انتظارات سرمایه گذاران


P/E و کاربرد آن در بازار سرمایه | تحلیل سهام به وسیله P/E

نسبت price to earning) P/E) یکی از اصطلاحات پرکاربرد در بازار سرمایه است. بیشترین کاربرد P/E در ارزشگذاری سهام شرکتها می‌باشد. تحلیلگران در معاملات خود علاوه بر سایر متغیرهای تحلیلی از این نسبت نیز استفاده می‌کنند. در واقع نسبت P/E یک سهم از معیارهای مهم تصمیم‌گیری در معاملات سهام محسوب می‌شود.

P/E چیست؟

P/E از جمله نسبتهای مالی مهم است. این نسبت حاصل تقسیم قیمت یک سهم (P= price) بر سود (EPS) آن می‌باشد. منظور از EPS، سود سهام شرکت پس از کسر مالیات است. با محاسبه این نسبت، می‌توان مدت زمان بازگشت سرمایه را بدست آورد. به تعبیری، انتظارات سرمایه‌گذاران از بازدهی دارایی خود در آینده را نشان می‌دهد. به این معنا که سرمایه ‌ذار برای هر یک ریال سود دریافتی خود در آینده، حاضر به پرداخت چند ریال است.

با محاسبه P/E یک سهم می‌توان تعداد سال برگشت اصل سرمایه را بدست آورد. برای درک این موضوع به مثال زیر توجه کنید:
فرض کنید شما سهام شرکتی را به مبلغ 3000 تومان خریده‌اید. مطابق با EPS سهام مورد نظر، سالانه 20% معادل 600 تومان سود به سهام شما تعلق می‌گیرد. مبلغ پرداخت شده برای خرید هر سهم را بر سود اختصاص یافته در هر سال تقسیم نمایید. حاصل، تعداد سالی است که زمان می‌برد تا اصل پول به شما برگردد.

5 = 600 ÷ 3000

سود سهم ÷ قیمت سهام = P/E

بنابراین، پنج سال طول می‌کشد تا 3000 تومانی که سرمایه‌گذاری کرده‌اید، دو برابر شود. چنانچه EPS یا سود سهام تغییر کند، P/E آن سهم نیز تغییر خواهد کرد. شرکتها بطور معمول، سرمایه گذاران را نسبت به اطلاعات جدید EPS آگاه کرده و مقدار P/E را بروز می‌کنند.

انواع P/E

معمولاً P/E در تاریخ‌هایی که شرکتها اطلاعات مربوط به EPS خود را افشاء می‌کنند، محاسبه می‌شود. P/E با توجه به نوع EPS به سه دسته دنباله‌دار، میانگین و برآوردی تقسیم می‌شود. در ادامه، هریک را به شما معرفی خواهیم کرد.

دنباله دار

این نوع، رایج‌ترین روش محاسبه نسبت P/E می‌باشد. از تقسیم قیمت روز سهم بر EPS تحقق یافته دوازده ماه گذشته (TTM) سهم بدست می‌آید. نسبت بدست آمده در این روش از داده های گزارش شده واقعی بدست می آید. این نوع P بر E که با آخرین EPS شرکتها محاسبه می‌شود را P بر E دنباله‌دار می‌گویند. P/E دنباله‌دار در واقع، نسبت قیمت به سود سهم در حال حاضر می‌باشد.

میانگین

از تقسیم قیمت روز سهم بر میانگین سود تحقق یافته شش ماه گذشته و سود پیش‌بینی شده شش ماه آینده سهم، P/E میانگین بدست می‌آید. تحلیلگر با در نظر گرفتن این نسبت، می‌تواند از تحلیل گذشته و آینده سهم استفاده می‌کند.

برآوردی(پیشتاز،پیشرو)

اگر برای محاسبه P/E از EPS برآوردی استفاده شود، P/E برآوردی یا پیشتاز بدست خواهد آمد. این نوع EPS بیانگر سودآوری سهام شرکت در سال آینده می‌باشد. به انتظارات سرمایه گذاران بیان دیگر در محاسبات خود از سودی که برای سال آینده شرکت برآورد می‌شود، استفاده می‌نماییم. در محاسبه این نسبت عواملی ازجمله رشد سود (EPS) شرکتها، نرخ بهره بانکی، تورم و مواردی از این قبیل در نظر گرفته می‌شود. با جمع‌آوری اطلاعات درباره ی نحوه عملکرد بازار، عملکرد شرکت در سال آینده پیش‌بینی می‌شود. این نسبت برای ارزشگذاری شرکت مورد استفاده قرار می‌گیرد. تحلیلگران نیز اغلب از این نوع نسبت در تحلیلهای خود استفاده می‌نمایند از این رو به آن P به E تحلیلی نیز گفته می‌شود.

معایب P/E برآوردی:

این نسبت مشکلاتی نیز دارد. به عنوان مثال، ممکن است شرکتها بطور عمد سود را کمتر تخمین بزنند تا بتوانند در زمان اعلام سود سه ماهه بعدی، P/E را کم کنند. همچنین امکان دارد شرکتها مقدار سود خود را بیشتر بیان کنند و سپس آن ‌را در اعلامیه بعدی سود، تعدیل کنند. تخمینهای تحلیلگران خارج از شرکت نیز ممکن است با تخمینهای شرکت متفاوت بوده و باعث ایجاد سردرگمی شوند.در حقیقت در P/E دنباله‌دار ما از گزارشات واقعی استفاده می‌کنیم؛ اما این نسبت متکی بر حدس و پیش‌بینی تحلیلگران از وضعیت آینده سهام می‌باشد.

P/E دنباله‌دار P/E میانگین P/E برآوردی
قیمت ÷ EPS تحقق یافته دوازده ماه گذشته (TTM) قیمت ÷ سود تحقق یافته شش ماه گذشته و سود پیش‌بینی شده شش ماه آینده قیمت ÷ EPS برآوردی

P/E منفی چیست؟

در تابلو معاملاتی سایت TSETMC گاهی شاهد این هستیم که P/E برخی نمادها منفی است. منفی بودن این نسبت در یک نماد به معنای زیان ده بودن سهام آن شرکت می‌باشد. این نسبت منفی، با منفی شدن سود سهام حاصل می‌شود. عدد P/E منفی به این معنی است که اگر شرکت همین روند را ادامه دهد، سالهایی برابر با عدد P بر E زمان می برد تا سرمایه‌های آن بطور کلی نابود شود و به صفر برسد. با توجه به این تعریف، انتظار می‌رود، سهامداران از شرکتهای دارای P/E منفی فاصله بگیرند؛ برخلاف انتظار تا به حال شاهد این قضیه بوده‌ایم که سرمایه‌گذاران به سراغ سهام شرکتهایی با این ویژگی رفته و سود مطلوبی نیز کسب کرده‌اند.

تصویر فوق مربوط به نماد «سمایه» در تابلو معاملات است. همانگونه که قابل مشاهده می‌باشد، نسبت P/E این سهم 0.42 - می‌باشد. سهامداران در ازای هر سهم این شرکت 18,387 ریال متضرر شده‌اند.

کاربرد p/e منفی شرکتها در تحلیل تکنیکال

ممکن است سرمایه‌گذاران بدون توجه به تحلیل بنیادی و P/E منفی سهم به جهت آن که سهم از لحاظ تکنیکال، روند صعودی در پیش دارد آن را خریداری نمایند.

کاربرد p/e منفی شرکتها در تحلیل بنیادی

گاهی نیز ممکن است سرمایه‌گذاران با در نظر گرفتن اتفاقاتی که در شرکت رخ می دهد، سهام آن را علیرغم زیان ده بودن، خریداری نمایند. علت سرمایه‌گذاری آنان روی سهمی با P/E منفی، پیش‌بینی سودآوری بالا در آینده است. طبق داده‌های تحلیلی، آن سهم در آینده به سودآوری مطلوب خواهد رسید و از زیان خارج می‌شود.

گاهی نیز خبر افزایش سرمایه یک سهم با وجود P/E منفی، موجب می‌شود، سرمایه‌گذاران اقدام به خرید آن نمایند.

P/E گروه چیست؟

هر نماد زیرمجموعه گروه خاصی از نمادها است. به عنوان مثال، نماد «سمایه» زیرمجموعه گروه بانکها و مؤسسات اعتباری می‌باشد. از میانگین P بر E زیرمجموعه‌های یک گروه، P بر E آن گروه حاصل می‌شود. P/E نمادهای هم گروه با یکدیگر قابل مقایسه هستند؛ اما نمی‌توان این نسبت را برای دو نماد از دو گروه مختلف با یکدیگر مقایسه نمود. از مقایسه P/E دو نماد هم گروهی، می‌توان در معاملات بهره برد. به مثال زیر توجه کنید:

P بر E نماد A حدوداً عدد 50 است؛ حال اگر نماد B در همین گروه P بر E بسیار بالاتری داشته باشد، به چند شکل می‌توان این مقایسه را تعبیر کرد:

  1. قیمت آن نماد حباب دارد.
  2. به دلیل طرحهایی که دارد، انتظار بازار از آن خیلی بالا رفته است.
  3. به زودی قیمت کاهش چشمگیری می‌یابد.
  4. سودآوری شرکت (که همان EPS است) بالا خواهد رفت.

استفاده و کاربرد نسبت P/E

برخی سرمایه‌‌گذاران معتقدند عدد P/E سهم به ما می‌‌گوید که با خرید سهم، چند سال طول می‌‌کشد تا اصل سرمایه برگردد و دو برابر شود؛ این نسبت، سودآوری سهام در آینده را به ما نشان می‌دهد.

P بر E برای تحلیلگران و سرمایه‌گذاران یکی از با اهمیت ترین شاخص‌ها است. با استفاده از آن می‌توان دریافت که قیمت سهام نسبت به ارزش واقعی خود بالاتر یا پایین‌تر است.

از مهم‌ترین کاربردهای محاسبه P/E ، ارزشگذاری سهام می‌باشد. فرض کنید بعد از تحلیلهای به عمل آمده متوجه می‌شوید EPS سهمی از عدد X به Y رو به تغییر است؛ اگر پیش‌بینی شما درست باشد، می‌توان قیمت سهم را (در صورتی که به مقدار Y سود کند) محاسبه کرد. اکنون می‌توان از P/E سهم استفاده نمود. نسبت قیمت بر سود سهم مورد نظر را در EPS آن ضرب نمایید. حاصلضرب، قیمت سهم را در صورت درست بودن پیش‌بینی شما نمایش می‌دهد؛ اگر قیمت سهم بالاتر از قیمت فعلی آن در بازار باشد به معنای استعداد سهم برای رشد خواهد بود. خرید این سهم می‌تواند سود ده باشد. اگر در محاسبات کوچکترین خطایی رخ دهد، می‌تواند منجر به اخذ تصمیمی اشتباه شود.

معایب P/E

این ابزار در کنار مزایا، کاستی‌هایی نیز دارد. در میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس، شرکتهایی نیز وجود دارند که EPS آنها صفر یا حتی منفی می‌باشد. محاسبه P/E این شرکتها با مشکلاتی همراه است. برخی صاحبنظران P/E این شرکتها را صفر و برخی منفی در نظر می‌گیرند. اکثر تحلیلگران در این شرایط ، P/E را قابل تفسیر نمی‌دانند.

یکی دیگر از محدودیتهای این ابزار هنگام مقایسه نسبت P/E دو شرکت بروز می‌کند. ارزش شرکتها و نرخ رشد آنها با توجه به نوع فعالیت و زمان، متفاوت است. به انتظارات سرمایه گذاران همین دلیل مقایسه این نسبت، برای دو نماد غیر هم گروه صحیح نبوده و نتیجه کارآمدی نخواهد داشت.

P/E بالا و پایین در سهام

P/E بالا در یک سهم، بیانگر رشد سود آن شرکت در آینده می‌باشد؛ البته این یک پیش‌بینی از بازار است. چنانچه بازار طبق این پیش‌بینی روند خود را طی کند و سود شرکت بیشتر شود، نسبت P/E آن نیز بالاتر خواهد رفت. پایین بودن این نسبت در سهام شرکتها به معنای پیش‌بینی کاهش سود شرکت در آینده می‌باشد. اگر بازار مطابق انتظار پیش رود در نتیجه P/E سهم کمتر خواهد شد.

P/E بالا در یک سهم علاوه بر پیش‌بینی رشد سود شرکت، بیانگر طولانی‌تر بودن دوره بازگشت سرمایه نیز می‌باشد. جهت درک این موضوع به مثال زیر توجه کنید:
قیمت هر سهم شرکت الف 2000 تومان است و سود تخصیص یافته به هر سهم 500 تومان می باشد. P/E این شرکت برابر با عدد 4 می‌شود.
قیمت هر سهم شرکت ب 600 تومان است و سودی که به هر سهم تخصیص داده می‌شود 100 تومان می‌باشد. P/E این شرکت برابر با عدد 6 می‌شود. در ظاهر سهام 2000 تومانی شرکت الف، گرانتر از سهام 600 تومانی شرکت ب است؛ ولی با نگاه حرفه ای و ارزشی، سهام 2000 تومانی که P/E آن 4 بوده و سریع‌تر سرمایه شما را دو برابر می‌کند، ارزانتر از یک سهم با P/E معادل 6 می‌باشد.

چگونه از P/E در معاملات خود انتظارات سرمایه گذاران استفاده کنیم؟

هر اندازه این نسبت در سهام شرکتی پایین‌تر باشد، سهام آن شرکت برای خرید مناسب تر خواهد بود. P/E برابر با 4 مطلوب تر از P/E معادل 5 است. در P بر 4E شما در ازای 400 هزار تومان سرمایه 100 تومان سود می‌کنید؛ اما در P بر 5E برای کسب همین مقدار سود باید 500 هزار تومان سرمایه داشته باشید.

سرمایه‌گذارانی که سهام شرکتهایی با P بر E بالا را خریداری می‌کنند، در واقع، برای هر ریال سود سهام آن شرکت، پول بیشتری می‌پردازند. در خرید سهام چنین شرکتهایی باید عوامل دیگری را نیز در نظر گرفت از جمله:

  • برنامه های آتی شرکت
  • زمینه فعالیت شرکت
  • موقعیت شرکت در آن صنعت
  • آینده شرکت در آن صنعت
  • و.

هنگامی که سرمایه‌گذاران اقدام به خرید سهام شرکتی با P بر E بالا می‌نمایند، یعنی به آینده آن امیدوارند و با انتظار افزایش میزان سودآوری شرکت، سهام آن را برای سرمایه گذاری خود انتخاب می‌کنند.
شرکتی که P/E بالایی داشته، اما مطابق پیش‌بینی‌ها روند خود را طی نمی‌کند؛ در واقع با قیمتی بالاتر از ارزش ذاتی خود، معامله می‌شود. سرمایه‌گذاران به جهت آن که شرکت مطابق برنامه‌های خود عمل نکرده است، سرمایه خود را از آن خارج خواهند کرد و قیمت سهام آن نیز به زودی به صورت چشمگیری کاهش می‌یابد.

شما برای P/E معادل با 2 در ازای هر 2 میلیون تومان سرمایه، 1 میلیون تومان سود دریافت می‌‌کنید. سود مطلوب و چشمگیری است؛ اما چرا همه از این سود استقبال نکرده و چنین سهم‌هایی را خریداری نمی‌کنند؟ پاسخ این است که P بر E های کوچک، کمی شک برانگیز هستند. P بر E کم به تنهایی علت خوبی برای انتخاب یک سهم جهت سرمایه‌گذاری نیست؛ با تقاضای زیاد برای خرید یک سهم نیز، قیمت آن بالا می‌رود و در نتیجه P بر E آن نیز افزایش می‌یابد. بنابراین P/E پایین تنها به معنای سود دهی بیشتر نیست، بلکه ممکن است به دلیل تقاضا و قیمت پایین سهم باشد.

جمع بندی

بطور خلاصه، نسبت P بر E یکی از ابزارهای کاربردی است که می‌تواند در تحلیل و ارزشگذاری یک سهم، مورد استفاده قرار گیرد. این نسبت حاصل تقسیم قیمت یک سهم بر سود آن در مقیاس زمانی می‌باشد. P بر E یک سهم به تنهایی نمی‌تواند ملاک سرمایه‌گذاری ما در آن باشد. ضروری است این ابزار در کنار سایر ابزارهای تحلیلی مورد استفاده قرار گیرد. برای استفاده از این نسبت در تحلیلهای خود، نکات حائز اهمیتی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. برخی از این نکات در ادامه شرح داده شده است:

مهمترين انتظارات سرمایه‎گذاران ارشق از مسئولان استان

سرمايه گذاران منطقه ارشق خواستار توجه و جديت بيشتر مسئولان استان براي رفع محروميت هاي ناشي از كمبود امكانات تخصيصي ملي و محلي به ارشق شدند.

به گزارش اختصاصي خبرنگار سرویس اقتصادیسبلانه،در نشست هم اندیشی توسعه منطقه ارشق كه شب گذشته با شرکت بیش از 100 نفر از صاحبان صنایع و بنگاههای اقتصادی و نیز علاقمندان به سرمایه گذاری اهل ارشق مقيم تهران و با حضور استاندار اردبيل، فرماندار مشگین شهر در مجلس شورای اسلامی،نماينده مردم مشگين شهر در مجلس شوراي اسلامي، بخشدار و امام جمعه رضی،اساتيد و صاحبنظران دانشگاهي در محل سالن اجتماعات آرشیو ملی ایران در تهران به همت بخشداری ارشق برگزار شد، تعدادي از سرمايه گذاران به نمايندگي از حاضرين سخنراني و به بيان مهم ترين مطالبات و انتظارات خود از مسئولان استاني پرداختند.

علي رضا محمدزاده مديرعامل كارخانه سوت ماشينكه قصد دارد در منطقه ارشق به عنوان موطن تولدش سرمايه گذاري كند در سخنراني خود گفت: بايد همه تلاش كنيم تا تهديدهاي موجود در منطقه ارشق را به فرصت مبدل سازيم؛ امروز كمبود آب به عنوان يك تهديد جدي بر اين منطقه سايه افكنده است اما مي شود با همگرايي و همدلي سرمايه گذاران و حمايت هاي دولت،اين منطقه بار ديگر شكوه گذشته خود را بازيابد.

وي افزود: ما انتظار داريم مسئولان استان بيش از پيش مشكلات منطقه ارشق را بررسي كارشناسي كرده و براي حل آن به طور اساسي و ريشه اي علاج كنند.

محمدزاده گفت: دلبستگي به وطن و هويت و تعلقات وطني است كه همه ما را بر آن داشته است تا براي توسعه ارشق در كنار هم بنشينيم و فكر كنيم؛ همه ما بايد دين خود را به منطقه ارشق ادا كنيم و اين نمي شود جز با تغيير از مرحله شناخت و عبور از مرز عاطفه به مرحله رفتار و عمل و اقدام.

علي ايماني سرمايه گذار در بخش پوشاكهم در سخناني و در بيان انتظارات خود از مسئولان گفت: بايد براي تكميل چرخه توليد و توسعه پايدار در ارشق، همزمان با ايجاد تاسيسات و كارگاههاي توليدي در بخش هاي مختلف، آموزش در رشته هاي گوناگون فني نيز انجام پذيرد و لذا بايستي مركز آموزش فني و حرفه اي رضي به معناي واقعي كلمه براي اين منظور فعالتر شود.

وي همچنين خواستار فعال شدن و ايجاد گمرك قانلي بولاغ شد و گفت: انتظار داريم معافيت هاي گمركي و بيمه اي و مشوق هاي ديگر بانكي و تسهيلات كم بهره در اختيار سرمايه گذاران قرار گيرد.

اين سرمايه گذار مقيم تهران همچنين خواستار آن شد كه تسهيلات و شرايطي ايجاد شود تا توليدكنندگان در اين منطقه با استفاده از مزيت هاي مرزي، مواد خام مورد نياز خود را باكمترين هزينه از خارج وارد و محصولات خود را به راحتي صادر كنند.

فرهاد صادقي سرمايه گذار در بخش توليدهم با اشاره به اين كه منطقه ارشق به صورت مضاعف هم از منابع و امكانات ملي و هم استاني محروم مانده است، خواستار توجه بيش از پيش استاندار و مسئولان محلي به اين منطقه شد.

وي افزود: البته بخشي از عقب ماندگي هاي موجود منطقه كه به مهاجرت گسترده ساكنان آن به تهران و ديگر مناطق كشور منجر شده است ناشي از عدم همگرايي ميان افراد آن بوده است كه بايد در اين باره تجديدنظر اساسي كنند.

اين سرمايه گذار بخشي از مهاجرت ساكنان منطقه ارشق را سخت گيري هاي بي مورد اداره منابع طبيعي دانست و گفت: مدارك و سوابق محكمي دال بر اين است كه بدون اجاره زارع كه سابقه افزون بر 40 سال زراعت بر زمين خود را دارد، منابع طبيعي زمين ها را با استدلال اين كه جزو مرتع حساب مي شود از مالكيت آنان خارج كرده است و روستائيان نمي توانند حقوق خود را پيگيري كنند كه مي بايست در اين زمينه اقدام اساسي شود.

صادقي گفت: امروز در برخي روستاها از جمله روستاي رحيم بيگلو قنات هايي كه صدها سال سابقه داشته اند خشك شده اند و فكري به حال روستائيان و اهالي نمي شود؛ متاسفانه آبهاي سطحي به خاطر نبود سدهاي معيشتي هدر مي رود و ساكنان منطقه و اهالي روستاهها در زماني كه نياز جدي به آب دارند با بي آبي مواجه مي شوند و ديگر انگيزه اي براي حضور آنان در منطقه خود باقي نمي ماند.

وي همچنين خواستار توجه مسئولان استان به ايجاد مركز توريستي مذهبي و تفريحي پيرامون امامزاده عمادالدين در پيرامون منطقه رضي شد و گفت: تا زماني كه صدا و سيما به طور جدي مشكلات منطقه ارشق را مطرح نكند و بخشدار رضي براي طرح مسايل خود مجبور شود تا دست به دامن مسئولان راديو تلويزيون اردبيل شود، مشكلات همچنان در منطقه خواهد ماند و اميدي به حل آنها نخواهد بود بنابراين بايد در برنامه هاي تلويزيوني استان زمان معيني براي مسايل و مشكلات منطقه ارشق همانند ديگر نقاط استان ديده شود.

جواد حاتمي مدرس دانشگاه و صاحب نظر در مسايل توسعه هم در آغاز سخنان خود با طرح اين پرسش كه چرا همه ما درباره توسعه حرف مي زنيم و جلسه مي گذاريم و بحث مي كنيم اما توسعه ای اتفاق نمي افتد؟ اين گونه پاسخ داد كه متاسفانه يكي از دلايل اين امر اين است كه توسعه را باور نمي كنيم.

وي با بيان اين كه شاخه هاي يك توسعه واقعي در 3 مرحله شناخت، مسئله، احساس و عاطفه و رفتار عملي محقق مي شود افزود: بايد براي تحقق يك توسعه مدنظر از مرحله شناخت و عاطفه عبور كرده و به مرحله رفتار و عمل برسيم وگرنه صرف يك شناخت و عاطفه و تعلق و تعصب به منطقه ارشق، كاري از پيش نمي برد و توسعه مورد هدف عملي نمي شود.

بررسی تاثیر ریسک محیط بر نسبت بدهی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۴

شبکه نوآوری خراسان

۲-۵-۳- ریسک بازار
تغییر‏پذیری در بازده اوراق بهادار به علت انتظارات سرمایه‏گذاران، ریسک بازار نامیده می‏شود یا به بیان دیگر، ریسک بازار عبارتست از کاهش ارزش اصل سرمایه به دلیل تغییراتی که در قیمت سهام عادی شرکت رخ می‏دهدکه این ریسک به انتظارات سرمایه‏گذار نسبت به آینده قیمت سهام، بستگی دارد(راعی و تلنگی،۱۳۸۳،ص۲۳۵).
ریسک بازار ناشی از عکس‏العمل‏های متفاوت سرمایه‏گذاران در مقابل رخدادها و حوادث بازار می‏باشد. اگر سرمایه‏گذاران انتظار داشته باشندکه وضعیت یک صنعت درآینده بهترشود، این احساس موجب افزایش قیمت سهام شرکت‏های موجود درآن صنعت خواهد شد. سرمایه‏گذاران معمولاً این نگرش ها را از طریق انتظاراتی که از تحولات سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی دارند، پیدا می‏کنند(چاسوس و السن،۲۰۰۷،ص۲۲).
۲-۵-۴- ریسک تجاری
تغییراتی که در قدرت سوددهی وبه تبع آن جریان های نقدی یک شرکت رخ می‏دهد احیاناً باعث کاهش ارزش سرمایه‏گذاری یا کاهش بازده سالانه سرمایه‏گذاری خواهد شد. ریسک تجاری را می‏توان ناتوانی یک شرکت در پایداری در صحنه رقابت، یا درحفظ نرخ رشد و یا ثبات میزان سوددهی درکوتاه مدت یا بلندمدت تعریف کرد. ریسک تجاری آن عدم قطعیتی است که در برآورد درآمدهای عملیاتی شرکت، یعنی سود قبل از هزینه‏های ثابت مالی(بهره) و مالیات، مستتر است. به دلایل بسیار درآمد عملیاتی شرکت نوسان‏پذیر است. رونق و رکود اقتصاد مالی، استقبال خریداران از محصول جدید شرکت، ناآرامیهای کارگری، هجوم رقبا به بازار، تولید محصول مشابه، وقوع حادثه‏ای ناگوار مثل آتش‏سوزی در محل کار، تضعیف نیروی تولید و مدیریت شرکت، تغییر شرایط جغرافیایی و… همه وهمه عواملی است که احتمال خطر برای عایدی شرکت را به همراه می‏آورد. این احتمال از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است و درون یک صنعت از شرکتی به شرکت دیگر تغییر می‏کند(هامپتون [۱۲] ،۱۹۹۰).
شرکت های رو به رشد(یعنی شرکتی که نرخ بازدهی سالانه آن سریعاً افزایش می‏یابد) با ریسک تجاری بیشتری مواجه هستند، زیرا اگر نتوانند در صحنه رقابت، آهنگ رشد خود را حفظ کند، قیمت سهام آن هاکاهش خواهد یافت. همچنین شرکت‏هایی که هزینه ثابت بالایی دارند با ریسک تجاری بیشتری روبرو می‏باشند و شرکت‏هایی که در امور صنعتی از تکنولوژی پیشرفته‏ای بهره می‏گیرند با ریسک تجاری زیادی روبرو هستند. نوسانات یا چرخه‏های اقتصادی که باعث تغییر میزان درآمد و سوددهی برخی از شرکت‏ها می‏شود نیز از نشانه‏های ریسک تجاری می‏باشند.
ریسک تجاری به چندین عامل بستگی دارد :
۱- نامطمئن بودن تقاضا: اگر سایر عوامل ثابت بمانند، هر قدر تقاضای محصولات شرکت بیشتر قابل پیش بینی باشد، ریسک تجاری کمتر است.
۲- تغییر یا نوسان قیمت فروش: هر چقدر نوسان قیمت فروش بیشتر باشد ریسک تجاری بیشتر است.
۳- تغییرات هزینه مواد اولیه: تغییرپذیری هزینه مواد اولیه سبب افزایش ریسک تجاری می- شود.
۴- قرار گرفتن در معرض ریسک خارجی.
۵- میزان ثبات هزینه ها: هر چقدر هزینه های ثابت بیشتر باشد شرکت در معرض ریسک تجاری بیشتر در زمان نوسان قیمت ها می‌باشد.
۶- توانائی در تعدیل قیمت محصولات با توجه به تغییر در هزینه اقلام ورودی.
۷- توانائی در عرضه محصول جدید: شرکت هائی که دارای فناوری پیچیده تری هستند بیشتر در معرض ریسک تجاری می‌باشند(راعی و تلنگی،۱۳۸۳،ص۲۳۵).
۲-۵-۵- ریسک مالی
ریسک مالی بستگی به روش‏هایی دارد که شرکت از طریق آنها فعالیت‏های خود را تأمین مالی می‏کند به عبارتی ریسک مالی به ساختار سرمایه شرکت بستگی دارد. شرکتی که از طریق بدهی تأمین مالی کرده باشد ناچار است که هزینه ثابت بهره را متحمل شود و این هزینه ثابت موجب خواهد شد که درآمد سهامداران عادی، پس از کسر این هزینه بهره پرداخت شود که خود موجب تغییر‏پذیری بازده سهام می‏شود. لذا شرکت هایی که نسبت بدهی بالاتری دارند، نوسان‏پذیریEPS [۱۳] آنها بیشتر از شرکت‏هایی است که نسبت بدهی کمتری دارند. این نوسان‏پذیری بازده که ناشی از اهرم مالی است را ریسک مالی می‏گویند(راعی و تلنگی،۱۳۸۳،ص۲۳۵). تأمین مالی از طریق بدهی و تحمل هزینه ثابت بهره به دو صورت ذیل بر روی سرمایه‏گذاری تأثیر می‏گذارد:
استفاده از بدهی، عدم اطمینان جریانات نقدی مربوط به سود سهام را برای سهامداران عادی نسبت به موقعیتی که بدهی وجود ندارد افزایش می‏دهد.
۲- عدم تکافوی سود عملیاتی جهت جبران هزینه‏های ثابت بهره ناشی از بدهی، سهامداران رامواجه با از دست دادن اصل سرمایه‏گذاریشان در شرکت خواهد نمود(ریسک ورشکستگی) (هامپتون،۱۹۹۰).
۲-۵-۶- ریسک سیاسی- اقتصادی
ریسک سیاسی- اقتصادی، یا ریسک کشور عبارت است از کاهش ارزش سرمایه، که به دلیل تغییرات در سیاست ها و نظام های سیاستگذاری یک کشور رخ می‌دهد. این ریسک به انتظارات سرمایه‏گذار نسبت به آینده سیاسی- اقتصادی کشور بستگی دارد. بنابراین تغییراتی که در قیمت رخ می‌دهد از کنترل شرکت منتشرکننده سهام، خارج است. یک جنگ ناگهانی یا پایان یافتن آن، میزان تولید ناخالص داخلی، انتخاب رئیس جمهور جدید یا فوت ناگهانی رئیس جمهور، رونق سفته بازی، خروج ناگهانی مقدار هنگفتی طلا از بازار وامثال این ها، از جمله رخدادهایی هستند که پیامدهای روانی بسیا
ر زیادی بر بازار سهام دارند. در کل این ریسک تغییرات عمده ای در محیط اقتصادی- سیاسی یک کشور ایجاد می‏کند(راعی و تلنگی، ۱۳۸۳، ص۲۳۶).
۲-۶- مفهوم ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک
در سال ۱۹۵۲ هری مارکوویتز تئوری مجموعه اوراق بهادار(پرتفوی) را ارائه داد. او فرض خود را بر این گذاشت که سرمایه‏گذاران الزاماً در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار نیستند. اگر آنها تنها در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار بودند تنها در یک قلم دارائی که دارای بیشترین بازده مورد انتظار است سرمایه‏گذاری می‏کردند. ولی با یک نگاه می‌توان مشاهده کرد که سرمایه‏گذارها صاحب پرتفوی هستند. در توجیه این رفتار می‌توان گفت که سرمایه‏گذارها به صورت همزمان به دو پدیده ریسک و بازده توجه می‏کنند. با سرمایه‏گذاری در یک مجموعه اوراق بهادار می‌توان ریسک را پائین آورد بدون اینکه نرخ بازده مورد انتظار کاهش یابد.
با مد نظر قرار دادن تئوری پرتفوی و تئوری قیمت گذاری دارئی های سرمایه ای ما می- توانیم ریسک کل را به دو بخش ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک تقسیم کنیم. ریسک سیستماتیک یا ریسک کاهش ناپذیر آن بخش از ریسک کل سهام است که ناشی از عوامل بازار می‌باشد و به طور همزمان بر قیمت کل اوراق بهادار تأثیر می‏گذارد، این ریسک انتظارات سرمایه گذاران را از طریق تنوع بخشی نمی توان حذف کرد. از عوامل مهم این ریسک می‌توان به تحولات سیاسی و اقتصادی، چرخه های تجاری، تورم وبیکاری اشاره کرد. ریسک غیر سیستماتیک یا ریسک کاهش پذیر آن بخش از ریسک کل می‌باشد که مختص یک شرکت یا صنعت خاص است و می‌توان آن را از طریق تنوع بخشی کاهش داد. از عوامل مهم این ریسک می‌توان به کالاها و خدمات تولیدی شرکت یا صنعت، نوع مدیریت، فعالیت رقبا و ساختار هزینه های شرکت اشاره کرد(مدرس و عبدالله زاده،۱۳۷۸،ص۱۱).
ضریب بتا (β) یک سهم شاخص ریسک سیستماتیک آن سهم می‌باشد، ضریب بتا نشان می‌دهد که درصد تغییرات قیمت یک سهم چه درصدی از درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام می‌باشد.
چنانچه ضریب بتا برابر با یک باشد، در صد تغییرات قیمت یک سهم به طور متوسط برابر با تغییرات کل شاخص قیمت سهام می‌باشد، چنانچه ضریب بتای یک سهم بزرگتر(کوچکتر) از یک باشد درصدتغییرات قیمت یک سهم به طور متوسط بیشتر(کمتر) از درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام خواهد بود. فرمول محاسبه بتای شرکت i به صورت زیر است:

بازده پرتفوی بازار
بازده هرسهم i در زمان t
برای محاسبه بتا از مدل دو عاملی شارپ استفاده می‌شود، بر طبق این مدل نرخ بازده پرتفوی بازار را به عنوان متغیر مستقل و نرخ بازده سهام شرکت i به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می‌شود و معادله رگرسیون برآورد می‌شود، که معادله برآورد شده خط شاخص (CL) نامیده می‌شود:

نشان دهنده انحراف بازده واقعی سهام i از خط رگرسیون در زمان t می‌باشد
شیب خط و
عرض از مبدأ می‌باشد.
اگر و همبستگی کامل داشته باشند، برای تمامی سال ها صفر است و در این حالت تمام نقاط روی خط رگرسیون قرار می‏گیرند(پراساد و همکاران،۱۹۹۷،ص۴۸).
ریسک سیستماتیک به عنوان هدف استراتژیک مستقیماً به وسیله ترکیب بدهی به حقوق صاحبان سهام تحت تأثیر قرار می‏گیرد. تئوری کلاسیک مالی بیان می‏کند که به این دلیل که سهامداران می‌توانند ریسک سیستماتیک را کنترل کنند، شرکت نبایستی با متنوع ساختن ساختار سرمایه بلندمدت، تلاشی در جهت مدیریت ریسک کند(پراساد و همکاران، ۱۹۹۷، ص۴۸).
۲-۷- نسبت بدهی و مفاهیم مربوط به آن
نسبت بدهی ترکیبی از بدهی و حقوق صاحبان سهام است که شرکت بدان وسیله به تأمین مالی دارائی های خود می‏پردازد(شیرزاده،۱۳۸۱،ص۱۰). در ادامه به طور مفصل در مورد ادبیات نسبت بدهی و تئوری ها و نظریه های ارائه شده در مورد آن مطالبی ارائه می‏شود.
امروزه درجه‏بندی شرکت‏ها از لحاظ اعتباری تا حدود زیادی به نسبت بدهی آنان بستگی دارد و در واقع مبنای تولید وارائه خدمات به نحوه تأمین و مصرف وجوه مالی وابسته است. از طرفی نسبت بدهی هر شرکت هشدار اولیه‏ای درباره میزان مضیقه مالی شرکت است و لازم می‏باشد در برنامه‏ریزی استراتژیک شرکت‏ها و تعیین عوامل مؤثر برکارایی تأمین مالی آنان مورد توجه جدی باشد. منابع تأمین مالی شرکت‏ها براساس سیاست تأمین مالی آنها به دو بخش منابع مالی درونی و منابع مالی بیرونی شرکت تقسیم می‏شود. در منابع مالی درونی، شرکت از محل سود کسب شده اقدام به تأمین مالی می‏کند، یعنی به جای تقسیم سود بین سهامداران سود را در فعالیت‏های عمدتاً عملیاتی شرکت برای کسب بازده بیشتر به‏کار می‏گیرد و در منابع مالی بیرونی از محل بدهی‏ها و سهام اقدام به تأمین مالی می‏کند.
شرکت برای اینکه بتواند تأسیس شود به سرمایه نیاز دارد و برای توسعه به مبالغ بیشتری سرمایه نیاز خواهد داشت. وجوه مورد نیاز از منابع گوناگون و به شکل‏های مختلف تأمین می‎‏شوند. ولی همه سرمایه را می‏توان در دو گروه اصلی قرار داد: وام وسهام.
تأمین سرمایه از محل وام دارای چندین نقطه قوت است: نخست بهره مشمول مالیات نمی‏شود و همین امر باعث خواهد شد که هزینه مؤثر وام کاهش یابد و به ویژه اگر نرخ بازدهی حاصل از به کارگیری این منابع بیش از نرخ هزینه تأمین مالی آن باشد. دارندگان سهام عادی به این دلیل که نرخ بهره و اصل بدهی بلندمدت ثابت و مشخص است، الزامی ندارند که وام‏دهندگان را نیز در این سود اضافی سهیم نمایند و س
رانجام به این دلیل که وام‏دهندگان دارای حق‏رأی نمی‏باشند، سهامداران می‏توانند با پول‏ کمتر،کنترل بیشتری را بر شرکت اعمال نمایند.
از جنبه دیگر، بدهی‏های بلندمدت دارای نقاط ضعفی بدین شرح می‏باشند: نخست آنکه بدهی‏های بلندمدت از یک سو تعهدات مالی برای شرکت ایجاد می‏کنند و اتکاء بیش از حد به آن به افزایش اهرم مالی و به تبع آن به افزایش احتمال ورشکستگی و عدم پرداخت اصل و بهره وام منجر می‏شود. مخصوصاً در مورد شرکت‏هایی‏که از نظر موقعیت مالی در وضعیت مطلوبی به سر نمی‏برند. استفاده بیش از حد از بدهی‏های بلندمدت میزان تعهدات شرکت را سنگین‏تر کرده وباعث افزایش ریسک مالی و ورشکستگی سهامداران می‏شود، به تبع این وضعیت تقاضا برای سهام شرکت در بورس کاهش می‏یابدکه این امر خود باعث کاهش قیمت سهام و در نتیجه کاهش بازده سهام می‏شود.
دوم، در برخی کشورها هرقدر نسبت وام بیشتر شود، ریسک بالاتر خواهد رفت و به تبع آن نرخ بازده مورد انتظار وام‏دهندگان و نرخ هزینه وام‏ها نیز افزایش می‏یابد که این امر می‏تواند مزیت ناشی از معافیت‏های مالیاتی را تحت‏الشعاع قرار دهد(بری گام و همکاران،۱۳۸۲).
بنابراین، این مسأله مطرح می‏شود که شرکت‏ها چگونه اقدام به تأمین منابع مالی کنند تا برسود و بازده سهامداران حداکثر تأثیر مثبت را بگذارند؟ عوامل متعددی از جمله ماهیت فعالیت و دارائی‏ها و نوع صنعت بر تأمین مالی شرکت تأثیر می‏گذارند. به عنوان نمونه ماهیت فعالیت شرکت ممکن است به‏گونه‏ای باشد که جریانات نقدی ورودی به راحتی فراهم شود، در چنین موقعیتی استفاده از بدهی‏ها به جای سهام(تأمین مالی از طریق بدهی‏ها)، ارزان تر از سهام است و برسود شرکت می‏افزاید.
یکی از روش هایی که برای بیشینه کردن ارزش شرکت و بهبود ثروت سهامداران به کار گرفته می‌شود گزینش یا ترکیب مناسب منابع مالی بلندمدت است، به‏گونه ای که در آن ترکیب، منابع مالی با خصوصیاتی همچون هزینه سرمایه اندک و نرخ بازدهی بیشتر را تحصیل کند. لذا نظریه نسبت بدهی با هزینه سرمایه شرکت ارتباط نزدیکی دارد. نسبت بدهی ای که ارزش شرکت را افزایش می‌دهد و یا هزینه کلی سرمایه را به حداقل برساند، نسبت بدهی بهینه شرکت است. این نسبت بدهی بهینه ترکیبی از بدهی وسهام است که ارزش شرکت را حداکثر می‏کند. در مورد این که نسبت بدهی بهینه وجود دارد یا نه، تحقیقات زیادی انجام شده و نظریات و استدلال هایی مطرح گشته است ولی تا به حال یک الگوی بهینه جامع ارائه نگردیده است. مرکز توجه این نظریه ها این بوده که آیا می‌توان از طریق تغییر ترکیب منابع سرمایه بر ارزش شرکت اثر گذاشت و آن را بیشینه کرد(بری گام و همکاران،۱۳۸۲). برای تعیین نسبت بدهی بهینه و همچنین پاسخ به این پرسش ها نظریه های متعددی ارائه‏گردیده است. که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود.
۲-۷-۱- نظریه درآمد خالص:
این نظریه بر این نکته استوار است که بنگاه اقتصادی می تواند با استفاده از بدهی هزینه سرمایه خود را کاهش دهد، بر طبق این نظریه ساختار سرمایه بهینه زمانی که هزینه سرمایه در حداقل باشد به دست می آید، به عبارتی طبق این روش، هزینه سرمایه شرکت و در نتیجه ارزش بازار آن تحت تأثیر اهرم قرار می‏گیرد(مدرس وعبدالله زاده،۱۳۷۸،ص۱۴۲).
۲-۷-۲- نظریه درآمد عملیاتی خالص:
در این نظریه اعتقاد بر این است که واحد انتفاعی با استفاده از اهرم مالی قادر به تأثیر گذاری بر روی کل هزینه سرمایه نیست و این امر به دلیل افزایش حساسیت سهامداران به بالا رفتن میزان بدهی در ساختار سرمایه است، به عبارت دیگر بر طبق روش درآمد عملیاتی خالص، نرخ هزینه سرمایه شرکت در کل و هزینه بدهی، هر دو مستقل از درجه اهرم مورد استفاده شرکت هستند و ارزش شرکت مستقل از درجه اهرم می‏باشد(بری گام و همکاران،۱۳۸۲).

متن کامل فایل های پایان نامه در سایت feko.ir موجود است.

تاثیرات نرخ بهره بر بازار سهام

تاثیرات نرخ بهره بر بازار سهام

نرخ بهره برای اکثر مردم مهم است و همچنین می‌‌تواند در بازار سهام تاثیرگذار باشد، اما چرا؟ در این مقاله به ارتباط بین نرخ بهره با بازار سهام و اینکه چگونه ممکن است بر زندگی ما تاثیر بگذارند، پرداخته می‌شود.

بهره در واقع هزینه‌ای است که فرد در قبال استفاده از پول فرد دیگری به وی می پردازد. خانوارها با این مفهوم به‌خوبی آشنا هستند، آنها باید برای خرید خانه از بانک وام رهنی دریافت کنند و در عوض بهره‌ آن را بپردازند. دارندگان کارت‌های اعتباری نیز این مفهوم را خوب می‌دانند، آنها پول را به ‌صورت کوتاه‌مدت قرض می‌گیرند و به وسیله آن خرید خود را انجام می‌دهند. اما زمانی که صحبت از بازار سهام و تاثیر نرخ بهره می شود شرایط فرق می‌کند.

نرخ‌های بهره در واقع همان هزینه‌های هستند که بانک‌ها برای استقراض پول از بانک مرکزی متحمل می‌شوند. چرا این ارقام مهم هستند؟ بانک مرکزی توسط این نرخ‌ها سعی در کنترل تورم دارد. تورم، ناشی از تقاضا زیاد و یا عرضه کم است که سبب افزایش قیمت‌ها می شود. بانک مرکزی با اثر گذاری بر مقدار پول در دسترس، می تواند تورم را کنترل کند. در حقیقت با افزایش نرخ بهره بانک مرکزی عرضه پول را کم می‌کند و به نوعی دسترسی به آن را گران‌تر می‌کند.

هنگامی که بانک مرکزی نرخ بهره را افزایش می دهد، این اقدام تاثیر آنی بر بازار سهام نمی‌گذارد. در عوض تاثیر مستقیمی بر بانک‌ها برای وام گرفتن از بانک مرکزی می‌گذ‌ارد. اولین اثر غیرمستقیم افزایش نرخ بهره این است که بانک‌ها نرخ‌های بهره را برای مشتریان افزایش می‌دهند. افراد برای گرفتن وام رهنی و کارت‌های اعتباری تحت تاثیر این افزایش قرار می‌گیرند، به خصوص اگر از نرخ‌های بهره‌ی شناور استفاده کنند. این اقدام بر مقدار پولی که مردم می توانند خرج کنند اثر می‌گذارد. علاوه بر این، افراد همچنان باید قبوض را پرداخت کنند وقتی این قبوض گران‌تر می‌شوند، پول کمی از درآمد خانوارها باقی می‌ماند. این بدین معناست که خانوارها محتاطانه تر خرج می کنند. به همین علت، شرکت‌ها به‌صورت غیرمستقیم ازعکس العمل مشتریان در برابر کاهش نرخ بهره تاثیر می‌گیرند. اما افزایش نرخ بهره به‌صورت مستقیم بر شرکت‌ها نیز تاثیر می‌گذارد. آنها باید برای گسترش فعالیت‌های عملیاتی خود باید از بانک‌ها وام بگیرند. وقتی بانک‌ها استقراض را گران‌تر می‌کنند، شرکت‌ها شاید دیگر نتوانند به مقدار زیاد وام بگیرند و مجبور هستند تا بهره‌ بالاتری پرداخت کنند. هنگامی که شرکت‌ها کمتر هزینه می کنند کمتر رشد خواهند کرد که این امر سبب کاهش سود آوری‌ آنها نیز می شود.

همانطور که گفته شد تغییر در نرخ بهره بر شرکت‌ها و مردم اثر می‌گذارد، اما علاوه بر آن بر بازار سهام نیز تاثیر می‌گذارد. یکی از راه‌های ارزش‌گذاری شرکت‌ها، جمع ارزش فعلی جریانات نقد آتی شرکت‌ها است. برای بدست آوردن قیمت سهام، مجموع ارزش فعلی جریانات نقد آتی بر تعداد سهام موجود تقسیم می‌شود. نوسانات قیمت سهام نشان دهنده انتظارات سرمایه‌گذران زمان‌های مختلف از شرکت دارند. به خاطر این تفاوت‌ها سرمایه گذاران تمایل دارند که در قیمت‌های متفاوت سهمی را بخرند یا بفروشند.

اگر تصور شود که شرکت در آینده رشد و یا سود کمتری خواهد داشت (در اثر انتظارات سرمایه گذاران بهره بالا بدهی و یا درآمد کم) مقدار جریانات آتی آن کاهش یافته و در نتیجه قیمت سهامش کاهش می یابد. اگر قیمت سهام بسیاری از شرکته‌ا کاهش پیدا کند، کل بازار و شاخص‌هایی از قبیل داو جونز و اس اند پی افت می کنند.

برای بسیاری از سرمایه گذاران افت قیمت سهام و بازار خوشایند نیست. سرمایه گذاران تمایل دارند ارزش سرمایه‌گذاری‌ آنها افزایش یابد که این افزایش ارزش می‌تواند ناشی از افزایش قیمت سهام، دریافت سود تقسیمی و یا هر دو این موراد است. با انتظار رشد کم وجریانات نقد آتی کمتر، سرمایه گذاران رشد قیمتی مورد انتظار خود را دریافت نخواهند کرد و این باعث می‌شود تا سرمایه گذاری در سهام برای آنها جذاب نباشد. به‌علاوه، سرمایه‌گذاری در سهام از سایر سرمایه‌گذاری‌ها ریسک بیشتری دارد. هنگامی که بانک مرکزی نرخ‌ بهره را افزایش می‌دهد، اوراق بهادار دولتی مانند اوراق خزانه که سرمایه‌گذاری‌ها مطمئن‌تری هستند را پیشنهاد می کند. به عبارت دیگر، انتظارات سرمایه گذاران نرخ بازده بدون ریسک افزایش می‌یابد و این سرمایه‌گذاری‌ها را جذاب‌تر می کند. هنگامی که افراد در سهام سرمایه‌گذاری می‌کنند، توقع دارند در ازای قبول ریسک، پاداش بگیرند و نرخ بازده سرمایه‌گذاری‌ از نرخ بازده بدون ریسک بیشتر باشد. بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری در سهام برابر است با نرخ بازده بدون ریسک به‌علاوه‌ی صرف ریسک. افراد مختلف، بسته به میزان ریسک پذیری‌ و شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، انتظار بازده‌های متفاوتی دارند. در اصل، هرچه نرخ بازده بدون ریسک افزایش یابد، بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری در سهام نیز افزایش می‌یابد، به همین خاطر اگر صرف ریسک مورد انتظار کاهش یابد در حالی که بازده ثابت باشد و یا کاهش یابد، سرمایه گذاران سهام را پر ریسک دانسته و جای دیگری سرمایه‌گذاری می کنند.

تغییر در نرخ بهره تاثیر گسترده‌ای بر اقتصاد می گذارد. وقتی که نرخ بهره افزایش می یابد، مقدار پول در گردش کاهش می‌یابد و در نتیجه تورم کاهش می‌یابد، همچنین وام گرفتن گران‌تر ‌می‌شود و این عامل نیز بر مردم و شرکت‌ها نیز تاثیر می‌گذارد، به گونه‌ای که هزینه‌ها افزایش و درآمدها کاهش می‌یابد. در نهایت، افزایش نرخ بهره باعث می‌شود بازار سهام جذابیت خود را برای سرمایه گذاران از دست بدهد.

به خاطر داشته باشید که تمامی این عوامل و نتایج آنها به هم وابسته هستند. آنچه در بالا شرح داده شد را نمی‌توان مستقل از سایر عوامل در نظر گرفت، نرخ‌ بهره تنها عامل اثر گذار بر قیمت سهام نیست و عوامل بسیاری بر تغییرات قیمت سهام موثر هستند و تغییر نرخ بهره تنها یکی از این عوامل است. بنابرین نمی‌توان با قطعیت گفت که افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی همیشه اثر منفی بر بازار می‌گذارد.

بورس و روزهای سبز، نگرانی‌ها و انتظارات پیش روی سرمایه‌گذاران

با توجه به اینکه هشت روز متوالی است که شاخص سهام در مسیر صعودی حرکت می‌کند و این شاخص که نشان‌دهنده وضعیت بازار است با ۵/۱۳ رشد از کف ماه خرداد فاصله گرفته است، طی روزهای اخیر شک و تردید در معاملات بازار بورس احساس می‌شود. فضایی که سبب شد طی دو روز کاری یک‌شنبه و دوشنبه، شاهد افزایش نسبی فشار فروش در ابتدای معاملات باشیم. روز گذشته نیز شاخص کل پس از افت صبحگاهی، مجددا به مدار صعودی بازگشت و در پایان با ثبت رشد ۴۲/ ۰ درصدی به یک میلیون و ۲۴۳ هزار واحد رسید. کارشناسان بورس بارها در این خصوص هشدار داده‌اند که سرمایه‌گذاران با ذوق‌زدگی مجددا سرمایه‌های خود را به خطر نینداخته و با احتیاط و تحلیل بیشتری وارد بازاری شوند که اصلاح آن ۱۰ ماه به درازا کشیده بود؛ در ادامه یادداشت اکولیب از تحلیل محمدامین خدابخش، فعال و تحلیل‌گر بازار سرمایه را مطالعه می‌کنید.

احتمال احیا یا از بین رفتن برجام، نامشخص بودن تیم اقتصادی دولت بعدی، ابهامات بازار ارز و پیش‌بینی بالارفتن نرخ آن، توقف روندهای صعودی قیمت‌ها در بازارهای جهانی و عدم ورود جریان‌های پول‌های حقیقی به بورس از مهم‌ترین مواردی‌ست که سرمایه‌گذاران باید به آنها توجه کنند.

در شرایط فعلی و حتی در صورت تداوم صعود قیمت‌ها، بعید است همانند دوره صعودی سال گذشته شاهد رشد دسته‌جمعی، سریع و لجام گسیخته قیمت‌ها باشیم.

در چند روز گذشته، معاملات در بازار بورس جان‌دارتر از چند ماه اخیر دنبال می‌شوند. در حالی که تا همین چند هفته پیش ارزش معاملات هر روز کمتر و کمتر می‌شد و افق روشنی پیش روی کاسته شدن از فشار عرضه در صف‌های فروش وجود نداشت، حالا نه تنها حجم این صف‌ها از کلیت دادوستدهای بازار سهام کاسته شده که در بسیاری از نمادها نیز کم و بیش شاهد شکل‌گیری صف‌های خرید بوده‌ایم، همین امر سبب شده تا با نزدیک شدن به فصل مجامع و کاسته شدن از ریسک‌های سیاسی مشرف بر کلیت اقتصاد کشور، بورس و فرابورس در روزهای بهتری نسبت به قبل قرار بگیرند و به دنبال همین موضوع انتظار می‌رود اقبال سرمایه‌گذاران خرد نسبت به این بازار در مقایسه با روزهای بد بازار بیشتر شود.

طبیعتا این رویکرد طی روزهای اخیر توانسته خود را در اعداد و ارقام به ثبت رسیده از نماگرهای بورس نشان دهد و در حالی که ارزش معاملات خرد تا همین چندی قبل به زحمت به حدود ۲ هزار میلیارد تومان می‌رسید طی روزهای اخیر از ۵ هزار میلیارد تومان نیز فراتر رفته است. در این میان اگر چه دست به دست شدن سهام نتوانسته به شکلی پایدار خالص خرید حقیقی را مثبت کند با این حال مقایسه به ثبت رسیده در بازار سهام به خوبی نشان از آن دارد که در بسیاری از روزهای معاملاتی اخیر حقوقی‌ها نسبت به ماه‌های قبل خیلی کمتر از قبل اقدام به خرید سهام از اشخاص یاد شده کرده‌اند.

در همین راستا روز گذشته پیشی گرفتن تقاضا از عرضه سبب شد نسبت خالص خرید حقیقی در بورس از ۱۶۱ میلیارد تومان فراتر برود. بر این اساس معاملات روز دوشنبه اگرچه با رشد اندک شاخص بازار یاد شده (۴۲/ ۰درصد) به پایان رسید اما سمت و سوی تقاضا در تمامی نمادها یکدست نبود. بررسی معاملات سرمایه‌گذاران خرد بازار سهام حکایت از آن دارد که این اشخاص در روز گذشته بیشتر سرمایه وارده به بازار را به خرید نماد «شستا» از گروه چند‌رشته صنعتی اختصاص داده‌اند و اگر سطح تقاضا در این گروه تا سطح ۹۷ میلیارد تومان افزایش نمی‌یافت، خالص خرید حقوقی از انتظارات سرمایه گذاران ۵۷ میلیارد تومان فراتر نمی‌رفت.

بورس سبزپوش

اما چرا بازار سهام تا این حد نسبت به روزهای پیش رو به یکباره خوش‌بین شده است و در حالی که تا همین چندی قبل بسیاری از مردم مصرانه تلاش می‌کردند سهام خود را بفروشند، بازار سرمایه برای همین افراد نیز جذاب شده است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت همان‌طور که در بسیاری از گزارش‌های قبل مورد بررسی قرار گرفت، رشد قابل‌توجه قیمت‌ها در بازارهای جهانی، آن هم در حالی که قیمت بسیاری از سهام ازجمله نمادهای دلاری در بورس تهران کاهش می‌یافت، سبب شد تا استعداد رشد قیمت سهام پس از یک ریزش سهمگین که از نیمه دوم سال ۹۹ به بعد شکل گرفت، رفته رفته در بازار سرمایه فراهم شود.

تمامی این موضوعات در حالی روی داد که در طول ۱۰ ماه اخیر ازدیاد تغییرات قوانین و دستورالعمل‌ها هم در اقتصاد و هم در بورس دست به دست واهمه‌های ایجاد‌شده از قیمت‌گذاری دستوری داد و توانست تاثیر منفی بر رویکرد سرمایه‌گذاری فعالان بازار سهام داشته باشد. این در حالی است که از ابتدای سال جاری تصمیمات غلطی همچون دامنه نوسان نامتقارن اصلاح شد و در حالی که وضعیت بازار همچنان نشان از ناامیدی مردم داشت سیاستگذار میزان دخالت خود در بازار سرمایه را کاهش داد. پس از آن نیز با روشن شدن حاصل انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا و سپس ایران از نا‌اطمینانی فعالان بازار سرمایه نسبت به آینده این بخش از اقتصاد کشور کاسته شد. در رویارویی با فصل مجامع و افتادن در مسیر تقسیم سود شرکت‌ها به‌طور سنتی که خوش‌بینی فعالان بازار را در پی دارد زمینه‌های رشد قیمت در بستر یاد شده فراهم و تشدید شد. دقیقا به همین دلیل بود که منفی‌ترین بهار بازار سرمایه که عقبگرد ۶/ ۱۰ درصدی میانگین قیمت‌ها در بورس را حاصل کرده بود، در روزهای پایانی خود به تدریج تغییر جهت داد. در واقع تغییر رویکرد به بازار سهام به افزایش تقاضا در این بازار انجامید. هم‌اکنون با این تغییرات فضای ناامیدانه معاملات سهام نیز جای خود را به افزایش تحلیل‌های خوش‌بینانه داده و پیگیری روند صعودی بازار گمانه‌زنی‌ها در مورد صعود قیمت‌ها را داغ کرده است.

نگرانی‌های پیش رو

تمامی این خوش‌بینی‌ها و تغییرات رخ داده طی یک ماه اخیر این سوال را برانگیخته است که آیا پس از فصل مجامع نیز بازار به همین شکل پیوسته به رشد خود ادامه خواهد داد یا موانعی پیش روی روزهای سبز بورس قرار دارد؟

شاید بتوان جواب سوالاتی از این دست را این‌گونه داد. طبیعتا در هر بازاری که عوامل مثبت تقویت می‌شود عوامل منفی نیز حضور دارند که یا از اثر آنها کاسته شده یا از سوی بازار نادیده گرفته می‌شوند. برای مثال در همین یک سال گذشته که بورس تهران فراز و نشیب قابل‌توجهی را در بحث عرضه و تقاضای سهام شاهد بود، مهم‌ترین عامل رشد پرشتاب و سقوط غیرمنتظره قیمت‌ها در همین عوامل منفی نهفته بود که به سبب خوش‌بینی زیاد مردم و کارشناسان به چشم هیچ کس نمی‌آمد.

در شرایط کنونی اما اوضاع مانند سال ۹۹ بد نیست. در این مدت اگرچه عواملی منفی در اقتصاد جهانی یا فضای داخلی وجود داشته است، با این حال هیچ عاملی آن‌قدر مخرب نبوده که بتوان افزایش بهای سهام آن هم به شکل فعلی را ناشی از تقاضای هیجانی در بازار مربوطه دانست. اما مساله اینجاست که در همین بازار نیز عوامل منفی وجود دارد که نادیده گرفتن آنها می‌تواند منجر به ضرر و زیان فعالان بازار سهام شود.

نخست آنکه حضور فعالان بازار سهام مانند گذشته در این بازار نیست و عدم اعتماد به ساز و کار سهام پس از یک ریزش بیش از ۵۰ درصدی در نماگر اصلی بورس، قدرت ریسک‌پذیری آنها را کاهش داده است. از سویی دیگر اگرچه رخوت بازارهای موازی از جذابیت رقبای سهام کاسته است با این وجود مشخص نبودن آینده اقتصاد کشور و ناپایداری گمانه‌زنی‌ها درخصوص تیم آینده دولت سیزدهم سبب شده تا تمایل به خرید سهام آنچنان که باید در این مقطع از فعالیت بازار سرمایه افزایش پیدا نکند.

نکته دیگر این است که قیمت دلار به عنوان یکی از مهم‌ترین فاکتورهای شکل‌دهنده به قیمت سهام در طی سال‌های اخیر اثر روانی بالایی در میان فعالان بازار سرمایه پیدا کرده و همین اثر روانی باعث شده تا چگونگی تحولات آن نقشی عمده در تحلیل قیمت سهام داشته باشد. این عامل در حال حاضر اگر چه توانسته با تثبیت در کانال ۲۴ هزار تومان از انتظارات منفی موجود در بازار سهام بکاهد اما در صورتی که در همین سطح تثبیت شود ممکن است توجیه‌پذیری رشد قیمت سهام در این بازار را کم کند.

در میان تمامی این عوامل اگر بخواهیم به نکته مهم دیگری اشاره کنیم حتما باید به این نکته توجه داشته باشیم که وزن قیمت‌های جهانی در تحلیل قیمت سهام از اهمیت بسیاری برخوردار است. از آنجا که بخش عمده‌ای از ارزش بازار سهام (بیش از ۶۰ درصد) مربوط به شرکت‌های کامودیتی‌محور است، تاثیر قیمت‌های جهانی بر بازار سهام بالاست. همین امر سبب می‌شود تا به طور سنتی چشم تحلیلگران داخلی به بازارهای جهانی کالاهای اساسی باشد و از داده‌های به دست آمده از این بازار به شدت استفاده کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که هم‌اکنون به دلیل رشد قابل‌توجه قیمت این دارایی‌ها، چند وقتی است که رشد قیمت‌ها در بازارهای جهانی نیز متوقف شده که می‌تواند سبب کاهش شتاب رشد سودآوری شرکت‌های بورسی شود.

اما عامل دیگری که در این مسیر می‌تواند بازار سرمایه را تهدید کند، ابهامات مربوط به روند مذاکرات احیای برجام است که می‌تواند با محدود کردن تعامل با اقتصاد جهانی، انتظارات تورمی را تقویت کند و هزینه‌های مبادله را نیز همچنان در سطحی بالا نگه دارد به خصوص که اظهارات شخصیت‌های اقتصادی احتمالی دولت آینده، نویدبخش احیای روابط با اقتصادهای بزرگ غربی نیست . طبیعتا به ثمر نرسیدن این مذاکرات که هم‌اکنون سیگنال‌های به مانع خوردن آن نیز از سوی طرفین برجام به گوش می‌رسد، می‌تواند با سلب عواید ناشی از برداشته شدن تحریم بر آینده شرکت‌ها و همچنین درآمدزایی آنها اثر منفی بگذارد. از این رو به نظر می‌رسد سرمایه‌گذاران باید با در نظر گرفتن تمامی ریسک‌‌های موجود (چه مثبت و چه منفی) اقدام به چینش پرتفوی سرمایه‌گذاری خود کنند و از ذوق‌زدگی پرهیز کرده و نگذارند مجددا پای شبه کارشناسان به تصمیمات آنها باز شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.