدیل خط حمایت به مقاومت یا برعکس

یکی از نکات مهم خطوط حمایت و مقاومت، تبدیل شدن آنها به یکدیگر است. بگذارید کمی توضیح دهیم بعد این موضوع را با یک عکس برایتان شفاف می‌کنیم. فرض کنید که یک خط یا سطح حمایتی وجود دارد که قیمت از بالا چند بار به آن برخورد کرده و حمایت کنندگان نگذاشتند که قیمت پایین‌تر برود. اما در نهایت seller ها پیروز این نبرد می‌شود و قیمت را پایین‌تر از آن سطح می‌برد. حالا buyer ها از پایین هرچقدر که سعی می‌کنند که دوباره به بالای آن سطح برگردند نمی‌توانند و عملاً ان خط حمایت به یک خط مقاومت در برابر بالا رفتن قیمت تبدیل شده است. این روند را روند تبدیل حمایت به مقاومت می‌گویند که هر زمان برعکس این موضوع نیز اتفاق بی‌افتد، می‌گویند که مقاومت به حمایت تبدیل شده است. این مسئله البته دارای جزئیات فراوان بیشتری است که بسته به استراتژی، نوع نگاه به بازار و دیدگاه شما می‌تواند تأییدیه‌های بیشتری داشته باشد.

شکست حمایت و مقاومت

همان‌طور که در بالاتر گفتیم هر خط حمایت یا مقاومتی می‌تواند بشکند و کاملاً برعکس عمل کند. اما هر عبوری از قیمت حمایت یا مقاومت به معنای شکست آن نیست. متخصصان تحلیل تکنیکال می‌گویند که باید یک شکست کامل رخ دهد. یعنی حتماً تثبیت قیمت مثال حمایت مورب در بالای خط مقاومت یا پایین خط حمایت را بتوانید ببینید. این تثبیت زمانی است که قیمت پس از حداقل دوبار سعی کردن نتواند نقطه را بشکند و به سطح قبلی برگردد. البته نظر کارشناسان تحلیل تکنیکال بسیار متفاوت از یکدیگر است. مثلاً برخی اعتقاد دارند که حتماً باید 2 کندل در تایم فریم‌های بالاتر نیز بسته شود تا بتوانیم بگوییم که حتماً خط حمایت یا مقاومت شکسته شده است.

نتیجه گیری

برای پیش بینی آینده قیمت، روش های متفاوتی در بازار فارکس وجود دارد که میتوان با بهره گیری از آن ها میزان ضرر و زیان را کاهش داد. در این میان برتری سطوح مقاومت و حمایت آن است که برای ترسیم آن ها می توان از الگوها و اندیکاتورهای متفاوتی بهره گرفت. فقط در استفاده از این روش باید به این نکته توجه داشت که برای به دست آوردن سطوح حمایت و مقاومت قوی و قابل اطمینان لازم است دو یا چند روشی که در بالا مورد بحث قرار گرفت با یکدیگر ترکیب شوند.

سوالات متداول

چگونه خطوط حمایت به مقاومتی و بالعکس تبدیل می شوند؟

اینگونه تغییر جهت بیشتر جنبه روانشناسی دارد. بدین ترتیب که در تبدیل خط حمایتی به مقاومتی، پس از رسیدن قیمت به سطح حمایتی معامله گران شروع به خرید می کنند. در صورتی که این سطح حمایتی در اثر نوسانات بازار شکسته شده و قیمت به سطوح پایین تر حرکت کند، معامله گرانی که سهام را خریداری کرده اند دچار ضرر و زیان می شوند. اگر به دلیل نوسانات مجدد بازار قیمت مجددا شروع به رشد کند، معامله گران برای اینکه ضرر خود را به حداقل برسانند اقدام به فروش سهام می کنند. در این حالت مجددا قیمت شروع به ریزش می کند که در نتیجه این تغییر، خط حمایت پیشین تبدیل به خط مقاومتی می شود.

۱۰ الگوی نموداری که هر معامله‌گر باید بداند

الگوهای نمودار یک جنبه جدایی‌ناپذیر از تحلیل تکنیکال هستند، اما قبل از این که بتوان به طور موثر از آن‌ها استفاده کرد، باید به آنها عادت کرد. برای کمک به شما در درک آن‌ها، در اینجا ۱۰ الگوی نموداری که هر معامله‌گر باید بداند آورده شده‌است. ​

یک الگوی نموداری، شکلی در یک نمودار قیمت است که براساس آنچه در گذشته رخ داده است، به ما کمک می‌کند تا نشان دهیم که قیمت‌ها در آینده چه خواهند کرد. الگوهای نمودار پایه و اساس تجزیه و تحلیل تکنیکال هستند و به یک معامله‌گر نیاز دارند که دقیقا بداند به چه چیزی نگاه می‌کنند و به دنبال چه چیزی هستند. ​

هیچ‌ الگویی بهترین الگو در نمودار نیست، زیرا همه آن‌ها برای برجسته کردن رونده‌ های مختلف در بازارهای متنوع استفاده می‌شوند. اغلب، الگوهای در نمودار شمعی استفاده می‌شوند، که دیدن قیمت قبلی بازار را کمی آسان‌تر می‌کند. ​

برخی الگوها برای بازار های بی‌ثبات مناسب‌تر هستند، در حالی که برخی دیگر نامناسب‌تر هستند. برخی الگوها در بازار صعودی بهتر استفاده می‌شوند و برخی دیگر زمانی که بازار نزولی است بهتر استفاده می‌شوند. ​با این حال، مهم است که بهترین الگوی نمودار را برای بازار خاص خود بدانید، چون استفاده از الگوی نادرست و یا ندانستن این که کدام یک از آن‌ها استفاده کنید ممکن است باعث شود که شما فرصت کسب سود کردن را از دست بدهید. ​

قبل از پرداختن به پیچیدگی‌های الگوهای نمودار مختلف، مهم است که به طور خلاصه سطوح حمایت و مقاومت را توضیح دهیم. حمایت به سطحی اشاره دارد که در آن قیمت دارایی‌ها کاهش می‌یابد و دوباره بالا می‌رود. مقاومت جایی است که قیمت معمولا بالا رفتن و پایین آمدن را متوقف می‌کند. ​

دلیل ظهور سطوح حمایت و مقاومت به دلیل تعادل بین خریداران و فروشندگان یا تقاضا و عرضه است. زمانی که خریداران بیشتری نسبت به فروشندگان در یک بازار وجود داشته باشند (‏یا تقاضا بیشتر از عرضه باشد)‏، قیمت افزایش می‌یابد. وقتی فروشندگان بیشتر از خریداران باشند (‏عرضه بیشتر از تقاضا)‏، قیمت معمولا کاهش می‌یابد. ​

به عنوان مثال، قیمت یک دارایی ممکن است در حال افزایش باشد زیرا تقاضا از عرضه خارج شده‌است. با این حال، قیمت در نهایت به حداکثر ممکن خواهد رسید که خریداران مایل به پرداخت آن هستند، و تقاضا در آن سطح قیمت کاهش خواهد یافت. در این مرحله، خریداران ممکن است تصمیم بگیرند که موقعیت خود را ببندند. ​

این امر باعث ایجاد مقاومت می‌شود، و با نزدیک شدن خریداران بیشتر و بیشتر به موقعیت خود، قیمت به سمت سطحی از حمایت سقوط می‌کند، زیرا عرضه شروع به خارج شدن از تقاضا می‌کند. هنگامی که قیمت دارایی‌ها به اندازه کافی کاهش یابد، خریداران ممکن است به بازار بازگردند زیرا قیمت در حال حاضر قابل‌قبول تر است و سطحی از حمایت ایجاد می‌کند که در آن عرضه و تقاضا شروع به برابر شدن می‌کنند. ​

اگر افزایش خرید ادامه یابد، قیمت را به سمت سطحی از مقاومت سوق خواهد داد چون تقاضا نسبت به عرضه شروع به افزایش می‌کند. هنگامی که قیمت از طریق یک سطح مقاومت عبور کند، ممکن است به یک سطح حمایت تبدیل شود. ​

انواع الگوهای نموداری

​الگوهای نموداری به طور گسترده در سه دسته جای می‌گیرند: الگوهای ادامه دهنده، الگوهای معکوس و الگوهای دوجانبه. ​

  • یک الگوی ادامه دهنده نشان می‌دهد که یک روند در حال پیشرفت ادامه خواهد یافت.
  • ​الگوهای نموداری معکوس نشان می‌دهند که یک روند ممکن است در حال تغییر جهت باشد.
  • ​الگوهای نمودار دو جانبه به معامله گران اجازه می‌دهد تا بدانند که قیمت می‌تواند به هر دو جهت حرکت کند که نشان می‌دهد بازار بی‌ثبات است

برای همه این الگوها، شما می‌توانید معامله های CFD باز کنید دلیل آن این است که CFD ها به شما این امکان را می‌دهند که موقعیت فروش و یا خرید باز کنید به این معنی که سقوط یا صعود بازار را پیش‌بینی کنید. ​ شما ممکن است مایل باشید که در طول برگشت نزولی و یا ادامه آن معامله‌ی فروش باز کنید، یا در طول برگشت صعودی و یا ادامه آن معامله‌ی خرید باز کنید، در این صورت شما بر اساس الگو ها بازار را تحلیل کرده‌اید. ​

مهم‌ترین چیزی که هنگام استفاده از الگوهای نمودار به عنوان بخشی از تجزیه و تحلیل تکنیکال شما باید به خاطر داشته باشید این است که آن‌ها تضمینی نیستند که یک بازار در جهت پیش‌بینی حرکت کند آن‌ها صرفا نشانه‌ای از این هستند که چه اتفاقی ممکن است برای قیمت دارایی‌ها بیفتد. ​

سر و شانه ها

سر و شانه‌ها یک الگوی نموداری است که در آن یک قله بزرگ دارای یک قله کوچک در هر دو طرف آن است. معامله‌گران به الگوهای سر و شانه برای پیش‌بینی برگشت صعودی یا نزولی نگاه می‌کنند. ​

به طور معمول، قله اول و سوم کوچک‌تر از قله دوم خواهد بود، اما همه آن‌ها به همان سطح حمایتی برمی گردند، در غیر این صورت به عنوان خط گردن شناخته می‌شوند. هنگامی که قله سوم به سطح حمایت تنزل پیدا کند، احتمال دارد که به یک روند نزولی تبدیل شود. ​

Head and shoulders

Head and shoulders

دو قله

دو قله الگوی دیگری است که معامله‌گران از آن برای برجسته کردن روند معکوس استفاده می‌کنند. به طور معمول، قیمت یک دارایی، قبل از بازگشت به سطح حمایتی، یک قله را تجربه خواهد کرد. سپس قبل از اینکه برای همیشه در برابر روند قوی معکوس شود دوباره بالا خواهد رفت . ​

Double top

دو دره

الگوی نمودار دو دره نشان‌دهنده یک دوره فروش است، که باعث می‌شود قیمت دارایی‌ها به زیر سطح حمایتی کاهش یابد. سپس به سطحی از مقاومت می‌رسد، قبل از اینکه دوباره سقوط کند. در نهایت، این روند معکوس خواهد شد و با صعودی شدن بازار حرکت رو به بالا را آغاز خواهد کرد. ​

کف دو گانه یک الگوی صعودی معکوس است، زیرا پایان یک روند نزولی و یک تغییر به سمت روند صعودی را نشان می‌دهد. ​

Double bottom

کف گرد

الگوی نموداری کف گرد می‌تواند نشان‌دهنده ادامه یا برگشت باشد. به عنوان مثال، در طول روند صعودی قیمت دارایی‌ها ممکن است کمی قبل از افزایش دوباره کاهش یابد. این به صورت صعودی ادامه خواهد یافت. ​

مثالی از بازگشت کف گرد در زیر نشان‌داده شده‌است:

اگر قیمت یک دارایی، در یک روند رو به پایین و یک کف گرد قبل از روند معکوس شکل گرفت و وارد یک روند صعودی شد. ​

Rounding bottom Rounding bottom

معامله‌گران به دنبال سرمایه‌گذاری بر روی این الگو با خرید نیمی از کف، در نقطه پایین، و سرمایه‌گذاری بر روی ادامه آن پس از شکستن سطح مقاومت هستند. ​

الگوی فنجان و دسته

یک الگوی ادامه‌ِ دهنده‌ی صعودی است که برای نشان دادن بازار نزولی قبل از اینکه روند کلی در نهایت در یک حرکت صعودی ادامه یابد، استفاده می‌شود. فنجان شبیه به یک الگوی نمودار کف گرد به نظر می‌رسد، و دسته شبیه به یک الگوی لبه است که در بخش بعدی توضیح داده می‌شود. ​

به دنبال کف گرد، قیمت یک دارایی به احتمال زیاد وارد یک تغییر موقت خواهد شد، که به عنوان دسته شناخته می‌شود زیرا این تصحیح به دو خط موازی در نمودار قیمت محدود می‌شود. این دارایی در نهایت از دسته خارج خواهد شد و با روند صعودی کلی ادامه خواهد یافت. ​

Cup and handle

لبه‌ها به عنوان یک دارایی حرکت قیمت بین دو خط روند شیب‌دار باریک می‌شود. دو نوع لبه وجود دارد: صعودی و نزولی. ​

یک لبه رو به بالا با یک خط روند بین دو خط مورب رو به بالا از تکیه‌گاه و مقاومت نشان داده می‌شود. در این مورد خط حمایتی از خط مقاومت شیب تندتری را دارا است. این الگو به طور کلی نشان می‌دهد که قیمت یک دارایی در نهایت به طور دائمی کاهش می‌یابد زمانی که از طریق سطح حمایتی شکسته شود. ​

Downtrend wedge

یک لبه نزولی بین دو سطح با شیب رو به پایین رخ می‌دهد. در این مورد خط مقاومتی تندتر از حمایتی است. همان طور که در مثال زیر نشان‌داده شده‌است، یک لبه در حال سقوط معمولا نشان‌دهنده افزایش قیمت دارایی‌ها و شکستن سطح مقاومتی است. ​

Uptrend wedge

هم لبه‌های در حال صعود و هم لبه‌های در حال نزول، الگوهای معکوس هستند و لبه‌های در حال بالا آمدن نشان‌دهنده یک بازار نزولی هستند و لبه‌های در حال پایین آمدن، نمونه بارز یک بازار صعودی هستند. ​

پرچم سه‌گوش

الگوهای پرچم های سه‌گوش، پس از اینکه یک دارایی یک دوره حرکت رو به بالا را تجربه کردند، و سپس یک تثبیت، ایجاد می‌شوند. به طور کلی، افزایش قابل‌توجهی در طول مراحل اولیه روند، قبل از ورود به یک سری حرکات کوچک‌تر رو به بالا و رو به پایین وجود خواهد داشت. ​

پرچم های سه‌گوش می‌توانند صعودی یا نزولی باشند و می‌توانند نشان‌دهنده ادامه و یا برگشت باشند. ​

Pennant

نمودار بالا مثالی از ادامه روند صعودی است. در این رابطه، لوازم جانبی می‌توانند شکلی از الگوی دو جهته باشند، زیرا آن‌ها یا پیوستگی و یا برگشت را نشان می‌دهند. ​

در حالی که یک پرچم سه‌گوش ممکن است شبیه به یک الگوی لبه یا یک الگوی مثلثی باشد که در بخش‌های بعدی توضیح داده می‌شود، مهم است توجه داشته باشید که گوشه‌ها باریک‌تر از پرچم ها یا مثلث‌ها هستند. همچنین لبه‌ها با پرچم‌ها تفاوت دارند چون یک لبه همیشه صعودی یا نزولی است، در حالی که یک پرچم همیشه افقی است. ​

مثلث صعودی

مثلث صعودی یک الگوی ادامه‌ دهنده صعودی است که نشان‌دهنده ادامه روند صعودی است. مثلث‌های صعودی را می توان با قرار دادن یک خط افقی در امتداد ارتفاعات نوسان و سپس کشیدن یک خط روند صعودی در امتداد سطح نوسان، حمایت، بر روی نمودارها رسم کرد. ​

Ascending triangle

مثلث‌های صعودی اغلب دو یا چند راس قله یک‌سان دارند که امکان ترسیم خط افقی را فراهم می‌کنند. خط روند نشان‌دهنده روند صعودی کلی الگو است، در حالی که خط افقی نشان‌دهنده سطح تاریخی مقاومت برای آن دارایی خاص است. ​

مثلث نزولی

در مقابل، یک مثلث نزولی نشان‌دهنده ادامه‌ی روند نزولی است. به طور معمول، یک معامله‌گر در طول یک مثلث نزولی احتمالا با CFD ها در تلاش برای سود بردن از یک بازار در حال سقوط، یک معامله‌ی فروش را مثال حمایت مورب باز خواهد کرد.

Descending triangle

مثلث‌های نزولی به طور کلی پایین‌تر می‌روند و خط حمایتی را می‌شکنند زیرا آن‌ها نشان‌دهنده بازاری هستند که فروشندگان بر آن تسلط دارند، به این معنی که قله‌های پایین‌تر احتمالا شایع هستند و بعید است که معکوس شوند. ​

مثلث‌های نزولی را می توان از یک خط افقی حمایت و یک خط با شیب رو به پایین مقاومت شناسایی کرد. در نهایت، این روند حمایتی را از بین خواهد رفت و روند نزولی ادامه خواهد یافت. ​

مثلث متقارن

الگوی مثلث متقارن بسته به بازار می‌تواند صعودی یا نزولی باشد. در هر دو مورد، به طور معمول یک الگوی تداوم است، که به این معنی است که بازار معمولا پس از شکل‌گیری الگو در همان جهت روند کلی ادامه خواهد یافت. ​

مثلث‌های متقارن زمانی شکل می‌گیرند که قیمت با مجموعه‌ای از قله‌های پایین‌تر و فرورفتگی‌های بالاتر همگرا شود. در مثال زیر، روند کلی نزولی است، اما مثلث متقارن به ما نشان می‌دهد که یک دوره کوتاه معکوس رو به بالا وجود داشته‌است. ​

Symmetrical triangle

با این حال، اگر هیچ روند روشنی قبل از فرم‌های الگوی مثلثی وجود نداشته باشد، بازار می‌تواند در هر دو جهت شکست بخورد. این امر مثلث‌ها را به یک الگوی دو طرفه تبدیل می‌کند به این معنی که آن‌ها به بهترین شکل در بازارهای متغیر استفاده می‌شوند که هیچ نشانه روشنی از اینکه قیمت دارایی‌ها ممکن است حرکت کند وجود ندارد. مثالی از یک مثلث متقارن دو طرفه را می توان در زیر مشاهده کرد. ​

Symmetrical triangle 2

خلاصه الگوهای نموداری

تمام الگوهای توضیح داده‌شده در این مقاله، شاخص‌های تکنیکال مفیدی هستند که می‌توانند به شما کمک کنند تا درک کنید که قیمت یک دارایی چگونه و چرا به روشی خاص حرکت می‌کند و ممکن است در آینده به چه روشی حرکت کند. این به این دلیل است که الگوهای نمودار قادر به برجسته کردن نواحی حمایت و مقاومت هستند، که می‌تواند به یک معامله‌گر کمک کند تا تصمیم بگیرد که آیا باید یک موقعیت خرید یا فروش را باز کند؛

طریقه رسم صحیح خطوط روند (Trend lines)

آموزش خط روند

طریقه رسم صحیح خطوط روند در یافتن مسیر احتمالی بازار کمک زیادی می کند. خطوط روند در پیدا کردن سطوح حمایت (support)‌ و مقاومت (resistance) بسیار مفید و پرکاربرد هستند. اما سوال اینجاست که چطور می توان به بهترین نحو این خطوط را ترسیم کرد؟

در این مقاله در مورد شناخت خطوط روند و ترسیم آنها صحبت می کنیم. همچنین ترفندهای موثری در ترسیم بهینه ی این خطوط را مورد بحث قرار خواهیم داد که برای پیش بینی نقاط برگشتی پیش روی نمودار قیمت بسیار تاثیرگذار خواهد بود. با مطالعه این مقاله آموزشی با طریقه رسم صحیح خطوط روند و ترند لاین ها بطور کامل آشنا خواهید شد.

تعریف خطوط روند:

همانطور که از نامش پیداست، خطوط روند خطوطی هستند که در تحلیل تکنیکال همسو با یک روند صعودی یا نزولی به عنوان حمایت یا مقاومت ترسیم می شوند. این خطوط به ما در پیدا کردن پتانسیل عرضه و تقاضایی که باعث حرکت قیمت به سمت صعود یا نزول می شود، کمک می کنند.

حال به یک خط روند که در نمودار زیر در جهت صعودی رسم شده دقت کنید:

ملاحظه کنید که چطور در نمودار روزانه GBPUSD‌ بالا، نمودار قیمت چندین بار خط روند ترسیم شده را به عنوان خط حمایت لمس کرده است. بنابراین این خط روند سطح مناسبی به عنوان فرصت خرید برای معامله گران فراهم میکند.

حالا به خط روند زیر که در یک روند نزولی ترسیم شده دقت کنید:

مانند نمودار صعودی GBPUSD‌که در تصویر اول مشاهده کردید، خط روند نزولی بالا در AUDNZD در چند نقطه نمودار قیمت را لمس کرده است. تنها اختلاف این است که در نمودار بالا خط روند نزولی به عنوان خط مقاومت عمل کرده و فرصتهای فروش برای فروشندگان ایجاد کرده است.

چطور می توان خطوط روند را به درستی ترسیم کرد؟

حالا که مفهوم خطوط روند را متوجه شدیم، روش ترسیم این خطوط را بررسی می کنیم.

اولین چیزی که در خصوص خطوط روند باید بدانیم این است که حداقل دو نقطه برای ترسیم آنها مورد نیاز است. به محض مشاهده دومین نقطه چرخش قیمت (swing high or swing low) میتوان خط روند را ترسیم کرد.

در زیر مثالی از ترسیم خط روند صعودی بوسیله دو نقطه چرخش قیمت را ملاحظه می کنید:

در نمودار قیمت بالا دو نقطه اصلی مشاهده کردیم و خط روند را بوسیله آنها ترسیم کردیم. به محض ترسیم خط روند می توان به دنبال فرصت معاملاتی در جهت خط روند بود.

در زیر مشاهده می کنید که در ادامه روند صعودی در نمودار هفتگی بالا، ‌چند هفته بعد یک پین بار با این خط روند تماس داشته ولی بالای این خط بسته شده که این به منزله ی تایید این خط روند به عنوان یک سطح حمایتی و فرصتی برای ورود خریداران می باشد.

سه نکته کلیدی برای ترسیم خطوط روند موثر:

در ترسیم خطوط روند ۳ نکته بسیار مهم وجود دارد:

-خطوط ترند در تایم فریمهای بالاتر اعتبار بیشتری دارند. پس باید ترسیم خطوط روند را از تایم فریمهای بالاتر شروع کنیم.

-بیشتر خطوط روندی که با آنها برخورد می کنیم ممکن است در مسیر خود با سایه ی بالا یا پایین کندلها برخورد کرده باشند. اما مساله مهم این است که خط روند در طول مسیر نباید از داخل بدنه هیچ کندلی عبور کرده باشد.

-هیچ وقت تلاش نکیند تا به زور خط روند را در نمودار قیمت جا دهید. چون اگر در ترسیم خطوط روند قوانین ترسیم را رعایت نکنید، آن خط روند معتبر نخواهد بود و بهتر است از آن در تحلیلهای خود استفاده نکنید.

حال بیایید هر یک از موارد بالا را دقیق تر بررسی کنیم:

۱-استفاده از تایم فریمهای بالاتر برای ترسیم خطوط روند:

یکی از دلایل اصلی که ترسیم خطوط روند در تایم فریمهای بالا مانند روزانه، هفتگی و ماهانه اعتبار بالاتری دارند این است که محدوده زمانی بیشتری را پوشش می دهند. پس در اینجا به یک اصل مهم می رسیم: هر چه یک خط روند در طول مدت زمان بیشتری توسط نمودار قیمت شکسته نشده باشد، این خط روند از اهمیت بالاتری برخوردار خواهد بود.

به عنوان مثال یک خط روندی که در طول مدت ۲ سال شکسته نشده باشد اهمیت بالاتری از خط روندی دارد که در بازه زمانی دو هفته تشکیل شده است.

نمودار زیر مثالی از یک خط روند در تایم فریم روزانه می باشد:

در چارت روزانه GBPCHF در بالا، بعد از دومین حرکت چرخشی قیمت (swing low) امکان ترسیم خط روند فراهم شده است. دقت کنید که نمودار چطور یک پین بار صعودی (bullish pin bar) در سومین نقطه تماس قیمت با خط روند تشکیل داده است. این یک مثال واضح از فرصت خریدی است که معامله گران در زمان حمایت قیمت توسط خط روند بدست می آورند.

استفاده دیگر خطوط روند در تایم فریمهای بالا مانند هفتگی و ماهانه می تواند برای بدست آوردن اهداف قیمت باشد.

در زیر مثالی از استفاده خط روند برای تعیین حد سود در تایم فریم هفتگی CADCHF آورده شده است:

نمودار بالا نمونه ای از خط روند هفتگی می باشد که برای مشخص کردن قیمت هدف مورد استفاده قرار گرفته است. نمودار روزانه ی همین جفت ارز در روند صعودی قرار داشته است، بنابراین خط روند هفتگی می تواند در تحلیل برای بدست آوردن هدف قیمت موثر باشد.

۲-برخورد خطوط روند با کندلها:

یکی از سوالاتی که در ترسیم خطوط روند پیش می آید این است که آیا خط روند لزوما باید از نقاط سایه بالا و پایین کندلها ترسیم شود یا از قیمت باز و بسته شدن کندلها؟ جواب این است که بستگی به خط روند مربوطه دارد و در شرایط مختلف متفاوت است.

به ندرت می توان خط روندی یافت که دقیقا از برخورد نقاط بالا و پایین سایه ی کندلها ترسیم شده باشد. همچنین به ندرت یافت می شود خط روندهایی که دقیقا از نقاط باز و بسته شدن کندلها عبور کرده باشد.

به مثال زیر در این خصوص توجه کنید:

دقت کنید که خط روند بالا دقیقا از بالاترین نقاط کندلها و یا دقیقا از نقطه باز و بسته شدن کندلها عبور نکرده است. این بدین معنی نیست که این خط روند بی اعتبار است. نکته مهم این است که خط روند با بدنه هیچ یک از کندلها تماس نداشته است، به عبارت دیگر هیچ یک از کندلها در نمودار هفتگی بالا در بالای خط روند بسته نشده است.

بنابراین نکته کلیدی این است که خط روند بیشترین تماس را با نمودار قیمت داشته باشد بدون برخورد با بدنه ی کندلها در طول مسیر. اگر یک خط روند از میان بدنه ی یک کندل عبور کند احتمالا این خط روند نامعتبر می باشد.

۳-هرگز سعی در به زور جا دادن خط روند در یک نموار قیمت نکنید:

در حقیقت این مورد یکی از خطاهایی است که معامله گران مرتکب می شوند و زمانی اتفاق می افتد که معامله گر متقاعد شده که یک سطح حمایت و مقاومت وجود دارد و تلاش می کند تا آن را در قالب یک خط روند ترسیم کند. پس باید دقت داشت که بهترین خطوط روند آنهاییست که به وضوح قابل مشاهده هستند.

چگونگی استفاده از خطوط روند برای تشخیص نقاطی که در آنها پتانسیل برگشت قیمت وجود دارد:

حال به شما نشان می دهیم که چگونه از خطوط روند میتوان برای بررسی قدرت یک روند و همچنین شناسایی نقاطی که پتانسیل برگشت قیمت را دارند استفاده کرد.

تا اینجا متوجه شدیم که چطور می توان به کمک خطوط روند، محدوده هایی که پتانسیل خرید و فروش دارند را شناسایی کرد. اما این کار فقط زمانی میسر است که خط روند شکسته نشده باشد. پس در زمانی که خط روند توسط نمودار قیمت شکسته می شود چه باید کرد؟

شکسته شدن خط روند فرصتی برای ورود به معامله در زمان برگشت قیمت از روند قبلی ایجاد خواهد کرد. در زیر مثالی از شکسته شدن خط روند حمایتی و تست مجدد آن به عنوان مقاومت آورده شده است:

ملاحظه می کنید که در نمودار روزانه بالا روی جفت ارز GBPCHF، خط روند ترسیم شده برای مدتی به عنوان خط حمایت عمل کرده است. اما به محض شکسته شدن این خط حمایت، قیمت برگشته و آن را به عنوان خط مقاومت جدید تست کرده است و این تست، ‌فرصت خوبی برای فروش این جفت ارز ایجاد کرده است.

نکته مهم در استفاده از خطوط روند به این نحو این است که هر چه خط روند واضح تر ترسیم شود و نقاط تماس بیشتری (حداقل ۳ نقطه تماس) با نمودار قیمت داشته باشد،‌ این استراتژی بهتر عمل می کند.

در زیر مثالی از این استراتژی برای تشخیص روند برگشتی صعودی (bullish reversal)‌ آورده شده است:

در نمودار بالا ملاحظه می کنید که بعد از شکسته شدن خط روند مقاومتی، بازار برگشته و خط روند را به عنوان خط حمایت تست کرده است و یک پین بار صعودی (bullish pin bar)‌ تشکیل شده است که فرصت مناسبی برای ورود به معامله خرید ایجاد کرده است.

سخن آخر:

امیدواریم که این مقاله برای درک بهتر خطوط روند و موارد استفاده آنها در بازار فارکس مفید واقع شده باشد. در زیر نکات مهم را مرور می کنیم:

-خطوط روند به عنوان خطوط مورب حمایتی یا مقاومتی هستند.

-خطوط روند به معامله گران برای پیدا کردن فرصتهای خرید و فروش کمک می کنند.

-خطوط روند در تایم فریمهای بالاتر اعتبار بیشتری دارند.

-خطوط روندی معتبر هستند که از بدنه کندلها عبور نکرده باشند و فقط از سایه بالا یا پایین آنها عبور کنند.

-هرگز سعی نکنید که خطوط روند را در یک روند قیمتی به زور جا دهید. بهترین خطوط روند آنهایی هستند که به وضوح قابل مشاهده هستند.

-شکسته شدن و تست مجدد خط روندی که در سه نقطه یا بیشتر با نمودار قیمت تماس داشته، اغلب نشان از برگشت قیمت است و می تواند فرصتی برای خرید و یا فروش ایجاد کند.

تحلیل فیبوناچی چیست؟ آشنایی و معرفی نسبت های فیبوناچی

تحلیل فیبوناچی

قبل از اینکه راجب چیستی تحلیل فیبوناچی صحبت کنیم بهتر است اول به این سوال پاسخ دهیم که “فیبوناچی کیست؟” لئوناردو پیسانو یا لئوناردو فیبوناچی یکی از معروف ترین ریاضی دانان قرون وسطی بوده که کتاب Liber Abaci (کتاب محاسبات) را در سال ۱۲۰۲ پس از میلاد به نگارش در آورده است. او در این کتاب در مورد مطالب مختلفی از قبیل نحوه تبدیل ارزها به یکدیگر، اندازه گیری های تجاری، محاسبه سود و بهره، و تعدادی از معادلات ریاضی و هندسی سخن گفته است. با این حال دو مورد از این مباحث بیش از سایر آنها در دنیای امروز مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله با ارزمارکت همراه باشید.

مورد اول در بخش های ابتدایی کتاب وی نگارش شده که در مورد مزیت های استفاده از سیستم اعداد عربی است. در آن زمان تاثیر امپراطوری از بین رفته روم همچنان زیاد بود و اکثر شهروندان اروپایی ترجیح می دادند که از اعداد رومی استفاده کنند. اما فیبوناچی در این کتاب مباحثی قدرتمند، موثر و قابل درک در مورد استفاده سیستم اعداد عربی ارائه داد. از آن زمان تا به حال این سیستم اعداد جایگاه محکمی در اروپا پیدا کرد و به سرعت در تمام دنیا گسترش یافت. این سیستم آنقدر قدرتمند بود که امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

بخش دوم این کتاب که امروزه همچنان مورد استفاده قرار می گیرد در مورد دنباله فیبوناچی است. دنباله فیبوناچی به مجموعه ای از اعداد گفته می شود که هر عدد این مجموعه برابر است با مجموع دو عدد پیش از خودش.

دنباله فیبوناچی :

همانطور که می بینید باید از دو عدد بنیادین ۰ و ۱ استفاده کنیم. سپس ۰ را با ۱ جمع می کنیم تا عدد بعدی این توالی را به دست آوریم که برابر می شود با ۱. سپس این عدد را با عدد پیشین جمع می کنیم تا عدد بعدی توالی را حساب کنیم. اگر این روند را ادامه دهیم الگوی زیر را مشاهده خواهیم نمود:

۱+۱=۲;
۱+۲=۳;
۲+۳=۵;
۳+۵=۸;
۵+۸=۱۳;
۸+۱۳=۲۱;
۱۳+۲۱=۳۴;
۲۱+۳۴=۵۵;
. . .

دنباله فیبوناچی در مبحث امروز ما اهمیت بالایی دارد، زیرا ما برای محاسبه نسبت فیبوناچی به این اعداد نیاز داریم. بدون دنباله فیبوناچی نسبت فیبوناچی هم وجود نخواهد داشت.

تحلیل فیبوناچی چیست

نسبت فیبوناچی چگونه ایجاد می شود؟

با پیدایش اینترنت اطلاعات نادرست زیادی در مورد مقادیر سازنده نسبت فیبوناچی در آن پخش شد. افزایش تحلیل فیبوناچی، به ویژه در حوزه تجارت، سبب ایجاد تعاریف نادرستی در این مورد شد. حال با هم می بینیم که نسبت فیبوناچی چیست، چگونه ایجاد می شود، و چند مثال از مواردی که نسبت فیبوناچی نیستند را هم به شما نشان خواهیم داد.

نسبت های فیبوناچی

ریاضیات به کار رفته در پشت نسبت های فیبوناچی نسبتا ساده هستند. تنها کاری که باید کرد این است که اعداد دنباله فیبوناچی را برگرفته و یک الگوی تقسیم را بر آنان اعمال کنیم. برای مثال یکی از اعداد دنباله را انتخاب کنید و آن را به عدد بعدی تقسیم کنید.

۰ ÷ ۱ = ۰
۱ ÷ ۱ = ۱
۱ ÷ ۲ = ۰.۵
۲ ÷ ۳ = ۰.۶۷
۳ ÷ ۵ = ۰.۶
۵ ÷ ۸ = ۰.۶۲۵
۸ ÷ ۱۳ = ۰.۶۱۵
۱۳ ÷ ۲۱ = ۰.۶۱۹
۲۱ ÷ ۳۴ = ۰.۶۱۸
۳۴ ÷ ۵۵ = ۰.۶۱۸
۵۵ ÷ ۸۹ = ۰.۶۱۸

الگوی شکل گرفته را مشاهده می کنید؟ با تقسیم ۲۱ بر ۳۴ و ادامه ی این دنباله به همین شکل شما تا ابد عدد ۰.۶۱۸ را به دست خواهید آورد.

این کار را می توان با سایر اعداد دنباله نیز انجام داد. برای مثال با انتخاب یک عدد در دنباله و تقسیم آن بر عدد پیشین یک الگوی مشابه دیگر خواهیم دید.

۱ ÷ ۰ = ۰
۱ ÷ ۱ = ۱
۲ ÷ ۱ = ۲
۳ ÷ ۲ = ۱.۵ مثال حمایت مورب
۵ ÷ ۳ = ۱.۶۷
۸ ÷ ۵ = ۱.۶
۱۳ ÷ ۸ = ۱.۶۲۵
۲۱ ÷ ۱۳ = ۱.۶۱۵
۳۴ ÷ ۲۱ = ۱.۶۱۹
۵۵ ÷ ۳۴ = ۱.۶۱۸
۸۹ ÷ ۵۵ = ۱.۶۱۸
۱۴۴ ÷ ۸۹ = ۱.۶۱۸

در اینجا می بینید که الگویی دیگر از این اعداد به وجود آمده است. حالا ۱.۶۱۸ به دست می آید که از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه به آن نسبت طلایی، عدد طلایی، یا نسبت الهی می گویند که می توان چندین صفحه در مورد این مقدار توضیح داد.

در ادامه مثال هایی می بینید که با انتخاب اعداد فیبوناچی و تقسیم آنها بر الگویی از سایر اعداد این دنباله شکل گرفته اند.

سطوح بازگشت فیبوناچی

۳ دلیل استفاده از فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

  • یافتن سطوح حمایت و مقاومت
  • تعیین حد ضرر
  • پیدا کردن روند نزولی و صعودی قیمت

موارد استفاده فیبوناچی در بازار بورس

حالا که با مفهوم کلی اعداد فیبوناچی و موارد استفاده آن آشنا شدید، قصد داریم به اهمیتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال بپردازیم. در واقع شما عزیزان می توانید از سری فیبوناچی و نسبت ‌های آن در بازار بورس و به منظور پیش ‌بینی روند قیمتی سهم استفاده نمایید. شایان ذکر است که تحلیلگران بعد از بررسی نمودارهای قیمت سهام و روند آن ‌ها، به وجود ارتباط میان نسبت ‌های فیبوناچی و نمودارها پی بردند.

نسبت‌ های فیبوناچی را می ‌توان با نقاط حائز اهمیت در روندها مطابقت داد و به سطوح مقاومت و حمایت دسترسی پیدا کرد و در ادامه هم می توان به وسیله این سطوح، نقاط ورود و خروج به یک سهم را پیدا کرد و از آن ها برای شناسایی بهترین زمان خرید و یا فروش یک سهم استفاده کرد. البته این را هم در نظر داشته باشید که در طول زمان ابزارهای فیبوناچی بسیاری برای تحلیل نمودارها و نقاط بازگشت معرفی شده اند که بیانگر محدوده ‌های حمایت و مقاومت می باشند و با شیوه های مختلفی ترسیم می شوند.

این سطوح بازگشتی، مثل حمایت و مقاومت‌ های پیشین که تنها قیمتی خاص را نقطه حساس می دانست، نیستند و قادرند در کنار قیمتی خاص، یک منحنی روی نمودار، خطی مورب یا زمان خاصی را به ‌عنوان نقاط حساس حمایت و مقاومت تعریف نمایند که واقعا بی نظیر و پرکاربرد است. فیبوناچی اصلاحی، فیبوناچی خارجی، فیبوناچی انبساطی، فیبوناچی پروژکشن، فیبوناچی اکسپنشن و … از مواردی به حساب می آید که از طریق آن ‌ها می ‌توان روند آتی قیمت سهم را پیش بینی کرد.

دلیل محبوبیت تحلیل فیبوناچی در معاملات

  • سطوح فیبوناچی نقاط مرجع ملموسی را ایجاد می کند، پس در صورت استفاده صحیح، از انتزاعی شدن موضوع جلوگیری خواهد کرد.
  • سطوح گسترش و اصلاحی فیبوناچی، سطوح نامرئی حمایت و مقاومت به شمار می روند.
  • سطوح فیبوناچی اعداد هندسی اند، پس سطوح گسترش و اصلاحی پس از رسم چشم ‌نواز به نظر خواهند آمد.

مهم ترین سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

  • ۱۶۱٫۸ درصد
  • ۶۱٫۸ درصد
  • ۳۸٫۲ درصد

فرق بین سطوح گسترش و اصلاحی فیبوناچی

سطوح اصلاحی فیبوناچی، نشان دهنده سطوح کمتر از ۱۰۰ درصد یک موج قیمتی اند و این در حالی است که سطوح گسترش، سطوح بالاتر از ۱۰۰ درصد را هم برای ما به نمایش در خواهند آورد. سطوح فیبوناچی تحت عنوان سطوح حمایتی و مقاومتی قابلیت استفاده خواهند داشت، از این سطوح تحت عنوان ابزاری به منظور تعیین هدف قیمتی نیز می توان استفاده نمود.

شیوه استفاده از سطوح اصلاحی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

وقتی که سهامی روند قوی را در یک جهت داشته باشد، بر این باوریم که پولبک آن به میزان یکی از درصدهای سطوح اصلاحی فیبوناچی است (۷۶٫۴، ۶۱٫۸، ۳۸٫۲، و ۲۳٫۶). بعضی مدل ها ۵۰ درصد را نیز اعمال می کنند. برای مثال، چنانچه سهمی از ۱۰۰۰ تومان به ۱۱۰۰ تومان برسد، انتظار خواهد رفت که پولبک آن حدود ۲۳ تومان، ۳۸ تومان، ۵۰ تومان، ۶۲ سنت، یا ۷۶ تومان باشد.

جالب است بدانید که در اوایل یا اواخر روند ها، وقتی که قیمت هنوز در حال افزایش یا کاهش است، این احتمال وجود دارد که اصلاح‌ هایی با درصد بالاتر هم دیده شود. به عنوان مثال وقتی دو روند نزولی بین ۶۱٫۸ درصد و ۳۸٫۲ درصد وجود داشته باشد، این نمونه ‌ای از اصلاح فیبوناچی است. طبق این فرضیه، این شیوه و دنبال کردن این دنباله شرایطی معمول برای روند سهام به حساب می آید.

چنانچه استراتژی معاملاتی روزانه شما سیگنالی برای فروش در آن منطقه قیمت در نظر می گیرد، سطح فیبوناچی به تایید این سیگنال کمک شایانی خواهد داشت. سطوح فیبوناچی همین طور سطوح قیمتی را در جاهایی که باید برای تشخیص فرصت‌ های معاملاتی کاملا هوشیار باشید، برای شما به تصویر خواهند کشید. گفتنی است که در واقع استفاده از ابزار اصلاح فیبوناچی یک فرایند ذهنی است و این امکان وجود دارد که دو فرد به شیوه ‌ای مختلف آن را تعبیر نمایند.

می توان گفت که چندین و چند نوسان قیمت در طول یک روز معاملاتی در دسترس است، پس تمامی افراد ۲ نقطه یکسان را به یکدیگر متصل نخواهند کرد. دو نقطه ‌ای که شما وصل می کنید، امکان دارد آن ۲ نقطه ‌ای که دیگران متصل می ‌کنند، نباشد. به منظور جبران این موضوع، سطوح اصلاحی را روی تمام موج ‌های برجسته قیمت رسم نمایید و در ادامه ببینید کجای نمودار چندین خط فیبوناچی روی هم قرار می گیرد، امکان دارد این منطقه یک منطقه قیمتی با اهمیت محسوب شود.

کار با ماتریس در متلب (عملیات های ماتریسی در Matlab)

اگر تا به حال سعی کرده اید با ماتریس های بزرگ کار کنید ، می دانید که چقدر خسته کننده هستند. ما میتوانیم از متلب استفاده کنیم تا این کار ساده تر شود.

عملیات های ماتریسی در متلب

نوشتن ماتریس در متلب

پس از فشار دادن ENTER پاسخ زیر را مشاهده میکنیم:

پیدا کردن اندازه ماتریس

اندازه یک ماتریس تعداد ردیف ها و ستون های آن است. برای یافتن اندازه ماتریس ، از کد زیر استفاده کنید

توجه داشته باشید A در اینجا ماتریسی است که در مرحله قبل ایجاد کردیم.

در اینجا اندازه آن :

یعنی A دارای 3 ردیف و 3 ستون است.

بیایید یک مثال دیگر را امتحان کنیم.

پاسخ زیر را خواهیم دید:

جمع ماتریس در متلب

برای اضافه کردن دو ماتریس A و B ، باید اندازه (A) یکسان با اندازه (B) باشد.

بنابراین ، بیایید یک Matrix C جدید با همان اندازه A ایجاد کنیم.

اکنون می توانیم A و C را با استفاده از کد زیر اضافه کنیم

ماتریس را به عناصر آن تقسیم کنید

برای تقسیم دو عنصر ماتریس به عنصر از موارد زیر استفاده کنید.

به یاد داشته باشید هر دو ماتریس باید اندازه یکسانی داشته باشند.

وارونه یک ماتریس را پیدا کنید

وارونه یک ماتریس را پیدا کنید

برای پیدا کردن عکس یک ماتریس ، از کد زیر استفاده کنید:

تعیین کننده یک ماتریس را پیدا کنید

برای یافتن تعیین کننده یک Matrix در Matlab ، از کد زیر استفاده کنید

یک ماتریس با عناصر تصادفی تعریف کنید

برای ایجاد یک ماتریس با عنصر Random در Matlab از کد زیر استفاده کنید

جایی که (3،2) اندازه ماتریس است.

مورب ماتریس را پیدا کنید

DIAG به دسترسی مورب ماتریس ها در Matlab کمک می کند.

برای پیدا کردن مورب اصلی A ، ما از کد زیر استفاده خواهیم کرد.

برای پیدا کردن اولین کاربرد مورب فوقانی

برای پیدا کردن اولین کاربرد مورب پایین تر

در اینجا نحوه خواندن مورب های ماتریس توسط Matlab آورده شده است

عملیات matlab-matrix

انتقال یک ماتریس را محاسبه کنید

برای پیدا کردن ترانزیشن یک ماتریس ، از موارد زیر استفاده کنید

در اینجا انتقال A است

یک عنصر را در یک ماتریس استخراج کنید

شما می توانید به صورت جداگانه به عنصر یک ماتریس یا یک بردار کامل دسترسی پیدا کنید.

بیایید ماتریس زیر را در نظر بگیریم

در صورت نیاز به دسترسی به ردیف اول Matrix ، از کد زیر استفاده می کنم

برای دسترسی به عنصر ستون اول ردیف دوم ، از موارد زیر استفاده می کنم.

موارد زیر به عنصر دسترسی به ستون سوم کمک می کند

ضرب ماتریس در متلب

برای ضرب A در B در Matlab ، از کد زیر استفاده کنید

2 ماتریس را عنصر به عنصر ضرب کنید

برای ضرب یک عنصر ماتریس در عنصر ، به یاد داشته باشید اندازه دو ماتریس باید یکسان باشد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.